روانشناسان

چرا جنگل‌های ما سطل زباله‌ی جمعی شده‌اند؟

چرا جنگل‌های ما سطل زباله‌ی جمعی شده‌اند؟

تحلیل روانکاوانه‌ی یک رفتار روزمره

من همیشه وقتی از کنار جنگل‌های شمال رد می‌شوم، یک صحنه‌ی تکراری می‌بینم: کیسه‌های پلاستیکی آویزان از شاخه‌ها، قوطی‌های کنسرو زیر بوته‌ها، بطری‌های آب‌معدنی که انگار بخشی از منظره‌ی طبیعی شده‌اند. همان آدم‌هایی که این زباله‌ها را اینجا می‌ریزند، در خانه‌ی خودشان حتی پوست موز را هم روی فرش نمی‌اندازند. پس مشکل کجاست؟ دو مکانیسم روان‌شناختی عمیق در کار است که من آن‌ها را «عدم تعلق» و «افق زمانی کوتاه» می‌نامم. ۱. عدم تعلق: جنگل «مال من» نیست در روان‌شناسی محیطی، مفهومی داریم به نام Psychological Ownership (مالکیت روان‌شناختی).

وقتی چیزی را «مال خودمان» می‌دانیم، مراقبتش می‌کنیم؛ وقتی «مال هیچ‌کس» است، بی‌تفاوت می‌شویم. در خانه: فرش، مبل، دیوارها بخشی از هویت ماست. ریختن زباله یعنی آلوده کردن «خود». در جنگل: اینجا «منابع ملی» است، یعنی در ناخودآگاه جمعی، «مال هیچ‌کس خاص». پس زباله ریختن، آلوده کردن «دیگری» است – نه خودمان. این همان پدیده‌ای است که گارت هاردین در مقاله‌ی معروفش (۱۹۶۸) آن را تراژدی منابع مشترک نامید: وقتی مالکیت مشخص نباشد، همه سوءاستفاده می‌کنند. مثال عینی: در روستاهای محلی که مردم جنگل را «باغ پشتی خانه‌شان» می‌دانند، زباله‌ای نمی‌بینید. چون تعلق وجود دارد. ۲. افق زمانی کوتاه: فقط «همین الان» مهم است مردم ما در یک فرهنگ لحظه‌محور زندگی می‌کنند.

در روان‌شناسی شناختی، به این می‌گوییم Temporal Discounting: ارزش‌گذاری کمتر به آینده نسبت به حال. در خانه: اگر آشغال بریزیم، فردا صبح خودمان باید تمیزش کنیم → نتیجه‌ی فوری. در جنگل: اگر زباله بریزیم، ۵۰ سال دیگر جنگل نابود می‌شود → نتیجه‌ی دور، نامحسوس، غیرشخصی. مغز ما برای بقای کوتاه‌مدت تکامل یافته، نه برنامه‌ریزی ۵۰ ساله. وقتی کسی بطری را پرت می‌کند، در ذهنش می‌گوید: «من که دیگه اینجا نمیام. جنگل که تموم نمی‌شه. یکی دیگه جمع می‌کنه.» این همان خودتوجیهی شناختی (cognitive rationalization) است که مسئولیت را به آینده یا دیگران واگذار می‌کند. راه‌حل‌های روانکاوانه (نه شعاری) مشکل: عدم تعلق → راه‌حل: ایجاد حس مالکیت شخصی → مثال: تابلوهای «این درخت را شما کاشتید» با QR کد که هر خانواده درخت خودش را داشته باشد. مشکل: افق کوتاه → راه‌حل: کوتاه کردن فاصله‌ی زمانی نتیجه → مثال: اپلیکیشنی که با ریختن زباله، عکس جنگل ۱۰ سال بعد را شبیه‌سازی کند. یک آزمایش ذهنی تصور کنید همین فرد زباله‌ریز، در جنگل یک تابلو ببیند که نوشته: «این تکه جنگل، متعلق به نوه‌ی شماست. اسمش را بنویسید.» و یک کاغذ و خودکار کنارش باشد. آیا باز هم زباله می‌ریزد؟ احتمالاً نه. چون ناگهان آینده شخصی شد و تعلق ایجاد شد.

نتیجه‌گیری زباله در جنگل، فقط یک مشکل زیست‌محیطی نیست. یک آینه‌ی روان‌شناختی از جامعه‌ی ماست: جامعه‌ای که هنوز طبیعت را بخشی از هویت خود نمی‌داند، و آینده را جدی نمی‌گیرد. تا وقتی جنگل «مال ما» نباشد و «فردا» مهم نباشد، سطل زباله‌ی جمعی باقی خواهد ماند. دکتر جواد تقوی روان‌شناس تخصصی روابط عاطفی، اختلالات خلقی و اضطرابی.

www.agahmind.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 4 = 2