روابط به ویژه رابطه عاطفی قسمت مهمی از یک زندگی سالم هستند. تحقیقات مختلف نشان داده اند که روابط اجتماعی در سلامت فیزیکی و روانی افراد نقش مهمی دارند. افرادی که روابط سالمی دارند از سلامت بیشتری برخوردارند و احتمال مرگشان کاهش می یابد.

برای مثال تحقیقات نشان داده اند احتمال ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی در افرادی که روابط احساسی مستحکمی دارند کمتر از سایرین است. البته همه می دانیم هیچ رابطه ای کاملا بی نقص نیست. هر رابطه ترکیبی از دو وجه سالم و ناسالم است. عاملی که یک ارتباط را مثبت میکند این است که هردو نفر آگاه باشند که این ارتباط نیازمند زمان، تلاش و پشتکار هر دو برای رفع مشکلات است.
اغلب افراد زمان زیادی را برای تشخیص مشکلات رابطه خود می کنند اما کمتر درباره اینکه یک رابطه عاطفی سالم چه ویژگی ها و علایمی دارد و چطور می توان رابطه عاطفی خود را بهبود بخشید صحبت می کنند.
در این مطلب قصد دارم به این سئوالات پاسخ دهم.
قبل از مطالعه ادامه مطلب سئوالات زیر را از خودتان بپرسید
- آیا به یکدیگر اعتماد دارید؟
- آیا به یکدیگر احترام میگذارید؟
- آیا نسبت به هم صادق هستید؟
- آیا هویت فردی خود را در رابطه عاطفی تان حفظ کرده اید؟
- آیا از احساسات ، امید ها، ترس ها و رویاهایتان صحبت می کنید؟
- آیا مهربانی و صمیمیت را در رابطه خود احساس و ابراز می کنید؟
- آیا در رابطه ی شما برابری و عدالت وجود دارد؟
نیازهای هر فرد متفاوت از دیگریست. برای مثال بعضی از افراد بیشتر از سایرین به ابراز علاقه و محبت نیاز دارند. در رابطه ی سالم هر فرد می تواند نیازهای خود را ارضا نماید.
ویژگی های یک رابطه عاطفی سالم
در حالی که روابط با یکدیگیر متفاوتند، خصوصیات کلیدی وجود دارند که می توان از طریق آن ها رابطه ی سالم را از ناسالم تشخیص داد.
اعتماد
اعتماد به یکدیگر یکی از اجزای کلیدی رابطه ی سالم است. تحقیقات نشان داده اند توانایی شما برای اعتماد داشتن به نوع دلبستگی تان در دوران کودکی مرتبط است. روابطی که در سال های اولیه ی زندگی تجربه می کنیم، انتظارات و باور ما نسبت به رابطه های آینده را شکل می دهند. اگر رابطه های قبلی شما با والدین بر پایه ی اعتماد و احساس امنیت بنا شده باشد احتمال اعتماد به شریک آینده تان نیز بیشتر است اما اگر رابطه های قبلی متزلزل و غیرقابل پیش بینی بوده باشند می بایست در روابط آینده تان برای رفع مشکل عدم اعتمادتان از دکتر روانشناس کمک بگیرید.
اعتماد براساس نوع رفتار طرفین با یکدیگر شکل می گیرد. زمانی که شریکتان با شما به خوبی رفتار کند و هرزمان که به او نیاز دارید کنارتان باشد باور و اعتمادتان به او بیشتر می شود.
ساختن اعتماد مستلزم آن است که هر دو طرف خود واقعیشان را برای یکدگیر افشا کنند. با گذشت زمان، فرصت هایی برای آزمایش و ارزیابی اعتماد پدیدار می شود. با رشد اعتماد، رابطه به منبع بزرگی از راحتی و امنیت تبدیل می شود.
اگر احساس می کنید مجبورید مسائلی را از شریک زندگی خود پنهان کنید ، ممکن است به این دلیل باشد که شما اعتماد کاملی به او ندارید.
صداقت و شفافیت
در رابطه ی سالم می توانید خود واقعیتان باشید اگرچه افراد در روابطشان سطوح مختلفی از شفافیت و خود افشاگری دارند ولی ارتباط سالم نباید به شما این احساس را بدهد که می بایست بعضی خصوصیات خود را پنهان کنید و یا خود را به طور کامل تغییر دهید. شفافیت و صداقت نه تنها به استحکام رابطه کمک می کند بلکه باعث پرورش اعتماد نیز می شود.
خودافشاگری به معنای مسائل شخصی ست که حاضرید با دیگری به اشتراک بگذارید. در ابتدای رابطه ممکن است در خصوص مسائلی که حاضر به افشای آن ها هستید محتاطانه تر عمل کنید ولی در گذر زمان با افزایش صمیمیت افراد بیش از پیش نظرات، عقاید، باورها، علاقه مندی ها و خاطرات خود را با یکدیگر به اشتراک می گذارند.
این بدین معنا نیست که می بایست شریک زندگی تان را از هر مسئله ی شخصی مطلع سازید . تمام افراد نیازمند حریم خصوصی خود هستند. مهم ترین مسئله این است که افراد در رابطه به قدری احساس امنیت بکنند که بخواهند امید ها و آرزوهایشان را با طرف مقابل به اشتراک بگذارند. زوج های سالم نیازی ندارند همیشه در کنار هم باشند یا دیگری را از تمام مسائل شخصیشان آگاه سازند.
اگر شریک زندگیتان نیازهای متفاوتی داشته باشد ، می بایست راهی برای سازش در عین حفظ مرزهای شخصی خود پیدا کنید. حفظ مرزها به معنی مخفی کاری نیست بلکه بدین معناست که هر فرد نیازها و توقعات خود را دارد.
مرزبندی سالم به معنی انجام کارهایی ست که به آن علاقه مند هستید مانند ملاقات با دوستان و حفظ حریم شخصی ، در حالی که مسائل مهم را همچنان با شریک زندگیان در میان میگذارید.فردی که به شکل ناسالمی از شما توقع شفافیت دارد ممکن است جزئیات زندگیتان را مورد بررسی قرار داد. به طور مثال می خواهد بداند کجا هستید، با چه کسی هستید، مدت زمان ارتباطتان با اشخاص را کنترل می کند و از شما توقع دسترسی به پروفایل های شبکه های اجتماعی تان را خواهد داشت.
احترام متقابل
در روابط نزدیک و سالم زوجین نسبت به هم احترام متقابل دارند ، یکدیگر را خوار و کوچک نمی شمارند و از یکدیگر حمایت می کنند. روش های مختلفی وجود دارد که زوج ها احترام خود را نسبت به یکدیگر نشان می دهند:
- به صحبت های هم با دقت گوش می دهند.
- تقاضای شریک خود را پشت گوش نمی اندازند.
- نسبت به اشتباهات یکدیگر بخشنده اند و تلاش می کنند فرد مقابل را درک کنند.
- به رشد هم کمک می کنند و باعث افت دیگری نمی شوند.
- برای هم وقت می گذارند
- به مسائلی که شریکشان از آن لذت می برد علاقه نشان می دهند
- این حق را به شریکشان می دهند که شخصیت فردی خود را حفظ کند
- شریکشان را در مسیر اهدافش تشویق و حمایت می کنند
- نسبت به هم قدردان هستند
- نسبت به هم دلسوزی و عطوفت دارند
محبت
مبحت و توجه از ملاک های مهم رابطه سالم است. تحقیقات نشان می دهد که کشش اولیه در هنگام شروع رابطه با گذر زمان کاهش می یابد اما این بدین معنا نیست که نیاز به توجه، محبت و آرامش نیز کم می شود. عشق پرحرارت و سوزان عموما در اوایل رابطه ایجاد می شود و با اشتیاق بسیار ، احساسات قوی و نیاز به در کنار هم بودن مشخص می شود.
اما به مرور زمان این عشق سوزان به عشق دلسوزانه و عطوفت وار تبدیل می شود که دارای اعتماد، تعهد و نزدیکی هیجانی است. در حالی که آن اشتیاق پرشور اولیه به حالت عادی برمیگردد زوج هایی که رابطه ی سالمی دارند قادر هستند در این مرحله صمیمیت پایدارتری را ایجاد کنند.
این مسئله نیز حائز اهمیت است که نیازهای فیزیکی هر فرد متفاوت است. هیچ میزان صحیح و قطعی برای صمیمیت و نزدیکی وجود ندارد. نکته ی مهم یک رابطه ی سالم این است که هر دو طرف رابطه از نظر میزان نزدیکی و صمیمیت هماهنگ باشند. در یک ارتباط رشد دهنده علاقه ی واقعی و عمیق وجود دارد که به روش های مختلفی بیان می شود.
ارتباط صحیح
روابط سالم و بلند مدت چه از نوع دوستانه و چه از نوع عاطفی مستلزم توانایی ارتباط صحیح است.
در پژوهشی مشخص شده که شیوه ی ارتباط زوجین در پیش بینی احتمال طلاق از استرس، تعهد و حتی شخصیت دو طرف مهم تر است.
در حالی که اینطور به نظر می رسد که در روابط سالم خبری از مشاجره نیست توانایی زوج ها در نحوه ی بحث کردن و حل مشکلات و اختلاف نظر ها مهم تر از اجتناب کردن از مشاجرات صرفا برای حفظ آرامش است. گاهی اوقات اختلاف داشتن فرصتی برای محکم تر کردن رابطه تان خواهد بود. تحقیقات نشان داده اند گاهی اوقات کشمکش در روابط صمیمی سودمند هستند زیرا افراد سعی در حل مشکلات ریشه ای تر رابطه شان خواهند کرد و این امر برای آینده رابطه بسیار موثر خواهد بود. در رابطه ی سالم زمانی که اختلافات شکل می گیرند دو طرف از مورد هجوم قرار دادن شخصیت یکدیگر اجتناب کرده و با عطوفت، دلسوزی و احترام به بیان نقطه نظرات خویش می پردازند.
نداشتن بده بستان
روابط قوی با تعامل طبیعی همراهند. در این رابطه هیچ کس نسبت به دیگری احساس برتری و مالکیت ندارد. اگر کاری برای یکدیگر انجام می دهند صرفا به دلیل خواست قلبی ست. در رابطه سالم گرو کشی معنی ندارد و زوجین به شکل معامله به رابطه خود نگاه نمی کنند.
نشانه های مشکلات در رابطه عاطفی
روابط در طول زمان تغییر می کنند و هیچ رابطه ای نمی تواند برای همیشه بدون مشکل باقی بماند. بالاخص استرس های زندگی می تواند منجر به بروز رفتارهای ناسالم و مخرب رابطه شوند. یک رابطه زمانی ناسالم می شود که خصوصیات بد آن نسبت به خصوصیات خوبش بیشتر شود. یا رفتارهایی در رابطه رخ دهد که باعث آسیب رساندن به یک یا هردو نفر شود.
برخی از علایم وجود مشکل در رابطه عاطفی عبارتند از:
- احساس می کنید باید خودتان را تغییر دهید.
- انکار نیازهای خود و اولویت قرار دادن نیازهای شریکتان
- نداشتن حریم خصوصی و حس اجبار برای به اشتراک گذاری جزئیات زندگی فردی
- میزان دسترسی و کنترل نامتعادل در منابع مشترک نظیر : سرمایه ، وسیله ی نقلیه و …
- اقدام به کنترل کردن رفتار دیگری
- مورد انتقاد قرار دادن مسائلی نظیر: افراد مورد ارتباط ، نوع پوشش و کارهایی که انجام می دهید .
- ترس از ابراز نظر و تفکرات شخصی
- ارتباط ضعیف با هم
- بی انصافی و عدم حفظ انصاف در حل مشکلات
- احساس اینکه گذراندن وقت با یکدیگر نوعی انجام وظیفه است
- تمایل به اجتناب و دوری از یکدیگر
- داد و فریاد و توهین کردن با یکدیگر
- خشونت فیزیکی
بعضی از مشکلات می توانند موقتی باشند به طوری که می توانید با یکدیگر آن را ریشه یابی کرده و با استفاده از روش های خودیاری و مراجعه به دکتر روانشناس یا مشاور آن ها را برطرف کنید.
چگونه رابطه عاطفی سالم تری داشته باشیم
رفتارهای مسموم اغلب نشانه ی آن هستند که باید به رابطه ی ناسالم خاتمه داد. در خصوص مشکلات دیگر راه های بسیاری وجود دارد که بتوان ضعف ها را اصلاح کرده و رابطه خود را بهتر کنیم.
برخی از کارهایی که می توان برای قوی تر کردن رابطه انجام داد عبارتند از:
قدردانی خود را نشان دهید
زوج هایی که احساس می کنند در رابطه از آن ها قدردانی می شود نسبت به یکدیگر احساس نزدیکی بیشتری دارند. نتایج یک پژوهش نشان می دهد قدردانی از شریک زندگی راه موثری برای تقویت رضایت در روابط عاشقانه است. مطالعه ای دیگر نشان داد قدرشناسی در رابطه می تواند ادامه ی آن را پیش بینی کند.
جذابیت رابطه عاطفی را حفظ کنید
وظایف روزمره و فرزندان گاهی اوقات منجر به یک روتین کسل کننده میان زوجین می شود.کسلی و عدم جاذبه می تواند منجر به نارضایتی های بیشتری در رابطه شود. تحقیقات نشان می دهد زوج هایی که در سال هفتم زندگی خود ابراز نارضایتی و کسالت می کنند با احتمال بیشتری در 9 سال بعدی از هم طلاق می گیرند.
برخی از کارهایی که برای حفظ علاقه در طولانی مدت می توان انجام داد:
- برای یکدیگر وقت بگذارید.با هم قرار ملاقات عاشقانه ترتیب دهید و یا در طول هفته زمانی را برای یکدیگر اختصاص دهید.
- تجربه های جدید کسب کنید. با هم کلاس ثبت نام کنید و یا سرگرمی مشترک پیدا کنید.
- روزمرگی و کارهای تکراری را در حد توان کمتر کنید.
- زمانی برای نزدیکی و با هم بودن اختصاص دهید.
چه زمانی از روانشناس و مشاور کمک بگیریم
تمام روابط با چالش های مختلفی درگیر هستند. مشکلات مالی ، استرس های زندگی ، نحوه ی سرپرستی و تربیت فرزندان همه و همه می تواند باعث اختلاف نظرها و پستی بلندی های رابطه شوند. حتی زمانی که شما و شریک زندگیتان دارای رابطه ی سالمی هستید برخی از مشکلات نیازمند کمک و مشاوره ی یک فرد حرفه ای ست.
زمانی که احساس می کنید برای مشکلات رابطه تان نیاز به کمک فرد دیگری دارید با یک مشاور و یا روانشناس صحبت کنید. یک متخصص سلامت روان در ریشه یابی مشکل اصلی رابطه تبحر دارد و به شما نحوه ی ارتباط ، گوش کردن و حل کردن مشکلات را آموزش می دهد.
مسئله ای که باید به خاطر داشت این است که شما نمی تواند فردی را مجبور به تغییر رفتارش کنید مگر به خواست خودش.اگر شریک شما تمایلی برای دریافت مشاوره ندارد می توانید به تنهایی در جلسات شرکت کرده و بر رشد و نیازهای خویش تمرکز کنید.
گفتار آخر
حتی اگر رابطه عاطفی تان به نظر سالم می رسد بد نیست گاهی از دور به آن نگاه کنید و به دنبال راه هایی برای پیشرفتش باشید. روابط سالم وابسته به توانایی پیدا کردن مشکلاتی ست که گاها شامل خودتان نیز می شود و می تواند موفقیت رابطه را در بلند مدت تهدید کند.
۱۴ رفتاری که هرگز نباید در رابطه عاطفی تحمل کنیم
وقتی عشق کورمان میکند نمیتوانیم تمام نشانههای رابطهٔ ناکارامد را ببینیم. باور این حقیقت که عشقِ زندگیمان میتواند صفاتی آزاردهنده و گاه خطرناک داشته باشد، دشوار است. چطور آدمی که اینقدر معرکه بهنظر میرسد، دقایقی بعد گرایشات و عاداتی آسیبزننده از خود بروز میدهد؟ هیچکس عالی نیست و آدمها درطول زمان بزرگ میشوند و تغییر میکنند. خوشبختانه برخی مسائل کوچک در رابطهٔ عاطفی قابلحل هستند؛ بااینحال، ممکن است مشکلاتی در رابطه وجود داشته باشند که تنها راه رفع آنها تمام کردن رابطه و قطع تمام وابستگیها میان دو فرد است. حال بیایید ببینیم رفتارهایی که هرگز نباید در روابط عاطفی با آن کنار بیاییم چه هستند؟
بسیاری از این رفتارهای غیرقابلتحمل ناشی از عدم اطمینان به خود و تمایل برای اعمال کنترل و سلطه بر رابطه است. برای مثال؛ ممکن است که همسرتان مرتبا شما را بدون هیچ دلیلی به خیانت متهم کند. درمورد اهداف و دستاوردهایتان کنایههای نامهربانانه بزند یا بهدلیل عقدهٔ حقارت خویش بخواهد شما را متقاعد کند که آرزوهای شغلی شما پایه و اساسی ندارند.
گاهی رفتارهای کنترلگرانهٔ همسرتان میتواند رنگ خشونت خانگی به خود بگیرد. خشونت خانگی میتواند به شکل فیزیکی، عاطفی، روانی یا سوءاستفادهٔ جنسی بروز پیدا کند. شما هرگز نباید با فردی که برای بالا بردن خود به شما احساس حقارت و بیارزشی بودن میدهد کنار بیایید.
درادامه با ۱۴ رفتار که نباید در روابط عاطفی تحمل کنید، آشنا خواهید شد:
۱. سوءاستفادهٔ عاطفی یا کلامی

بسیاری از ما سوءاستفادهٔ عاطفی را بدون اینکه متوجه آن باشیم میپذیریم. سوءاستفادههای فیزیکی با کبودی و زخمهای قابلمشاهده همراه هستند، اما سوءاستفادهٔ عاطفی با گفتههای فریبکارانه و رفتارهای کنترلکنندهای همراه است که باعث میشود به خودتان شک کنید. قربانی این نوع سوءاستفاده اغلب نمیتواند رفتار بد شریک عاطفی خود را بهعنوان سوءرفتار تشخیص دهد. زیرا فرد برای کنار آمدن با استرس چنین تجربیاتی از مکانیسمهای دفاعی روانی مانند انکار و تقلیل دادن استفاده میکند.
رفتار فرد سوءاستفادهگر در ابتدا ممکن است معمولی بهنظر برسد. اما تداوم رفتار تحقیرآمیز نشانهٔ وجود مشکلی بسیار عمیقتر است. رفتارهایی که میتوانند در این دسته قرار بگیرند شامل:
- تحقیر شما دربرابر خانواده، دوستان یا همکاران
- مجبور کردن شما برای اجازه خواستن پیش از ترک منزل
- خالی کردن خشم بر سر شما، فارغ از اینکه مشکل ربطی به شما داشته باشد یا نه
- توهین به شما و به کار بردن اسامی رکیک خطاب به شما
- تهدید شما برای به دست گرفتن کنترل
قرار گرفتن در معرض سوءاستفادهٔ عاطفی در طولانیمدت، منجر به کاهش عزت نفس، دوری از دوستان و خانواده، افسردگی، بیماری، اضطراب و رها کردن اهداف میشود. شما سزاوار چنین رفتارهایی نیستید، اما درک موقعیتی که در آن قرار دارید و ترک سوءاستفادهگر فرایندی زمانبر است. از منابعی که در اختیار دارید و خطوط تماس امدادی (۱۴۸۰ خط مشاوره بهزیستی و ۱۲۳ اورژانس اجتماعی) بهره ببرید و عزم خود را برای ترک این رابطه جزم کنید.
۲. سوءاستفادهٔ فیزیکی
اگر شریک عاطفیتان از شما سوءاستفادهٔ فیزیکی میکند، کسب شجاعت و قدرت برای جدا شدن فرایندی طولانی و سخت خواهد بود که مسائل اقتصادی نیز میتواند به سختتر شدن آن دامن بزند. بنابراین با خودتان مهربان باشید. فراموش نکنید که شما سزاوار این بدرفتاری نیستید و کاملا حق دارید که این رابطه را رها کنید. زمانی که خود را برای بیرون آمدن از این رابطه آماده دیدید، باید چندین اقدام احتیاطی و مرحله را درنظر داشته باشید تا این تغییر آسانتر و امنتر اتفاق بیفتد. این اقدامات شامل موارد زیر هستند:
- جمع کردن تمام مدارک دال بر سوءاستفادهٔ فیزیکی برای ارائه در دادگاه جهت طرح شکایت
- تهیهٔ حداقل دو نقشه برای فرار و محل امن از پیش تعیینشده برای رفتن
- آماده کردن کیفی با پول نقد، دارو، مدارک قانونی، لباس و…
۳. اگر نه گفتن به رابطهٔ جنسی، برای شما مساوی با شنیدن توهین و سرزنش است
بسیار مهم است که بدانید تجاوز میتواند در روابط غیرخشونتآمیزی مثل رابطهٔ زناشویی هم اتفاق بیفتد. به یاد داشته باشید که رضایت دادن به داشتن رابطهٔ جنسی برای یک مرتبه بهمعنی رضایت دادن برای همیشه نیست. اگر همسرتان با این عنوان که «وظیفهات است» یا چون به او «مدیون» هستید شما را برای داشتن فعالیتهای جنسی تحت فشار میگذارد، رابطهتان سوءاستفادهگرانه، ناسالم و ناایمن است و شما سزاوار رابطهای بسیار بهتر از این هستید.
۴. تحقیر ظاهر
وقتی همسرتان وزن و ظاهر شما را تحقیر میکند، کاری بیرحمانه و نابالغانه کرده است. علاوهبر این، او میخواهد شما را فریب بدهد تا متقاعد شوید که قادر به ترک این رابطه نیستید، چون دوستداشتنی نیستید و برای هیچکس بهاندازهٔ کافی خوب نخواهید بود. این روشی بیمارگونه برای برقراری تسلط و کنترل روی رابطه است. شما زیبایید. افراد زیادی به این زیبایی گواهی میدهند. شما مجبور نیستید با کسی بمانید که زشتی درونیاش باعث میشود بخواهد طور دیگری فکر کنید.
۵. اگر همسرتان از شنیدن نیازهای جنسی شما طفره میرود
در موارد زیر نارضایتی و ناراحتی خود را بدون احساس شرم بیان کنید:
- اگر همسرتان به این دلیل که ارضای خودش را مهمتر از ارضای شما میداند، برای پیشنوازی وقت نمی گذارد.
- اگر تمایلی به توجه کردن به خواستههای شما نشان نمیدهد و باعث میشود احساس بدی به تمایلات و نیازهای جنسیتان پیدا کنید.
- یا اگر شما را وادار به فعالیتی جنسی میکند که با آن راحت نیستید.
۶. اگر همسرتان بلندپروازیهای شغلی شما را کوچک میشمرد
برقراری رابطهٔ سالم با کسی که نمیخواهد موفقیت شما را ببیند ممکن نیست. اشکالی ندارد که شریک زندگیتان انتقاد سازندهای را مطرح کند یا از فراموش شدن رابطه بهخاطر مشغلهٔ کاری ابراز نگرانی کند، اما اگر شک به خود، حسادت، ذات کنترلگر، تفکر جنسیتزده و مانند اینها موجب شود که فعالانه به رویههای کاری شما توهین کند، دستاوردهایتان را به سخره بگیرد یا حتی متقاعدتان کنند که فرصتهای پیشرفت را نادیده بگیرید، آن وقت یا باید با این مشکل برخورد کنید یا از رابطه بیرون بیایید.
اگر فکری به حال این مسئله نکنید، تصور کنید که سالها بعد، پس از گذراندن تجربهٔ شگفتیآفرین راضی کردن یک همسر خودخواه که نمیخواست شما موفقتر از او باشید، چه احساسی خواهید داشت.
۷. اگر شریک عاطفیتان رابطه را پنهان نگه داشته است
اگر شما و شریک عاطفیتان متقابلا تصمیم داشتهاید که رابطهای متعهدانه داشته باشید، پس چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد. البته ممکن است بنابه مقتضاتی هر دوی شما تصمیم بگیرید رابطه را علنی نکنید. اما اگر غیر از این است و او شما را به دوستانش بهعنوان شریک زندگی معرفی نمیکند، باید موضوع را جدی بگیرید.
اگر برای این رابطه وقت میگذارید، این حق شماست که شناخته شوید. آیا شریک عاطفیتان شما را در آب نمک خوابانده است و نمیخواهد متعهد به نظر برسد تا بلکه فرد بهتری از راه برسد؟ آیا او دربارهٔ تکهمسری دروغی را به خورد چندین شریک عاطفی داده است و لازم است رابطهتان را پنهان نگه دارد؟ آیا از رابطه با شما شرمگین است چون ظاهر یا چیزی دربارهٔ شما با معیارهای اجتماعی تضاد دارد؟ شما فقط باید با کسی باشید که به شما احترام میگذارد و از بودن با شما مفتخر است.
۸. اگر همسرتان کاری میکند که به برداشت، حافظه و سلامت عقلتان شک کنید

نمونهٔ چنین شخصیتی را میتوان در فیلمی رازآلود با نام چراغ گازی (Gaslight- 1944) با بازی اینگرید برگمن در نقش تازهعروس دید. همسر برگمن گنجی پنهان را با کمک چراغ گازی اتاق زیرشیروانی جستوجو میکند. که همین امر باعث کمنور شدن سایر چراغهای خانه میشود. زمانی که زن به کم شدن نور چراغها اشاره میکند، همسرش اصرار میکند که اینها خیالات او هستند.
این رفتارها از طرف شرکای عاطفی کنترلگر بسیار معمول است. که با هدف ایجاد شک در برداشت شما از واقعیت، قصد دارند شما را از دوستان و خانواده دور کنند. برای نمونه همسر خیانتکار شواهد محکم شما را مبنیبر خیانت خود ساختگی میداند. یا وقتی چیزی را از شما دزدیده است، متقاعدتان میکند که آن را به کسی بخشیدهاید. اگر با حرفهایشان آزردهتان کنند و شما بخواهید با این مسئله برخورد کنید، آنها احتمالا میگویند: «فقط یه شوخی بود» یا «میخواستم سرحال بیای». ترک کردن چنین رابطهای سخت است، زیرا او شما را بدخواهانه دربارهٔ خودتان به شک میاندازد.
۹.اگر همسرتان میخواهد شما را از دوستانتان دور کند
تمایل شریک زندگیتان به دور کردن شما از آشنایانی که پیش از این رابطه با آنها در تماس بودهاید، علامت خطری جدی است. توجیهات متعددی در پس این کار وجود دارد که همگی آنها بد هستند. دلایلی از قبیل کنترلگری، حسادت و عدم اطمینان به خود که درهنگام معاشرت شما با دیگری در همسرتان تشدید میشود؛ تا آنجا که بر خوشحالی، روابط شخصی و خودمراقبتی شما اثر منفی میگذارد. احتمالا همسرتان حدس میزند که دوستانتان به دلایل معقولی این رابطه را تأیید نخواهند کرد. بنابراین تلاش میکند تا شما را از کسانی که اشکالات جدی این رابطه و نگرانی خود را متذکر میشوند، دور کند.
فردی که میخواهد شما را به تملک درآورد و از دنیای اطرافتان جدا کند، به هیچ وجه قابلاعتماد نیست.
۱۰. همسری که همواره شما را به خیانت متهم میکند
شما مجبور نیستید که بهخاطر شکی که همسرتان به خودش دارد، از دوستان صمیمیتان جدا شوید. اگر جنبههایی از دوستی شما همسرتان را آزرده میکند، قطعا باید به نگرانیهایش گوش بدهید و ببینید رفتارتان چگونه موجب ناراحتی او میشود. اما اگر همسرتان علیرغم بیگناهی شما و نبودن علتی برای اشتکاک، دائما اتهام خیانت را با یک یا چند تن از دوستانتان مطرح میکند، مشکلی در او وجود دارد. همسرتان باید بداند که شما خارج از رابطهتان با او هم موجودیتی دارید و پیش از وارد شدن به رابطه هم این موجودیت را داشتهاید. این به معنی خیانتکار بودن شما یا مجاز بودن برای نسبت دادن چنین صفتی به شما نیست. تنها این معنی را میدهد که شما انسان مستقل و چندوجهی هستید که آدمهای بسیاری را به دلایل متفاوتی در زندگیاش دارد.
این مشکل خطرناک است زیرا اگر بدون برطرف کردنش در رابطه بمانید، برای قطع رابطه با دوستانتان تحت فشار قرار خواهید گرفت. همچنین، توجه کنید که چه او را به خیانت با دوستانش متهم کنید چه نه، او بدون نگرانی از واکنشتان به رابطهاش ادامه میدهد. این استانداردهای دوگانه بیشازپیش آشکار میکنند که اگر نمیخواهید به رابطهتان پایان بدهید، باید به رفتار او پایان دهید.
۱۱. همسری که به حدومرزتان احترام نمیگذارد

آیا همسرتان با اتفاقات ناگواری که برایتان پیش آمده است، شوخی میکند؟ آیا در حال ترک اعتیاد به مواد یا الکل هستید و همسرتان به شما پیشنهاد مصرف میدهد؟ یا در حضور شما، حتی وقتی ناراحتی خود را ابراز کردهاید، به مصرفش ادامه میدهد؟ آیا دربارهٔ روابط قبلی خود طوری با شما صحبت میکند که پریشان شوید؟ آیا همسرتان مسائل شخصی شما را برخلاف میل شما با دیگران درمیان میگذارد؟ اینها تنها برخی از نمونههای تعدی به حدومرزهاست که توسط شرکای عاطفی رخ میدهد. شما باید به آنها بفهمانید که چنین کارهایی تمامکنندهٔ رابطه هستند.
۱۲. همسری که خشم و تجربیات شما را بیاعتبار میداند
همانطور که باید فردی که شما را نسبت به درک و برداشتتان به شک میاندازد رها کنید، نباید همسری را تحمل کنید که میخواهد شما را متقاعد کند بخشهای مهم خاطرات و تجربیاتتان بیاهمیت یا غیرواقعی هستند. برای مثال؛ وقتی زنی خشم خود را نسبت به شنیدن متلکهای خیابانی مکرر در مسیر کارش به همسرش ابراز میکند و او در جواب با گفتن: «اتفاق مهمی نیست، فکر کن ازت تعریف میکنن» موضوع را کماهمیت جلوه میدهد، زن باید این نادانی را در نطفه خفه کند و اینگونه به او مسائلی را یاد بدهد که ممکن است نژاد یا جنسیتش مانع مواجهه با آنها شده باشند. به این ترتیب او یاد میگیرد که شرایط زن را درک کند.
اگر بحث با او را آغاز نکنید و به این بیخبری پایان ندهید، قابلپیشبینی است که در این رابطه پریشان و آزرده خواهید شد. به همین ترتیب، اجازه ندهید که شریک عاطفی شما خشمتان را بیاعتبار و کوچک جلوه دهد.
۱۳. همسری که در حرف شما میپرد
همیشه این را میشنویم و البته حقیقت دارد: مکالمه یکی از مهمترین بخشهای هر رابطه است. اگر همسرتان مرتبا در حرف شما میپرد، حتی اگر قصد بدی نداشته باشد و صرفا عادتی ناپسند را بروز دهد، باید به او گوشزد کنید. دفعهٔ بعد که در حرف شما پرید بپرسید: «میخواهی با هم حرف بزنیم یا میخواهی سخنرانی کنی؟»
۱۴. همسری که صفاتی رکیک به شما نسبت میدهد
آیا همسرتان روابط عاطفی گذشتهٔ شما را یادآوری میکند و به شما صفات رکیکی نسبت میدهد؟ آیا درمورد پوشیدگی لباستان تذکری همراه با توهین میدهد؟ این توهینها راهی برای کنترل کردن شماست. این کار منزجرکننده است و جایی در روابط محترمانه و عاشقانه ندارند.
کلام پایانی
رابطه عاطفی و زندگی مشترک معمولا با فراز و نشیب همراه است. با کوچکترین مشکل نباید به جدایی فکر کرد، با وجود مشکلات متعدد و عمیق هم نباید به زندگی مشترک ادامه داد. اگر یک یا چند مورد از این فهرست را در همسرتان مشاهده میکنید، بهتر است درباره آنها صحبت کنید و اگر لازم است از مشاور کمک بگیرید. اما اگر همسرتان ارادهای برای اصلاح ندارد، مجبور به ادامه رابطه نیستید. شما تجربهای مشابه داشتهاید؟ هیچیک از این موارد را در همسرتان میبینید؟ آیا برای رفع آن تلاش کردهاید؟ خوب است از نتیجه و تجربه شخصیتان بگویید، شاید برای دیگران هم راهگشا باشد.
