دگماتیسم و جهانی که درب ورود و خروج ندارد. www.AgahMind.com
دگما(Dogma) در ظاهر یک واژهی یونانی است که در انگلیسی و آلمانی و برخی زبانهای دیگر نیز از آن استفاده میشود، با اینکه در این زبانها معنای کلامی نداشته و بیشتر در توضیح آن به فارسی دری ارجاع داده مب شود. دُگما به معنای جَزم اندیشی، خشک اندیشی، جزمگرایی و یا به معنای تعصب بیش از حد به مسائل ایدئولوژیک است. شخص جزم اندیش به هیچ عنوان نظرات دیگران را در مورد باورهایش قبول نمیکند و اگر هم کسی حرف او را قبول نکند به احتمال زیاد به زور، تعصب و خشونت متوسل میشود.

البته باید دقت داشت که: گاهی گوینده سخن خویش را با برهان عقلی و دلیل منطقی همراه میسازد و آن را به صورت قطعی و جزمی بیان میکند، مثل اثبات بسیاری از قضایای هندسی و مسایل ریاضی و موضوعات منطقی و فلسفی. گاهی سخن مبتنی است بر واقعیات و عینیاتی که در طبیعت از راه مشاهده و حسن و تجربه ثابت شدهاست، مثل غالب فرآوردههای علوم تجربی، اعم از زیستشناسی، فیزیک و شیمی. به همین دلیل به صورت یک قانون قطعی و حتمی بیان میگردد. گاهی برخی مطالب و سخنان به امور فطری و بدیهیات اوّلی و معلومات حضوری استوار است، به گونهای که با اندک تأملی صحت و درستی مطالب بیان شده و مورد تأیید و تصدیق قرار میگیرد، بدون این که نیاز به دلیل و برهان باشد. در همهٔ موارد سهگانهٔ بالا، سخن به شیوهٔ قطعی و جزمی بیان میشود، ولی هیچ یک از آنها از مصادیق دگم نیست، بلکه سخنان پوچی که فاقد برهان عقلی و واقعیات باشد، ولی با اصرار به عنوان امر قطعی و حتمی بیان گردد، منسوب به دگم میباشد.
دگماتیسمی ها اصول ثابتی را ایدئولوژی و جهان بینی خویش دانسته و با اجتناب از مورد ارزیابی بودن، سنجیده شدن و هرگونه امکان انتقادی بر اصول ثابت خود اصرار ورزیده و نه تنها این باور را یک قاعده ثابت و درست برای خویش که خود را مامور و نماینده ای به حق برای ترویج این باورها در وجود جامعه دانسته و هر مخالفت را برچسب توطئه می زنند. در برابر دگماتیسم می توان از تفکر و اصطلاح پراگماتیسم به معنای لغوی عملگرایی اشاره نمود که ریشه و پیدایش آن اغلب به فلاسفهای چون چارلزسندرز پیرس و ویلیام جیمز و جان دیونی منتسب میشود.
پیرس عملگرایی را در قاعده ی عمل گرایی چنین تشریح نمود :«اثرات عملی اغراض یا عینیتی که مفهومسازی میکنید را در نظر بگیرید. آنگاه، مفهومسازی شما از آن اثرات همه مفهومسازی شما از آن عینیت است» عملگرایی کلمات و افکار را ابزارهایی برای پیشبینی، حل مسئله و کنش میداند و این ایده که کارکرد اندیشه بازنمایی یا بازتاب واقعیت است را رد میکند. پراگماتیسم به معنی فلسفه اصالت عمل است نه اصالت تئوری و هر نشانه ی تئوریک بایستی خود را در دایره ی عمل و گرایش به عمل نشان دهد. پارادایم تفسیر که در حوزه اندیشه نوعی عمل گرایی است در بعضی از تحقیقات عمگرایی مقوله ی اثبات گرایی و ضد اثبات گرایی را رد می کنند. عمل گرایان بر این باورند که اغلب موضوعات فلسفی به مانند ذاتِ دانش، زبان ، مفاهیم، معانی، اعتقادات و علوم را در قالب کارکردهای عملی و موفقیت شان بهتر می توان بررسی نمود. پراگماتیسم روشی در فلسفه به شمار می رود که معتقد است بعضی از مسائل را نمی توان به اثبات رساند و آن ها را بایستی با التفات از کارآمدگی و کاربردشان در زندگی پذیرفت. حامیان این روش و شیوه خود را عمل گرا یا متسامح می پندارند و اپوزیسیون این گروه را میانه رو و محافظه کار می گویند.