روانشناسان

گزارش یک خودکشی

چطور مدرسه، دانش آموز و خانواده مانع از یک تراژدی تلخ و جبران ناپذیر می شوند؟!

به قلم دکتر جواد تقوی روانشناس تخصصی

زندگی بدی نداشتند، پدر تمام تمرکزش روی کار و مراقبت از ساختار اقتصادی خانواده بود و مادر با رویاهایی که شکل و بوی دیگر گرفته غرق در روزمرگی ها شده بود. دختر خوبی بود، سرش توی لاک خودش؛ گاهی درس و گاه سرگم در دنیای پشت شیشه موبایلش… آن روز هم مثل هرروز دیگر از راه رسید، بیدار بود، تا ساعت های همیشگی، برق اتاقش خاموش شد، تقریبا مثل همیشه، دیرتر از تمام لامپ های خانه. اما صبح نه خبر از روشنایی چراغ بود، نه پنجره ی باز اتاقش و نه چشمان زیبایش… نوشتن از مرگ خود به خود کاری سخت است.

چالشی میان ترسی درونی و بیرونی؛ از یک طرف اضطرابی غریبه در وجود نویسنده را فعال و از سویی دیگر ترس از انتقاد در دنیای بیرون را پیش روی نویسنده قرار می دهد.

ترسی در بستر جملاتی چون: چشم بچه ها رو باز کردن، کفر گفتن، تلخ نوشتن، ایجاد وحشت کردن و… اما، مرگ برای نوجوانان معنای دیگری دارد، معنایی جدا و متفاوت از هر دوره ی دیگر. نوجوان نه مرگ را معنایی درک نموده و انتخابی و نه آن را حاصل عدم ارضای نیازهای زیستی و اساسی که نتیجه ای در انتخاب راه فرار می داند. نوجوانی مرحله بحران هاست، مرحله زیر ذره بین بودن، پذیرفته شدن، هویت داشتن و معنا نمودنِ بودنِ خویش. نوجوانی تلاطمی درونی ست میان، دست و پا زدن در جنگی درونی به واسطه رشد هورمون ها و ساخت و هجومِ افکار به ساحتِ اندیشه و ذهن. نوجوان می ترسد؛ نکند دیگر دوست داشتنی نباشد، نکند دیگرانش او را نپذیرند، نکند موجب تمسخر و آزار گردد، نکند تصویرش در نگاه سایرین غیر از آنچه باشد که جمع ها می پسندند. پس ساعت ها جلوی آینه می ایستد، به فرم موهایش خیره می ماند، و سلیقه ها و مدها را مرور می کند، شاید امروز روز معبودِ دوست داشتنی بودن باشد.

برای نوجوان آنچه جمع می گوید مهم است، آنچه هست هم خیلی مهم است و لذا وقتی هویتش زیر سوال می رود ستون های بودنش لرزیده و سطلی از آب یخ بر سرش فرو می ریزد و این شروع بحران نوجوانی خواهد بود. بحرانی که با درد همراه است، بحرانی پر از ناشناخته ها، اضطراب ها و وحشت ها و رفتارهایی که غالباً تکانه ای و لحظه ای بوده و ریشه در هیجانات دارد تا منطق. در برخورد با نوجوان ها مواظب باید بود؛ تنبیه را نه در کلامی تحقیر کننده که در بسترِ پذیرش عنوان کنیم و دقت نماییم که هویتشان را زیر سوال نبریم. معلم ها، والدین و تمام کسانی که با نوجوانی در ارتباطیم، آغوش گرم و مهربانی خاک حاصل خیزی است که تربیت در وجودش شکل می گیرد.

برای جلوگیری از تراژدی‌های تلخ، جامعه، مدارس و خانواده‌ها می‌توانند اقداماتی انجام دهند، از جمله:

  1. ارتباط مؤثر: ایجاد فضایی امن برای ابراز احساسات و صحبت دربارهٔ مشکلات.
  2. آموزش مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی: کمک به نوجوانان برای برقراری روابط سالم و مؤثر.
  3. پشتیبانی عاطفی: والدین و معلمان باید درک عمیقی از شرایط روحی نوجوانان داشته باشند و در مواقع بحران کنار آن‌ها باشند.
  4. فراهم کردن دسترسی به منابع: معرفی خدمات مشاوره‌ای و حمایتی به نوجوانان، به ویژه کسانی که در حال تجربه مشکلات جدی هستند.
  5. آگاهی بخشی: افزایش سطح آگاهی جامعه دربارهٔ مشکلات روانی و عاطفی نوجوانان و روش‌های برخورد مناسب با آن‌ها.

www.agahmind.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 70 = 74