ACT از سیر تا پیاز
مقدمه
ار آنجایی که رویکرد ACT نسبت به دیگر رویکردهای درمانی مانند رویکرد شناختی رفتاری(CBT) یا روانکاوی جوانتر است، به همین خاطر تعداد افرادی که با تمام قوا وارد این حیطه درمانی میشوند کم است. شاید دیده باشید افرادی که برای شنا به استخر یا دریاچه میروند قبل از شیرجه زدن به درون آن در ابتدا انگشتان خود را وارد آب میکنند و سپس کم کم مابقی اعضای بدن خود را تا اینکه نهایتا در آن شیرجه میزنند.

رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) نیز به همین ترتیب است افراد ابتدا با شک و تردید، کمی در آن داخل میشوند چون هنوز نسبت به آن اطمینان ندارند اما با آشنایی بیشتر با آن، در آن غوطهور خواهند شد.
دلیل عمده این عدم اطمینان اولیه نیز این امر است که بر خلاف مدل های درمانی دیگر که فرضشان بر این است که مراجعان باید علائمشان کاهش یابد تا اینکه بتوانند زندگی بهتری شروع کنند، در مدلدرمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) زندگی توجه آگاهانه و همسو با ارزشها پیامد مطلوب رویکرد ACT است و نه کاهش علائم. با اینکه رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد علائم را کاهش میدهد اما هرگز هدفش این نیست.(امین زاده،1394)
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (act) نوعی روش نوین درمانی به شمار می رود که به عملی سازی اهداف توجه ویژه ای دارد. رویکرد ACT با تلفیقی از چهار رویکرد توجه، پذیرش، تعهد و تغییر رفتار طراحی شده است. این رویکرد عامل شکل گیری چالش و مشکلات زندگی را اجتناب تجربه ای بر می شمارد. ما در این مقاله قصد داریم در خصوص پاسخ به سوال “رویکرد ACT چیست؟” اطلاعاتی را ارائه دهیم.
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (act) یک روش درمانی نوین است که با تلفیقی از چهار رویکرد تعهد، پذیرش، توجه یا هم جوشی زدایی و تغییر رفتار به صورت متعهدانه طراحی شده است. به عبارتی دیگر رویکردACT یک درمان رفتاری در خصوص عملی کردن به شمار می رود. در این رویکرد به عملی سازی اهداف توجه ویژه ای می شود. در واقع طبق رویکرد ACT ضرورت دارد انسان ارزش های مرکزی و حائز اهمیت زندگی را دریابد. زین پس بر اساس ارزش های مرکزی در خصوص الهام بخشی، برانگیختگی و هدایت رفتار استفاده نماید. چنین عملی یک رفتار اگاهانه و هوشیارانه به شمار می رود که با یک دید کاملا باز شکل می گیرد. حروف اختصاری ACT مخفف عبارت “Acceptance and commitment therapy” می باشند که در معنی رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (act) کاربرد دارند. واژه ی A بیانگر پذیرش افکار و احساسات است که به زندگی در زمان حال تمرکز دارد.
واژه C نشان از انتخاب یک راه ارزشمند دارد و واژه T برای عملی سازی اهداف به کار برده می شود.
پایه های ACT طبق نظام ارتباطی شکل گرفته است. این نظام که با عنوان RFT شناخته می شود نتیجه ی موج سوم روان درمانی است.
رویکرد ACT در سال 1982 به وسیله ی استیون هیز معرفی شده است. در این رویکرد باور بر این است که عامل شکل گیری مشکلات در زندگی، اجتناب تجربه ای است.
اجتناب تجربه ای به اجتناب انسان از رویداد های خاص، افکار، حواس و احساسات اطلاق می شود. در دنیای واقعی اجتناب تجربه ای کاربرد های منحصر به فردی دارد. به طور مثال هنگامی که کودک از دست زدن به بخاری خودداری می کند، اجتناب تجربه ای شکل گرفته است. این در حالی است که اجتناب تجربه ای در حوزه احساسات و افکار سبب تشدید یک رفتار متناقض می شود. در واقع هنگامی که فردی تلاش می کند تا از تجربیات خصوصی احساسی پرهیز نماید، احتمال افزایش آن تجربه و شکل گیری مشکلات به مراتب بزرگ تر تشدید می گردد. اصلی ترین هدف رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (act)، شکل گیری انعطاف پذیری شناختی است. این هدف زمینه ساز برقراری ارتباط با زمان کنونی، عمل متعهدانه به ارزش است که به وسیله ی پذیرش و هم جوشی زدایی شکل می گیرد.
انسان با انعطاف پذیری روانشناختی می تواند بدون توجه به گذشته و آینده به زندگی در زمان حال بپردازد. زین پس ارزش و اهداف زندگی را شناسایی نماید و رفتار هایی را بروز دهد که با ارزش های زندگی همخوانی داشته باشند. شخصی که دارای انعطاف پذیری روانشناختی است از امیال، آرزو، خاطره و احساس آزار دهنده دوری می کند. بدین ترتیب با شکل گیری انعطاف پذیری روان شناختی می توان تنش، رنج و درد های زندگی را تحت کنترل در آورد و یک زندگی معنادار را شکل داد. به جرئت می توان گفت مولفه های کلیدی مداخلات بر اساس تعهد و پذیرش، تشخیص مرز هایی است که روند زندگی را از رویه ی مطلوب منحرف ساخته است.
در رویکرد ACT سعی می شود تا رابطه میان افکار و احساسات مشکل زا تغییر پیدا کند. هدف از تغییر رابطه بین افکار و احساسات شکل گیری ادراک نسبت به بی ضرر بودن عوامل ناراحت کننده است. به عبارتی دیگر رویکرد ACT تلاش می کند تا به افراد آموزش دهد که وقایع درونی یک امر عادی هستند. لذا می توان با پذیرش آن ها از قضاوت اجتناب کرد. یکی از مزیت های رویکرد ACT کسب یک احساس متعالی است. در این رویکرد به مراجعین کمک می شود تا پس از تعیین ارزش های زندگی مطابق آن ها اعمال شکل بگیرند. پژوهش ها حاکی از آن دارند که رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد در راستای درمان افسردگی، اضطراب، درد های مزمن، سوء مصرف مواد مخدر و افزایش رضایت در رابطه زناشویی موثر واقع است.
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) چیست؟
درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش مخلوطی از 4 رویکرد توجه آگاهی ، پذیرش ، تعهد و تغییر رفتار است. اساس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نظریه نظام ارتباطی (Relational Frame Theory: RFT) است. که حاصلی از موج سوم روان درمانی است که توسط استیون هیز و همکارانش در سال 1982 معرفی شد. واژه ACT در واقع برگرفته شده از:
Acceptance and Commitment Therapy”: ACT” است.
A: پذیرش افکار و احساسات و بودن در زمان حال
C: انتخاب جهتی ارزشمند
T: عمل کردن
اساسا ACT یک درمان رفتاری است: درباره عمل کردن. اول اینکه عمل ارزشمدار است. به عنوان مثال در زندگی به دنبال چه چیزی هستید؟ در قلب و فکرتان به چه چیزی اهمیت می دهید؟ و….. سپس میتوانید از این ارزشهای مرکزی برای هدایت کردن ، برانگیختن و الهام بخشیدن به تغییر رفتاری استفاده کنید.
دوم اینکه این روش درباره عمل ((توجه آگاهانه)) است: عملی که هوشیارانه انجام میدهید با آگاهی کامل _کاملا باز نسبت به تجربیاتی که دارید و کاملا درگیر با هر آنچه انجام میدهید.
رویکردACT اسمش را از یکی از پیام های مرکزی اش گرفته است: بپذیرید هر آنچه را که خارج از کنترل شخص شما هست و متعهد باشید به آنچه که زندگی شما را پر بار میسازد.( امین زاده،1394)
ACT بر مبنای این مفروضه است که اصلی ترین مشکلی که اکثر مراجعان با آن مواجه می شوند اجتناب تجربه ای است، که به اجتناب فرد از افکار، احساسات، حواس، و سایر رویدادهای خصوصی گفته میشود. اجتناب می تواند کاربردهای خاص خودش را در دنیای واقعی داشته باشد، مثل وقتی که یک نفر رانندگی در خیابانی که پل آن خراب شده است اجتناب میکند یا از لمس یک اجاق داغ خودداری می کند. اما در زمینه افکار و احساسات، افرادی که تلاش میکنند تا از تجربیات خصوصی اجتناب کنند، ممکن است به طور متناقضی آنها را افزایش دهند و منجر به انواعی از اجتناب شوند_ که حتی باعث ایجاد مشکلات بیشتری شود.(کمالی و کیان راد،1393)
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یا درمان مبتنی بر پذیرش و پایبندی که به اختصار درمان اکت (ACT) نامیده میشود، نوعی رفتار درمانی تجربی مبتنی بر مایندفولنس (Mindfulness، ذهن آگاهی، توجه آگاهی) و بافتارگرایی است که بنیانِ بخش بزرگی از روانشناسی غرب را به چالش میکشد. در طی این درمان، مراجعان از طریق شش فرایند اساسی (پذیرش، همجوشی زدایی شناختی، آگاهی از لحظه حال، خود به عنوان زمینه، ارزش ها و اقدام متعهدانه) هدایت میشوند تا به گشودگی برسند و تمام تجربیات را، یعنی انواع گوناگون افکار و احساسات، همانگونه که هستند، تجربه کنند. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت) که در سال ۱۹۸۶ توسط پروفسور استیون هیز معرفی شد و توسعه یافت، نخستین درمان «موج سومی» است که مطالعات تجربی بسیاری، اثربخشی و فایده آن را تایید کردهاند.
رفتاردرمانیهای «موج اول» در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی بر تغییر رفتاری آشکار تمرکز داشتند و در آنها از تکنیکهای شرطیسازی عامل و کلاسیک استفاده میشد. «موج دوم» در دهه ۷۰ میلادی شامل مداخلات شناختی به عنوان راهبرد کلیدی بود و در نهایت، رفتاردرمانی شناختی (CBT) در موج دوم غالب گردید.
هدف درمان در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد چیست؟
در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد هدف درمان، ایجاد انعطاف پذیری شناختی از طریق شش فرایند، پذیرش، هم جوشی زدایی،خود به عنوان زمینه ارتباط با زمان حال، ارزشها و عمل متعهدانه به ارزشهاست که در ادامه راجب به آنها صحبت خواهیم کرد.
انعطاف پذیری روانشناختی یعنی فرد این توانایی را داشته باشد که بتواند به جای غرق شدن در گذشته و آینده، در زمان حال زندگی کند و ارزشها و اهداف خود را شناسایی کند و به جای اجتناب از افکار، احساسها، خاطرهها یا امیال آزاردهنده رفتاری را در پیش بگیرد که با ارزشها و اهدافش هماهنگ باشد. بدین منوال فرد با کنترل موثر دردها، رنج ها و تنش هایی که زندگی به طور اجتناب ناپذیری برای او ایجاد کرده، یک زندگی پربار و معنادار برای خود ایجاد می نماید. شناسایی و تشخیص مرزهایی که افراد را از زندگی مطلوب بازداشته اند، مولفه های کلیدی مداخلات مبتنی بر تعهد و پذیرش است.
روند ACT ممکن است کوتاهتر از سایر اشکال درمان باشد. EvidenceTrusted Source نشان میدهد که انجام مداخلات مختصر ACT در کارگاههای بعدازظهر، به عنوان بخشی از یک بازدید مراقبتهای اولیه یا حتی آنلاین یا از طریق تلفنهای هوشمند میتواند نتایج مطلوبی داشته باشد.
در طول یک جلسه ACT، یک درمانگر ممکن است با همکاری با یک فرد برای ایجاد ارزشها و باورهای اصلی خود شروع کند. آنها ممکن است این کار را با پرسیدن سؤالاتی در مورد آنچه در زندگی و اهدافشان بیشتر ارزش دارند، انجام دهند.
سپس یک درمانگر ممکن است در مورد اینکه چگونه یک فرد میتواند به ارزشهای اصلی خود پایبند باشد بحث کند. آنها ممکن است در مورد لحظاتی در گذشته یک شخص بپرسند که اقدامات آنها با ارزشهای اصلی آنها مطابقت ندارد و در مورد اینکه چگونه میتوانستند متفاوت عمل کنند صحبت کنند.
جلسات ACT همچنین ممکن است شامل تمرینات تمرکز حواس باشد که برای ایجاد آگاهی از افکار و احساسات فرد طراحی شده است. یک درمانگر ممکن است به فرد کمک کند تا بفهمد که افکارش آنها را تعریف نمیکند.
گاهی اوقات، یک درمانگر ممکن است برای تمرین مهارتهای پذیرش یادگیری و ذهنآگاهی، تکالیفی را بین جلسات به فرد بدهد. آنها ممکن است به فرد آموزش دهند که درمورد انحراف شناختی و پذیرش یا نحوه ایجاد حسی از خود متمایز از افکار و احساسات استفاده کنند.
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد ارتباط بین افکار و احساسات مشکلزا را تغییر میدهد تا افراد آنان را به عنوان علائم مرضی درک ننموده و حتی یاد بگیرند که آنها را بیضرر (حتی اگر ناراحت کننده و ناخوشایند باشند) درک کنند. در واقع دررویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) هدف این است که افراد بیاموزند وقایع درونیشان، مخصوصاً آنهایی را که ناخواستهاند، قضاوت نکنند و بپذیرند. رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد فرد را یاری میکند تا حسی متعالی از خود کسب کند. هدف کاربرد رویکرد ACT آن است که به مراجع کمک کند تا ارزشهای زندگی اش را مشخص کند و بر اساس آنها اقدام به عمل کند. نتایج پژوهشها نشان داده است که رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش رضایتمندی زناشویی، کاهش اضطراب، افسردگی، استرس پس از سانحه، دردهای حاد و مزمن ، سوءمصرف مواد و سایکوز موثر است. (عزیزی و همکاران،1396)
هدف درمان پذیرش و تعهد، ایجاد یک زندگی پربار و معنادار و در عین حال، پذیرش رنجی است که زندگی با خود دارد.
تنها از طریق اقدامات مبتنی بر ارزش است که میتوانیم یک زندگی پربار داشته باشیم. البته مادامی که برای ساختن این زندگی تلاش میکنیم، با موانع مختلفی در قالبِ «تجربههای شخصی» ناخواسته و ناخوشایند مواجه خواهیم شد (مثل افکار، تصورات، احساسات، ادراک، تکانهها و خاطرات منفی). درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای مدیریت این تجربههای شخصی از مهارتهای مایندفولنس (توجه آگاهی/ذهنآگاهی) استفاده میکند.
شش فرایند اصلی در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) در عمل میتواند در قالب 6 فرایند که از درون با هم مرتبط اند مورد توجه قرار بگیرد. این فرایند های اساسی در بسیاری از زمینه های مهم به هم مرتبط اند و هیچ یک از آنها نباید کاملا جدا در نظر گرفته شود.
ارتباط با لحظه اکنون
در این گام آگاهی روانی فرد در زمان حال تأکید می شود و فرد به حالات روانی، جسمانی، افکار، احساسات و رفتارخود درلحظه حال آگاهی مییابد. (محمود علیلو،1396) وقتی که یاد میگیریم با لحظه اکنون ارتباط برقرار کنیم، یاد میگیریم همه آنچه را که آن لحظه در اختیار دارد (مثلا افکار افسرده یا شاد، تصاویر اضطراب برانگیز یا خنده آور و غیره) در آغوش بگیریم و بپذیریم و مشاهده کنیم که افکار، احساسات و حواس در یک رود بی انتها می آیند و میروند و چیزی بیشتر یا کمتر از رویدادهای خصوصی نیستند. با این طرز تلقی از ارتباط با لحظه اکنون ما میتوانیم حتی وقتی که در حال تجربه رویدادهای خصوصی ناخواسته هستیم با توجه آگاهی و براساس ارزشهای انتخابی خود عمل کنیم.
تمرینات تمایل و توجه آگاهی نظیر مدتیشن، دو نوع از مداخلاتی است که ارتباط با لحظه اکنون را افزایش میدهد. (کمالی و کیان راد،1393)
هم جوشی زدایی (به افکارتان نگاه کنید)
هم جوشی زدایی (ناهمجوشی) به این معناست که یاد بگیریم از افکار، تخیلات و خاطراتمان جدا یا سوا شویم. به جای اینکه گرفتار افکارمان شویم یا با تهدید آنها وادار به انجام کاری شویم به آنها اجازه دهیم بیایند و بروند و درست مانند ماشینهایی که در بیرون از پنجره ما در حال گذر هستند.
فردی را در نظر بگیرید که وسواس های فکری درباره آلودگی را تجربه میکند یا هذیان های پارانوئیدی دارد. درباره اینکه کار ساده ای مثل بیرون رفتن از درها منجر به مرگ می شود. ناهمجوشی به فرد اجازه میدهد افکارش را به عنوان افکار ببیند نه اینکه آنها را حقایق مسلمی درباره جهان به حساب آورد. ناهمجوشی، مراجع را رها می سازد تا به جای محتوای کلامی همجوش، بر مبنای ارزشها و شرایط محیط کنونی اش عمل کند.
پذیرش
در این راستا به بیمار آموزش داده میشود که تلاش برای اجتناب یا کنترل تجارب ذهنی آزار دهنده اش بی تأثیر است یا اثرمعکوس دارد و موجب تشدید آنها میشود و باید سعی کند آنها را به طورکامل بپذیرد. (محمود علیلو،1396) درمانگر ACT به مراجع فرصت می دهد که احساساتی که در مسیر زندگی به طور اجتناب ناپذیری ایجاد می شوند داشته باشد و آن احساسات را همانطور که هستند تجربه کند و نه به عنوان چیزی که باید از آن اجتناب کند مراجع یاد میگیرد خودش را به خاطر مشکلات سرزنش نکند برای تغییر تجربیات خصوصی تلاش نکند و تمایل داشته باشد با ترس و سایر رویدادهای روانشناختی ناخواسته مواجه شود و در مسیری که انتخاب کرده و در یک جهت ارزشمند حرکت کند. (کمالی و کیان راد،1393)
خود به عنوان زمينه (آگاهی خالص)
همگي ما با فكر كردن با خود خيلی آشنا هستيم: بخشی از ما كه هميشه فكر ميكند، افكار، باورها، خاطرات، قضاوت ها، خيالات، طرح ها و غيره توليد ميكند. اما بيشتر افراد با نگاه كردن به خودشان نا آشنا هستند: جنبه اي از ما كه آگاه است از هر آنچه كه در هر لحظه فكر میكنيم، احساس ميكنيم، ميبينيم يا انجام ميدهيم. براي مثال در طول زندگي بدن شما تغيير میكند، افكار شما تغيير میكنند، احساسات شما تغيير میكنند، نقش هايي كه داريد تغيير ميكنند اما شمايی که قادر هست به همه اين تغييرات توجه يا نگاه كند هرگز تغيير نخواهد كرد. همانند اين است كه شما برای تمام زندگی تان آنجا بوده اید. رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) فرصت های عملی فراهم میکند تا خود به عنوان زمینه یا این آگاهی خالص افزایش پیدا کند. (امین زاده،1394)
ارزشها (بدانید چه چیزی مهم نیست)
در این گام، به فرد کمک میشود تا ارزشهای شخصیاش را بشناسد وبه شکل عملیاتی بتواند آنها را به اهداف رفتاری خاص تبدیل کند. یک درمانگر در رویکرد ACT معمولا سوالاتی از این قبیل میپرسد “در زندگیتان دنبال چه چیزی هستید؟” چه چیزهایی برای شما واقعا اهمیت دارد؟ و…. (محمود علیلو،1396) ارزشها، صفات مطلوب برای عمل مداوم هستند. داشتن ارزشهای واضح و روشن یک قدم اساسی در خلق زندگی پر معنا است. معمولا در رویکرد ACT از ارزشها به عنوان جهت های انتخاب شده زندگی یاد میکنیم. ما معمولا ارزش ها را با قطب نما مقایسه میکنیم چرا که آنها به ما جهت میدهند و سفر ما را به طور مداوم هدایت میکنند.(امین زاده،1394)
عمل متعهدانه (انجام دهيد آنچه را كه لازم است)
عمل متعهدانه، به معنای انجام عمل مؤثری است كه توسط ارزشهايمان هدايت شده باشد. خيلي خوب است كه ارزشهايمان را بشناسيم اما اين امر فقط از طريق عمل مداوم همسو با ارزش ها كه زندگي را غني، كامل و معنادار میسازد بايد صورت گيرد. به عبارت ديگر ما سفری در پيش نخواهيم داشت اگر فقط به قطب نما خيره شويم؛ سفر ما وقتي شروع میشود كه پاها و دست هايمان را براي رسيدن به هدف مورد نظرمان به كار اندازيم. عمل ارزش مدار طيف وسيعي از افكار و احساسات هم مطلوب و هم نامطلوب را بر می انگیزد. بنابراين عمل متعهدانه به معنای “انجام دهید آنچه را که لازم است”می باشد: براي داشتن زندگي ارزشمند حتي اگر درد و رنج به دنبال داشته باشد. همه مداخلات رفتاری سنتی، مانند هدف گزینی، مواجهه، فعال سازی رفتاری و آموزش مهارت ها، میتوانند در این بخش از مدل به کار گرفته شوند و هر مهارتی که میتواند زندگی را تسهیل و پر بار سازد، از مذاکره تا مديريت زمان، از جرأت ورزي تا حل مسئله، از خودآرام سازی تا مقابله با بحران، میتواند در این بخش از نمودار شش وجهی آموخته شوند. (به شرط آن که در خدمت زندگی ارزشمند باشد و نه در خدمت اجتناب تجربه ای).( امین زاده،1394)
۱. همجوشی زدایی با افکار(Defusion)
در سطح فاصله گیری از افکار ما از زبان میگذریم. به نظر میرسد منراجعین میپندارند که افکار حقایقی غیر قابل تغییر هستند یا قوانینی که میبایست از آنها پیروی کنیم یا رویدادهای مهمی که مستلزم توجه کامل ما هستند یا حتی رویدادهای تهدیدگری که میبایست از شر آنها خلاص شویم. به عبارت دیگر، وقتی درگیر افکار خود میشویم، آنها را کاملا جدی گرفته و نفوذ زیادی بر رفتار ما پیدا میکنند. فاصله گیری از افکار به معنای آن است که بتوانیم «عقبگرد» کنیم و بدون آنکه درگیر زبان و افکار شویم، با دیدی کلی و گسترده به نظاره و مشاهده آنها بپردازیم. (تقویت مهارت مشاهده گر بودن)
میتوانیم دریابیم که افکار ما چیزی بیشتر یا کمتر از رویدادهای گذرای شخصی یا جریانِ گذرای واژهها، افکار و تصاویر نیستند.
وقتی افکار خود را مشاهده میکنیم، تأثیر و نفوذ آنها به مراتب کمتر خواهد شد. برای مثال، برای مقابله با یک فکر ناخوشایند باید به سادگی از دور آن را مشاهده کنیم یا آن را چندین بار با صدای بلند تکرار کنیم تا به یک صدای بیمعنی بدل شود؛ یا آن را با صدای یک شخصیت کارتونی تصور کنیم یا آن را با ریتم آهنگ «تولدت مبارک» بخوانیم یا اینکه در سکوت از ذهن خود بابتِ چنین فکری که در سر داریم تشکر کنیم. فرصتهای زیادی برای خلاقیت وجود دارد. بر خلاف رویکرد شناختی رفتاری، هیچکدام از تکنیکهای گسستِ شناختی با ارزیابی یا انکار افکار ناخوشایند سر و کار ندارند. بلکه صرفا در سدد متزلزل کردن باور مطلق به حقیقی بودن افکار هستند.
۲. پذیرش (Acceptance):
جا باز کردن برای احساسات، هیجانات ادراکات، تمایلات و سایر تجربیات شخصی بدون اینکه با آنها مبارزه کنیم، از آنها اجتناب کرده یا بیش از حد موردتوجه قرارشان دهیم، به آنها اجازه میدهد بروز پیدا کنند. پذیرش همچنین به معنای تمایل به روبرو شدن است. روبرو شدن با واقعیت موقعیت ها همانطور که هستند نه آن طور که میخواهیم باشند.
۳. تماس با لحظه حال (Living in the Present Moment):
آگاهی کامل از تجربیات حاضر، با گشادهرویی، علاقه و پذیرش؛ و تمرکز و مشارکت کامل و لحظه به لحظه در هر آنچه که در دست انجام است.
۴. خویشتن مشاهدهگر (خود به عنوان زمینه یا خود به عنوان بافتار/ Self as Context):
رسیدن به یک حس عالی از خویشتن؛ تداوم حضور و سکونی که تغییرناپذیر، همیشه حاضر و آسیبناپذیر است. از این منظر میتوانید به این تجربه برسید که شما افکار، احساسات، خاطرات، تمایلات، ادراکات، تصورات، نقشها یا جسم مادی خود نیستید.
این پدیدهها بهطور دائم تغییر میکنند و جوانب فرعی شما هستند و ربطی به جوهرهی وجودی شما ندارند.
۵. ارزشها (Values):
شفافسازی در خصوص مسائلی که اهمیت ویژهای در قلبتان دارند.
سوالات روشن کننده ارزش ها:
- اینکه میخواهید چگونه فردی باشید؟
- چه چیزی برایتان بیشترین اهمیت و معنا را دارد؟
- و اینکه در زندگی به دنبال چه چیزی هستید؟
- میخواهید عمرتان صرف چه چیزی بشود؟
۶. عمل متعهدانه (Committed Action):
هدفگذاری بر اساس ارزشها و انجام اقدامات مؤثر برای تحقق آن اهداف و ماندن در مسیر ارزش ها.
درمانگر چگونه از رویکرد ACT برای درمان استفاده میکند؟
در ادامه، استعاره ای فیزیکی و قابل لمس برای توضیح مختصر مدل اکت ارائه میدهیم.
درمانگر: درمانگر سخت است که ACT (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) را فقط با تعریف سادهای به شما توضیح دهم به همین خاطر با مثالی قابل لمس این کار را انجام خواهم داد.
درمانگر کتابی را به مراجع نشان خواهد داد و میگوید این کتاب همان افکار، احساسات و خاطراتی هست که مدت زمان زیادی با انها دستو پنجه نرم کردهاید. حالا این کتاب را جلویه صورت خود نگه دارید، آیا میتوانید همزمان به راحتی با من صحبت کرده یا کار دیگری را انجام دهید؟
مراجع: خیر
درمانگر: زمانی که محکم افکار و احساسات خود را در دست گرفته اید (همانند نگه داشتن کتاب جلویه صورتتان) صحبت کردن با من چطور است؟
مراجع: خیلی سخت
درمانگر: خب مادامی که این افکار و احساسات را محکم نگه داشته اید (همچون کتاب) نه تنها رابطه خود را با جهان اطراف و دیگران بلکه نمیتوانید آنچه را که برای زندگیتان هم مفید است انجام دهید.
مراجع: زیر لب می گوید بله
درمانگر: حالا از شما میخواهم کتاب را محکم جلو صورت خود نگه دارید و از سمت دیگر من سعی میکنم کتاب را از شما جدا کنم، در این موقعیت شما تحت فشار قرار میگیرید درست است؟
مراجع: بله
درمانگر: حالا به نظرتان اگر بیاییم و به جای مقاومت در برابر جدا شدن کتاب آن را روی پایتان قرار دهید چه حسی خواهید داشت؟
مراجع: فشاری نخواهد بود و احساس آرامش میکنم.
درمانگر: آفرین، در مورد (افکار و احساساتی) که مدت ها است با آن دستو پنجه نرم میکنید نیز به همین ترتیب است شما به خاطر خلاص شدن یا کمتر کردن فشار این افکارها موارد مختلفی از جمله، سرزنش خود و دیگران، مصرف سیگار، خوابیدن، مشاوره و … را امتحان کرده اید اما جوابی نگرفتهاید.
پس بهتر نیس به جای صرف انرژی زیاد برای مقابه با این احساسات و افکار آنها را بپذیرید و انرژی و زمان خود را صرف کارهای سازنده تری بکنید؟
مراجع: به نظرم بله
درمانگر: خب هدف رویکرد ACT ( درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ) نیز همین است. ما مهارتهایی را یاد خواهیم گرفت، که مهارتهای توجه آگاهی نامیده میشوند که این توانایی را به شما خواهند داد افکار و احساسات خود را مدیریت کنید تا فشار کمتری را متحمل شوید و با جهان اطراف ارتباط برقرار کنید و انرژیتان را صرف کارهایی کنید که کیفیت زندگی شما را بالا ببرد.
مداخلات درمانی رویکرد پذیرش و تعهد
درمان اکت از طریق مداخلات درمانی، جایگزین هایی برای اجتناب تجربه ای در اختیار مراجعین قرار میدهد.
به طور کلی، مراجعین با هدف کنترل و حذف هیجانات ناخوشایند به سراغِ درمان میآید.
آنها میخواهند از شر افسردگی، اضطراب، میل به پرخوری، خاطرات فاجعهبار، اعتماد به نفس پایین، ترس از طرد شدن، خشم، غم و غیره خلاص شوند.
در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هیچ تلاشی برای کاهش، تغییر، اجتناب، ممانعت یا کنترل این تجربیات شخصی صورت نمیگیرد.
در عوض، مراجع یاد میگیرد تا اثر و نفوذ افکار و احساسات ناخوشایند خود را با استفاده از مایندفولنس (توجه آگاهی/ذهن آگاهی) کاهش دهد و در مدل رابطه ی خود با افکار آزار دهنده را تغییر ایجاد کند.
مراجع یاد میگیرد “درگیری” با تجربیات شخصی خود را متوقف کند، پذیرایِ آنها باشد، برایشان جا باز کند و به آنها اجازه دهد که در جریان باشند.
زمان، انرژی و پولی که قبلا برای کنترل حال بد خود خرج میکردند اکنون صرف بهبود سطح کیفیت زندگی آنها میشود (زندگی که بر اساس ارزشهای شخص هدایت میگردد).
مداخلات درمانی اکت(ACT) حول محور دو فرآیند اصلی میچرخند:
- افزایش توانایی پذیرش تجربیات خصوصی ناخواسته که قابل کنترل نیستند. (افکار و هیجانات درونی)
- متعهد بودن و اقدام در جهت زندگی منطبق بر ارزش های شخصی.
خلاصهای از مداخلات درمانی رویکرد پذیرش و تعهد که توسط درمانگر اکتی صورت میگیرد :
شفاف سازی و شناخت راهبردهای معمول کنترل هیجانی مراجع
در این مرحله، راهبردهای مورد استفاده مراجع در راستای کنترل هیجانی با آرامش و احترام از طریق فرآیندی شبیه به مصاحبه انگیزشیمشخص می شود و مراجع به کمک درمانگر روشهایی را که برای خلاصی از شر تجربیات نامطلوب یا اجتناب از آنها امتحان کرده است شناسایی میکند.
در ادامه از آنها خواسته میشود تا اثر بخشی هر کدام از روشها را ارزیابی کنند:
- «آیا این روش علائم شما را در بلندمدت کاهش داد؟»
- «این راهبرد چه هزینهای به لحاظ زمان، انرژی، سلامتی، سرزندگی و روابط برای شما داشت؟»
- «آیا این روش شما را به زندگی مورد نظرتان نزدیکتر کرد؟»
“کنترل کردن” خود یک مشکل است، نه راهحل
در این مرحله، به مراجع اطلاع میدهیم که راهبردهایی که برای کنترل هیجانات دردناک خود به کار میبرند، خود عاملِ بخش بزرگی از مشکلات آنها میباشد؛ و اینکه هرچه بیشتر برای کنترل احساس خود تلاش کنند، بیشتر در دور باطل رنج گیر خواهند کرد.
استعارههای مناسبی که در اینجا کاربرد دارند، استعاره «باتلاق «کلید مبارزه» و مفاهیم «ناراحتی پاک« و «ناراحتی کثیف» است.
ما این استعارهها را معمولا اینطور به کار میگیریم:
آن فیلمهای قدیمی را به یاد دارید که شخصیت بدِ آن در باتلاق گیر میکرد و هرچه بیشتر دستوپا میزد بیشتر فرو میرفت؟
درمانگر برای مراجع روشن میکند که هنگام گیر کردن در باتلاق،دستوپا زدن بدترین کار ممکن است.
راه نجات از باتلاق این است که دست از تقلا بردارید، دستان خود را باز کرده و بر سطح آن شناور شوید. این کار عجیب به نظر میرسد، چون غریزه شما میگوید که دستوپا بزنید؛ اما اگر این کار را بکنید در باتلاق فرو خواهید رفت.
این اصل در مورد هیجانات دردآور نیز کاربرد دارد: هرچه بیشتر با آنها مبارزه کنیم، بیشتر درگیرشان خواهیم شد.
فرض کنید در پشت ذهن ما یک «کلید مبارزه» وجود دارد.
وقتی کلید روشن است، یعنی میخواهیم با هر درد فیزیکی و عاطفی که به سراغمان میآید مبارزه کنیم؛ هر اندازه هم که رنج ببریم، سعیمان را میکنیم که از شر آنها خلاص شویم یا از آنها اجتناب کنیم.
فرض کنید احساسی که بروز پیدا میکند، اضطراب باشد.
اگر کلید مبارزه روشن باشد، این احساس کاملا غیر قابل پذیرش خواهد بود؛ این یعنی ممکن است از اضطراب خود خشمگین شویم و بگوییم: «چطور جرأت میکنند مرا به این حال و روز درآورند؟»
یا اینکه از اضطراب خود ناراحت شویم: «دوباره نه! چرا همیشه حالم اینطور است؟»
یا اینکه از اضطراب خود مضطرب شویم: «چه مرگم شده؟ چه بلایی سرم آمده است؟»
یا ترکیبی از تمام اینها.
این عواطف ثانویه، بیفایده و ناخوشایند هستند و کمکی به ما نمیکنند. بلکه سرزندگی ما را از بین میبرند. در واکنش به آنها عصبانی و مضطرب میشویم یا احساس گناه میکنیم.
متوجه دور باطل هستید؟
اما چه میشود اگر کلید مبارزه خاموش باشد؟ هر احساسی که پدید آمد، صرفنظر از اینکه چقدر ناخوشایند است، با آن مبارزه نکنیم. بنابراین اگر اضطراب پدید آمد:
مشکلی نیست. مطمئنا داشتن چنین احساسی ناخوشایند است. از آن خوشمان نمیآید، اما با این حال فاجعه نیست.
وقتی کلید مبارزه خاموش باشد، اضطراب ما آزاد است و طبق شرایط بالا و پایین میرود. گاهی سطح اضطراب ما بالا و گاهی پایین است، و گاهی اصلا مضطرب نیستیم.
مهمتر از همه اینکه زمان و انرژی خود را برای مبارزه با آن هدر نمیدهیم.
بدون مبارزه، یک وضعیت ناخوشایند عاطفی و فیزیکی طبیعی را تجربه میکنیم، بسته به اینکه چه کسی هستیم و در چه وضعیتی قرار داریم.
در رویکرد پذیرش و تعهد به این تجربه «ناراحتی پاک» میگوییم.
از ناراحتی پاک نمیتوان اجتناب کرد. با این حال، وقتی با آن مبارزه میکنیم یا از آن اجتناب میکنیم، سطح ناراحتیمان به سرعت افزایش مییابد. این رنج اضافی «ناراحتی کثیف» نام دارد.
کلید مبارزه ما شبیه یک تقویتکننده هیجانی است؛ اگر آن را روشن کنید، ممکن است از اضطراب خود عصبانی، از عصبانیت خود مضطرب، از افسردگی خود افسرده تر و از احساس گناهِ خود احساس گناه بیشتری کنید.
بدیهی است که این استعارهها را باید متناسب با هر حالت عاطفی ویژهای که اربابرجوع با آن مبارزه میکند، استفاده کرد.
وقتی کلید مبارزه روشن باشد، نه تنها از پریشانی خود بدحال میشویم، بلکه صرفنظر از هزینه و زیانهای احتمالی دست به هر کاری میزنیم تا از شر آن احساس خلاص شویم یا از آن اجتناب کنیم.
ما توجه مراجعین را به روشهای مختلفی جلب میکنیم که تا به حال برای رسیدن به کنترل هیجانی امتحان کرده است؛ از طریق راهبردهای اجتنابی در خصوص مصرف دارو و الکل، پرخوری، تماشای بیش از حد تلویزیون، قمار، سیگار کشیدن، سکس و اعتیاد به اینترنت و راهبردهای با شفافیت کمتر نظیر نشخوار فکری، تنبیه خویشتن، سرزنش دیگران و غیره (همانطور که پیشتر گفتیم، بسیاری از راهبردهای کنترل هیجانی در صورتی که با اعتدال به کار گرفته شوند مشکلساز نخواهند بود).
استعارههای اکت درمانی چه هستند؟
طرفداران روانشناسی اکت اظهار میکنند که افکار انسان ترجیح میدهند از طریق مثال آموزش ببیند و این همان چیزی است که باعث میشود استعارهها، بخش ضروری روانشناسی اکت برای همه افراد در هر سنی و با هر پیش زمینهای باشد. استعارههای اکت اغلب بر اساس ذهن آگاهی هستند. آنها به افراد کمک میکنند تا دید کاملی نسبت به موقعیت کنونی بدست آورند و بر این اساس اقداماتشان را انتخاب کنند. آنها چشم انداز را وسیعتر میکنند و مبنایی را برای مدیریت احساس و خود ابرازی موثر ارائه میدهند. تعدادی از استعارههای اکت که استیون هیز (2014) پیشنهاد داده است:
برگها روی رودخانه:
در این استعارهی ACT ( اکت ) افراد تصور میکنند که در کنار رودخانهای نشستهاند و اجازه میدهند افکارشان با برگهای روی رودخانه شناور شود. با استفاده از هدایت کردن خیال و راهنمایی تدریجی، درمانگر به افراد میگوید که افکار منفی خود را تصور کنند که از زندگیشان محو میشوند. این روش احساس آرامش و تسلط بر خود در افراد به وجود میآورد و به آنها کمک میکند به طور موثر موانع شناختیشان را از بین ببرند.
قطار خیالی:
یکی از استعاره های اکت استعاره قطاری خیالی است که در این استعاره فرد قطاری را تصور میکند که در حرکت است و هر واگن از قطار بر چسبی از افکار منفی یا نگرانیهایی دارد که فرد در حال حاضر با آنها روبرو است. در این حالت به فرد کمک میشود تا درک کند که باید به مشکلات به صورت عینی نگاه کند. همان طور که یک قطار در حال حرکت را از فاصله دور میبیند.
توپ ساحلی:
توپ ساحلی برای ایجاد پذیرش و قبول واقعیت بسیار کاربردی است. در این استعاره، افراد افکار پر استرسشان را مثل یک توپ ساحلی در نظر میگیرند و تلاش میکنند که توپ را به زیر آب فرو ببرند. موضوع این نیست که چقدر سخت تلاش میکنند. به محض اینکه هل دادن توپ را متوقف کنند، توپ دوباره به سطح آب بر میگردد. به همین ترتیب ما با گریختن از چیزهایی که آزارمان میدهند، فقط میتوانیم احساساتمان را به طور موقت سرکوب کنیم. ما نمیتوانیم آرامش ذهنی را که به دنبالش هستیم بدست بیاوریم مگر اینکه وجود احساسات و افکارمان را بپذیریم و برای اینکه آنها را از ریشه از بین ببریم، تلاش کنیم.
ACT ( اکت ) در گروه درمانی:
برای بسیاری از مردم گروه درمانی بهتر از جلسه فرد درمانی است. جلسههای گروهی مقرون به صرفه هستند و وقت کمتری میگیرند همچنین برای سرپرست گروه هم راحتتر هستند. این جلسهها میتوانند با هر کدام از موقعیتهای حرفهای و شخصی ادغام شوند.
تمرینات اکت با یکسان اهمیت دادن به ذهن آگاهی، خودآگاهی، زمینه عاطفی و پیشرفت ارزشها، به عنوان یک اصل گروهی برای ارتقا سلامت ذهنی و بهبود همه سطوح، به محبوبیت گستردهای دست یافت. اصول ACT ( اکت ) در تمرینات گروهی، مسئولیت پذیری را در میان اعضاء پرورش میدهد و به آنها اجازه میدهد که مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیرند.
فواید روانشناسی اکت در گروه:
قوانین گروه:
بسیاری از جلسات گروهی ACT ( اکت ) با توضیح روشنی از اصول همراه است. چه افراد تحت گفتگو درمانی یا مراقبه ذهن آگاهی باشند یا بازیهای گروهی و استعارهها، آنها درک روشنی از آن چه که انتظار میرود به عنوان بخشی از تیم انجام دهند، دارند و همچنین از اینکه چگونه کارشان روی بقیه گروه تاثیر میگذارد هم درک درستی دارند.
خواسته افراد برای دنبال کردن قوانین گروه آنها را انعطاف پذیرتر و نسبت به پیشنهادات گشودهتر میکند و در نهایت به افزایش انعطاف پذیری رواشناختی که از اهداف نهایی روانشناسی اکت (ACT) است، کمک میکند.
یک ساختار و چهارچوب متمرکز به راه حل:
معمولا در یک ساختار حرفهای جایی که شمار زیادی از افراد گرایش به درمان گروهی دارند، فضایی برای روشهای بی انتهایی که ممکن است برای ارزیابی سخت باشد وجود ندارد. بسیاری از اصول درمان گروهی، برای صرفه جویی زمان و افزایش احتمال بدست آوردن پاسخهای مثبت، از یک چهارچوب منطقی و قدم به قدم پیروی میکند و همه سوالات و تمرینات از پیش تعیین شده هستند. رویکرد سیستمی ACT ( اکت ) گروهی، دلیلی است بر اینکه چرا ACT برای تنوع قابل توجهی از افراد با فرهنگها و پیش زمینههای متفاوت معتبر است.
تمرینات تجربی مثل نقش آفرینی موقعیتی یا تصاویر هدایت شده به افراد کمک میکند که بفهمند دیگران چگونه در موقعیتهای مشابه به روشهای کاملاً متفاوت واکنش نشان میدهند. بحث آزاد در آنها همدلی و گشوده بودن ایجاد میکند. استیون هیز به خاطر کارش بر روی نظریه چهارچوب ارتباطی که بعدها به زمینه کار ACT اضافه شد، شناخته شده است. او نشان داد زمانی که ما شروع میکنیم به تمرکز به روی آنچه که داریم، انگیزهای برای رشد شخصی بدست میآوریم. ما بیشتر به روشهای ممکن برای بهتر کردن خودمان فکر میکنیم، تا اینکه بخواهیم از حالت منفی و استرسها خارج شویم. ایده اصلی هیز برای ارتقا ACT به عنوان یک رویکرد متمرکز به راه حل این بود که افراد بخواهند رشد کنند و از حصار افکارشان آزاد شوند. این همان چیزی است که نشان میدهد چرا او بر روی گنجاندن خودآگاهی به ACT در میان دیگر تمرینات شناختی اصرار دارد.
تمرینها، فعالیتها و اصول کمک کننده ACT :
- ایجاد خودآگاهی
- ساختن خود کنترلی و خود پذیرشی
- افزایش حساسیت به احساسات خود و دیگران
- یادگیری مهارتهای ذهن آگاهی
روانشناسان امروزه تنوع گستردهای از اصول و روشهای ACT را استفاده میکنند که هر کدام از این روشها فواید منحصر به فرد خودشان را دارند، برای اینکه بتوانند به افراد کمک کنند تا با مسائلی همچون افسردگی، استرس، بیاعتنایی و نگرانی بجنگند.
در اینجا برخی از تمرینات محبوب ACT را میآوریم که برای بازیابی معنا و گرمای زندگی استفاده میشوند:
تمرینات خود مشاهده گر:
دکتر راس هریس در یکی از نشریههایش در 2007 تمرینات ACT را گردآوری کرد، تمرین خود مشاهدهگر بخش کاملی از کتاب راهنما بود. این فعالیت شامل سه مجموعه سوالات بود و جوابهایی که از جنبههای متفاوت خود مشاهدهگر داده شده بود.
سوال اصلی این بخش: شما چه کسی هستید؟
درمانگر این سوال را مرتبا از مراجعه کننده میپرسد. در ابتدا فرد تلاش میکند که با توصیف خودش جواب دهد. او تلاش میکند درباره ویژگیهای شخصیتی و حرفهای خودش صحبت کند. درمانگر به او گوش کرده و همان سوال را تکرار میکند و این رویه آنقدر ادامه پیدا میکند تا زمانی که فرد متوجه شود که هر آنچه که تاکنون از توصیف خودش ارائه داده، بیمفهوم بوده است. هویت واقعی در تشخیص او از وجود خودش قبل از هر چیز دیگری قرار دارد.
مرحله بعدی به داشتن ذهن آگاهی بستگی دارد. درمانگر از مراجعه کننده میخواهد که به این موارد توجه کند:
- کف پاهایش زمین را لمس کند
- چشمانش درمانگر را که بر روی صندلی در مقابلش نشسته، ببیند
- نفس عمیق بکشد
- افکاری را که در همان لحظه در ذهنش هستند، مرور کند
- بویی را که در اتاق به مشامش میرسد، حس کند
در مرحله آخر تمرین، درمانگر مراجعه کننده را به هنر، رها کردن راهنمایی میکند. او به فرد آموزش میدهد که لحظه را در دست بگیرد. به خودش به عنوان یک فرد رنج دیده توجه کند و همچنین خود ایدهآلش را تصور کند. سپس او به تدریج فرد را هدایت میکند تا به این فکر کند که همه خودهایش (خود رنجیده و خود ایده آل) را که دور میشوند، رها کند و در هر صورت سعی نکند که آنها را کنترل کند. احساس رها کردن حسی از آرامش و برتری ایجاد میکند که به نوبه خود پذیرش بیقید و شرط خود را در فرد پرورش میدهد.
تمرین ارزش ها:
تمرین ارزش ها به عنوان روش شفاف سازی ارزشهای شما نیز شناخته میشود که یکی از اصول دروننگر ACT است و برای اجرای گروهی و یا به عنوان تمرین یک به یک مناسب است.
این روش نظاممند و شامل چهار مرحله است:
- برای تعیین ارزشها قدم اول این است که ارزشها را در هر 10 بخش زندگی (رشد شخصی، والدین، اوقات فراغت، رفاه، سلامتی، کار، معنویت، زندگی خانوادگی، زندگی حرفهای، زندگی اجتماعی) فهرستبندی کنیم.
- سپس بر اساس اینکه هر ارزش برای ما در چه درجه اهمیتی قرار دارد الویتبندی کنیم و به آنها امتیاز دهیم.
- بر اساس اینکه هر ارزش را تا چه اندازه در شیوه زندگی کنونیمان به کار میگیریم، درجه بندی کنیم.
- مرحله آخر تمرین، درمانگر، مراجعه کننده را تشویق میکند تا از خودش سوالاتی را بپرسد که درباره اینکه چه امتیازی به خودش داده است؟ و چگونه نظام ارزشی خود را بازتاب میدهد؟
نگاهی به فعالیتهای دکتر راس هریس:
دکتر راس هریس درمانگر و نویسنده مشهور، تحقیقات گستردهای بر روی اینکه چگونه ACT میتواند روش فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن ما را تغییر دهد، انجام داد. دکتر هریس در کتاب پرفروش تله شادمانی تحقیقات پیشگامانهای بر روی تاثیرات ACT به عنوان یک اصل سلامت ذهنی مثبت مطرح میکند. دکتر هریس از 2005 به عنوان مربی موفق معلمان، مشاوران، پزشکان و روان درمانگران شناخته میشود تا به آنها آموزش دهد که چگونه ACT در موقعیتهای متفاوت به کار میرود.
دکتر هریس بر روی جنبه اصلی ACT کار میکند:
- دیدن افکار و احساسات به همان صورت که هستند
- پرهیز از پافشاری بر کنترل افکار و رفتارمان
- همواره بر اساس ارزشها عمل کردن و در زمان حال بودن
اصول گروه درACT ( اکت ) فضایی را برای حمایت و پاکسازی عاطفی ایجاد میکند. به دیگران گوش دادن و از دیدگاههای متفاوت یادگرفتن، به افراد درک بهتری از مشکلاتشان میدهد. روانشناسان عقیده دارند زمانی که ما برخی اعمال را به صورت عمومی به اجرا میگذاریم، به احتمال زیاد بیشتر نسبت به آن عمل متعهد میشویم تا اینکه کارها را در تنهایی بخواهیم انجام دهیم.
جمع بندی
همانطور که اشاره شده هدف رویکرد ACT ( رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد ) کمک به افراد در شناسایی ارزشهای واقعی در زندگی آنها و همچنین انعطافپذیری شناختی است، به این معنا که به افراد کمک میکند ارزشهای اساسی زندگی خود را شناسایی کنند و در مرحله دوم به جای جنگ و ستیز و صرف انرژی زیاد برای مقابله با افکار و احساسات ناملایم که موجب رنجش و ناراحتی آنها میشوند، آنها را بپذیرند و در کنار این افکار به خلق یک زندگی غنی و معنادار بپردازند.
