تهیه و تنظیم: دکتر جواد تقوی
در اسطورهی یونانی، “اسب تروا” نماد یک فریب بزرگ است؛ سربازانی که درون مجسمهای چوبی پنهان شده بودند و شبانه دروازهی شهر تروا را از درون گشودند. اما در روان انسان، اسب تروا شکلهای پیچیدهتری به خود میگیرد؛ گاهی در لباس مهر، گاهی در نقاب نیاز، و گاهی در چهرهی یک رفتار سازگار. در روانشناسی، اثر اسب تروا به فرآیندی گفته میشود که در آن یک فرد یا تجربه، ظاهری امن و مطلوب دارد اما در لایههای پنهانتر خود، حامل آسیب، کنترل، اضطراب، یا الگوهای تخریبی است که بهمرور وارد روان ما میشود و از درون، نظامهای دفاعی، مرزهای روانی و حتی خودانگارهی ما را مختل میکند.

در روابط عاطفی، این اثر زمانی رخ میدهد که یکی از طرفین – گاه ناآگاهانه – با استفاده از عشق، نیاز به صمیمیت، یا حتی حمایتهای هیجانی، زمینهای را فراهم میکند تا الگوهای مخرب از دوران کودکی یا آسیبهای حلنشدهی درونروانی، به رابطه نفوذ کنند. این میتواند با جملاتی مثل «من فقط بهت اهمیت میدم»، «من بدون تو هیچی نیستم» یا «من فقط میخوام همیشه باهم باشیم» شروع شود. اما در پسِ این کلمات، احساس ناایمنی، ترس از رهاشدگی، یا نیاز افراطی به کنترل پنهان شدهاست.
ریشهی پدیدارشناختی و اگزیستانسیالیستی آن چیست؟ از نگاه اگزیستانسیالیستی، انسان همواره در کشاکش میان آزادی و تعلق است. وقتی تعلقخاطر یا نزدیکی بیش از حد، جای آزادیِ روانی و تمایز را بگیرد، فرد ممکن است ناخودآگاه با ساختن یک اسب تروا، دیگری را درگیر دنیای هیجانی، نیازها یا حتی ترومای خود کند. ما گاه، دیگری را به دژ روان خود دعوت میکنیم، اما نه برای همدلی، بلکه برای زنده نگه داشتن بخشی از خویش که هنوز به رشد نرسیده و با ترس، خشم یا نیاز، زنده ماندهاست. اثر اسب تروا چگونه تشخیص داده میشود؟ تشخیص این اثر نیاز به دقت در نشانههایی دارد که معمولاً در جلسات درمانی با آنها روبهرو میشویم: تجربهی تناقض هیجانی: فرد از یک رابطهی گرم و حمایتگر صحبت میکند، اما همزمان از فرسودگی روانی، احساس محدودیت، اضطراب یا تحلیل رفتن انرژی روانی رنج میبرد.
ترس از جدایی بهجای میل به صمیمیت: پیوند رابطه بر ترس استوار است، نه انتخابی آگاهانه برای همراهی. مرزهای مبهم: مرزهای روانی فرد در رابطه از بین رفته، اما خودش متوجه نیست یا آن را نوعی عشق و فداکاری تلقی میکند. تکرار الگوهای آسیبزا در پوشش عشق: وقتی فرد مدام از “محبت” کسی میگوید که عملاً آزادی، هویت یا حال خوبش را میگیرد. درمان و مداخله چگونه است؟ در رویکرد وجودی، ما با آگاهسازی مراجع نسبت به پویایی پنهان رابطه آغاز میکنیم. اینکه چگونه بخشی از روان او، از طریق این ارتباط در حال بازآفرینی یک تروما یا تکرار الگویی از گذشته است. سپس، با کمک تکنیکهای ذهنآگاهی اگزیستانسیال، مصاحبهی عمیق و گاه تلفیق با مداخلات ACT یا طرحوارهدرمانی، کمک میکنیم تا فرد بتواند مرزهای روانی سالم را بازسازی کند، ترس از تنهایی را لمس و معنا کند، و از “پذیرش دروغین عشق” به سمت “انتخاب آگاهانهی رابطه” حرکت کند. و نکتهی مهمتر این است: اسب تروا الزاماً شرور نیست. اغلب، خود فرد هم نمیداند که در حال ایفای چنین نقشی است. این فرآیند، یک دعوت برای بیداری روانی است. اینکه بهجای ترس از تنهایی، بتوانیم در دل تنهایی، با خود صادق باشیم. و در آن صداقت، بتوانیم عشق واقعی را تجربه کنیم؛ عشقی که نه دژ را ویران میکند و نه آزادی را میبلعد.
آگاه مایند، خانه آگاهی و سلامت www.agahmind.com