روانشناسی معکوس به معنای ترغیب کردن شخص مقابل به انجام دادن خواسته شما میباشد. اینکار را با گفتن چیزی بر خلاف میل باطنی خود به شخص مقابل انجام دهید. این روش در تبلیغات بسیار موثر است. از روانشناسی معکوس برای کنار آمدن با برخی شخصیتها نیز میتوان استفاده کرد. در مورد زمان و نحوه استفاده از این روش بابد مراقب باشید. در برخی از موارد روانشناسی معکوس به عنوان روشی برای اعمال نفوذ در دیگران شناخته میشود. در صورت تبدیل شدن روانشناسی معکوس به یک عادت، امکان تخریب روابط وجود دارد. تنها در شرایط خاص از این روش استفاده کنید. استفاده از این تکنیک فقط در مواقع غیر حساس پیشنهاد میشود.

بخش اول : تغییر ذهن فرد با استفاده از روانشناسی معکوس
1- با معرفی کردن پیشنهاد خود شروع کنید
برای استفاده از روانشناسی معکوس ،گزینه پیشنهادی خود را در ذهن مخاطب نصب کنید. در برخی موارد پیشنهاد شما خلاف میل شخص مقابل است. با مطرح کردن پیشنهادتان گزینه های ممکن را برای مخاطب خود یادآوری کنید.
- به عنوان مثال، برای مهمانی آخر هفته دو پیشنهاد برای انتخاب دارید. یکی از دوستان شما علاقه شدیدی به تماشای فیلمها دارد. او شما را به یک مهمانی فیلم دعوت میکند، اما شما بیشتر به بازیهای تختهای علاقه دارید.
- ذهن دوست خود را با مقصودتان آشنا کنید. به عنوان مثال به او بگویید :” از مهمانی بازی تختهای دوستانمان خبر دار هستی؟ از نظر من بازی تختهای بسیار مسخره است. تو هم این با این عقیده موافقی؟”. با گفتن این جمله، ایده بازی تختهای را در ذهن او نصب کردهاید.
2- از روشهای هوشمندانه و ظریف برای جذاب کردن گزینه پیشنهادی خود استفاده کنید
برای بهرهمندی بهتر از روانشناسی معکوس از روش هایی جذاب برای مطرح کردن پیشنهاد خود استفاده کنید. به صورت غیرمستقیم و ظریف پیشنهاد خود را برای جلب توجه شخص مقابل مطرح کنید. برای اینکار از روشهایی برای ایجاد احساس نیاز در طرف مقابل استفاده کنید.
- در مثال بالا، به برگذاری بازیهای تختهای در مهمانی پیش رو اشاره کنید. به عنوان راهی جایگزین، قبل از مهمانی با دوست خود چند بار بازی تختهای انجام دهید. با اینکار لذت حاصل از بازیهای تختهای را در ذهن او نهادینه خواهید کرد.
- با دوست خود درباره رویدادهای جذاب مهمانی مورد علاقهتان صحبت کنید. با اینکار امکان ترغیب شدن وی را به وجود میآورید. به ویژگیها و نکات مثبت افراد حاضر در مهمانی اشاره کنید.
3- از محرکهای غیر زبانی نیز استفاده کنید
به عنوان مثال، با انجام بازی تختهای در گوشی موبایل خود شخص مقابل را ترغیب به انجام این کار کنید. شخص مورد نظر را با برگذار کنندگان مهمانی مورد علاقه خود آشنا کنید. با انجام اینکار احتمالا وی را بیشتر به انجام بازیهای تختهای تشویق خواهید کرد. روش گفته شده یکی از بهترین روشهای استفاده از روانشناسی معکوس است.
4- با خواسته مورد نظر خود مخالفت کنید!
بعد از ترغیب شدن شخص مورد نظر، در راستای خواسته خود مقداری مخالفت نشان دهید. اینکار فشار بیشتری به فرد مقابل برای قبول کردن پیشنهادتان وارد خواهد کرد. او در حال حاضر احتمالا به انجام خواسته مورد نظر شما ترغیب شده باشد. با این حال با مخالفت نشان دادن در راستای هدف خود، مقاومت شخص مقابل را بیشتر تحریک کنید. با استفاده از این تکنیک روانشناسی معکوس، شخص مقابل را تشویق به مخالفت کردن با ایدههای خود خواهید کرد. در صورت مخالفت ورزیدن شخص به پیشنهاد شما، به هدف خود نزدیک و نزدیکتر خواهید شد.
- در مثال قبل، تا روز مهمانی صبر کنید. به شخص مقابل بگویید:” ما دو گزینه پیش رویمان داریم. کدام مهمانی را ترجیح میدهی؟ به نظر من، مهمانی بازی تختهای حوصله سر بر است.”
- با اینکار احتمال مخالفت دوست شما با نظرتان وجود دارد. برخی اوقات با اینکار شخص مقابل همچنان به مخالفت با شما ترغیب نمیشود. در اینصورت، از روشهای مستقیمتر استفاده کنید. به عنوان مثال به او بگویید:” مهمانی بازی تختهای همیشه وجود دارد. زمان دیگری به این مهمانی برویم.”
5- به شخص مقابل برای گرفتن تصمیم فشار بیاورید
برای گرفتن نتیجه نهایی، فشار بیشتری روی شخص مقابل بیاورید. برای انجام اینکار نکاتی وجود دارد. باید تصمیم گیری شخص را طبیعی جلوه دهید. حس انتخاب آزادانه را به شخص مقابل انتقال دهید. نظر او را به صورت مودبانه بپرسید. به او برای پاسخ دادن به درخواستتان فرصت دهید. به گرفتن نتیجه مورد نظر خود امیدوار باشید. با انجام این اقدامات، احتمال موافقت وی با تصمیم شما افزایش میابد.
- به عنوان مثال به شخص مقابل بگویید: ” از بین این دو مهمانی حق انتخاب داریم. کدام مهمانی را ترجیح میدهی؟ تصمیم تو تصمیم نهایی است.”
- با انجام اینکار حس خودمختاری و آزادی را در شخص مقابل ایجاد خواهید کرد.شما احتمالا در حال حاضر شخص مقابل را به گرفتن تصمیم دلخواهتان ترغیب کردهاید. همچنین توانسته با خواسته خود به صورت آگاهانه مخالفت کنید. حال احتمال فشار آوردن شخص مورد نظر برای رفتن به مهمانی بازی تختهای افزایش یافته است.
بخش دوم : موقعیتهای موثر برای استفاده از روانشناسی معکوس را پیدا کنید
1- اشخاص سازگار با روانشناسی معکوس را پیدا کنید
همه اشخاص حین استفاده از روانشناسی معکوس واکنش مثبتی از خود نشان نمیدهند. افراد سازگارتر از درخواستهای مستقیم بیشتر استقبال میکنند. طبیعت برخی افراد مخالفت کردن است. روانشناسی معکوس بر روی اینگونه افراد تاثیر بیشتری میگذارد.
- به مکالمات قبلی خود با شخص مورد نظر فکر کنید. آیا شخص در مکالمات قبلی با خواستههای شما به راحتی موافقت میکرد؟ احتمال اینکه شخص مقابل از هر راهی برای مخالفت با شما استفاده کرده باشد نیز وجود دارد. اشخاص مستقل بیشتر میل به مخالفت کردن دارند. اگر شخصی را شناخته که همواره با تمامی رویدادها و نظرات شما مخالف است، احتمالا روانشناسی معکوس بر روی وی بهتر جواب خواهد داد. روانشناسی معکوس برای استفاده در افراد همواره موافق مناسب نمیباشد.
نکته : هنگام استفاده از روانشناسی معکوس در کودکان باید مراقب باشید. کودکان یک دنده گزینههای مناسبتری برای استفاده ار روانشناسی معکوس هستند. روانشناسی معکوس بر روی کودکان آرام و سازگار با شرایط نتیجه چندانی نخواهد داشت.
2- در کودکان از روانشناسی معکوس به صورت ملایمتری استفاده کنید
روانشناسی معکوس همواره باید ملایم و همراه با کمی حس شوخ طبعی باشد. رعایت این نکته هنگام مواجه شدن با کودکان کم سن و سال بسیار حیاتی میباشد. حس استقلال و خود مختاری کودک را به چالش بکشید. کاری کرده که کودک در انجام کارها پیشدستی کند.
- در صورتی که علاقه به مجبور کردن کودک خود به مرتب کردن تختش دارید. حس استقلال و خود مختاری او را به چالش بکشید. به وی مهلت زمانی برای انجام دادن کار بدهید. از او خواسته تا تخت خود را قبل از اتمام مسواک زدنتان مرتب کند. به کودک خود بگویید:” تو جوان بوده و به کمک زیادی در زندگی خود احتیاج خواهی داشت.” بعد از گفتن این جمله، به احتمال زیاد پس از بازگشتتان به اتاق، با تختی مرتب مواجه خواهید شد. کودک شما تخت خود را مرتب کرده است. با انجام اینکار، حس خودمختاری کودک را به چالش کشیدهاید. در نتیجه کودک برای ثبات استقلال خود، دست به تمیز کردن تخت خود زده است. این روش یکی از بهترین روشهای استفاده از روانشناسی معکوس است.
- برای افراد بزرگسال نیز از همین روش استفاده کنید. حس استقلال آنها را نیز به چالش بکشید. برای تماشای فیلم دو انتخاب متفاوت وجود دارد. یکی از این فیلمها کمدی و دیگری فیلم خارجی میباشد. شخصا علاقه بیشتری به دیدن فیلم خارجی دارید. با استفاده از ترفند گفته شده، شخص مقابل را ترغیب به دیدن فیلم خارجی کنید. به او بگویید: تماشا کردن فیلم خارجی تمرکز زیادی میخواهد. خواندن زیرنویسها با سرعت بالا کار هر کسی نیست. با اینکار احتمالا وی برای نشان دادن تواناییهای خود به دیدن فیلم خارجی اصرار خواهد ورزید.
3- علایق شخص مقابل را در نظر بگیرید
قبل از استفاده از روانشناسی معکوس، از علایق شخص مقابل در شرایط فعلی مطلع شوید. در برخی مواقع نیاز به استفاده از روشهای پیشرفتهتر روانشناسی معکوس دارید. برخی اوقات شخص مقابل انجام دادن کار مورد نظر را نسبت به دفاع از استقلال خود مهمتر میداند. در این مواقع استفاده از روانشناسی معکوس نتیجه منفی در پی خواهد داشت. به عنوان مثال فرد مقابل فکر مسافرت کردن به منطقه خطرناکی را در سر میپروراند. علاقه شخص به انجام اینکار بسیار شدید است. در این صورت استفاده از روانشناسی معکوس نتیجه نامطلوبی خواهد داشت. شخص مقابل در این حالت بیشتر به انجام کار مورد علاقه خود ترغیب میشود. به عنوان مثال اگر به او بگویید:” کار خوبی میکنی! آدم یک بار بیشتر زندگی نمیکند! حتما به این مسافرت برو”، در این صورت او را بیشتر به رفتن به آن مسافرت تشویق کردهاید.
- در این موارد به منظور ترغیب کردن فرد مقابل به انجام کار، استدلال شخصی خود را بیان کنید. به عنوان نمونه در مثال قبل به شخص مقابل بگویید:”من توانایی مجبور کردن تو به انجام کاری را ندارم. این منطقه بسیار خطرناک است، اما اینجا فقط تو تصمیم گیرنده نهایی هستی”.
- با اینکار شخص مقابل را به دوباره فکر کردن وادار خواهید کرد. وی در این حالت برای نشان دادن استقلال خود، با پیشنهاد شما موافقت خواهد کرد.
4- به هدف نهایی خود فکر کنید
هدف نهایی خود را همواره به یاد داشته باشید. هر از چند گاهی با خود هدفتان را مرور کنید. هنگام استفاده از روانشناسی معکوس امکان وقوع جر و بحث با شخص مقابل وجود دارد. در این شرایط فراموشی هدف به آسانی میسر است. برای جلوگیری از این اتفاق، در تمامی لحظات نسبت به هدف نهایی خود آگاهی کامل داشته باشید.
بخش سوم: از روانشناسی معکوس سوءاستفاده نکنید
روانشناسی معکوس در بسیاری از مواقع به خوبی جواب میدهد. با این حال، فراموش نکرده که روانشناسی معکوس یک نوع اعمال نفوذ به حساب میآید. استفاده از روانشناسی معکوس را به عادت تبدیل نکنید. استفاده بیش از حد از روانشناسی معکوس باعث تخریب روابط خواهد شد.
- به مرور زمان حین استفاده از روانشناسی معکوس نارضایتیهایی از طرف شخص مقابل به وجود خواهد آمد. به عنوان مثال، امکان خسته شدن فرد از نرسیدن به هدف خود وجود دارد. در این صورت شخص مقابل از دست شما عصبانی خواهد شد.
نکته: از روانشناسی معکوس در موارد کم ریسکتر استفاده کنید. به عنوان مثال از اینکار برای انتخاب میان دو فیلم مختلف استفاده کنید. در هر زمان و هر لحظه از این تکنیک استفاده نکنید، حتی در برخی موارد به شریکتان اجازه رسیدن به خواستههایش را بدهید.
2- هنگام استفاده از روانشناسی معکوس خونسردی خود را حفظ کنید
روانشناسی معکوس برخی اوقات خستهکننده خواهد شد. استفاده از این روش به خصوص در کودکان انرژی بسیار زیادی از شما خواهد گرفت. مردم برای عادت کردن به طرز تفکر شما به زمان احتیاج خواهند داشت. شرایط محیطی را آرام کرده و خونسردی خود را حفظ کنید.
- در صورت مشاهده واکنشهای احساسی شدید نظیر پرخاشگری کودک خود، خونسردیتان را حفظ کنید. صبر کرده تا کودکتان آرام شود. همواره باید حین استفاده از این تکنیکها صبر و حوصله داشته و خونسردی خود را حفظ کنید.
3- از استفاده از روانشناسی معکوس در مواقع حیاتی خودداری کنید
در برخی موارد استفاده از روانشناسی معکوس اثرات بالعکس داشته و حتی امکان جدی شدن شرایط را محقق میکند. افراد در تمامی لحظات روحیه مناسب و سلامت کافی ندارند. در این مواقع از استفاده از روانشناسی معکوس خودداری کنید.
- به عنوان مثال، دوست شما به طرز شدیدی از پزشکان میترسد. خال مشکوکی بر روی شانه راست او دیده شده اما به علت ترس شدید، وی از رفتن به دکتر خودداری میکند.
- به او نگویید: “حق با توست. به مطب دکتر نرو”. ترس دوست شما از پزشکان از نیاز وی به مقاومت بسیار بالاتر میباشد. اینکار احتمال بروز رفتاری خطرناک از جانب وی را افزایش میدهد.
مقاله ” روانشناسی معکوس چیست ؟ چگونه از روانشناسی معکوس استفاده کنیم؟ “، ترجمه امیر شیرین زاده، روانشناس و رواندرمانگر بالینی می باشد. این مقاله توسط تاشا روب ، تحلیلگر روابط اجتماعی، نگارش شده است. اصل مقاله را به زبان انگلیسی می توانید در لینک زیر مشاهده کنید:
روانشناسی وارونه چیست و چگونه از آن برای تغییر ذهن دیگران استفاده کنیم ؟
روانشناسی وارونه یا معکوس (Reverse Psychology)
یعنی شخص دیگر را وادار کنیم تا عکس خواسته یا میل خود را انجام دهد یا بگوید. این گرایش میتواند در تبلیغات بسیار موفق بوده و هنگامی که برای تیپ های شخصیتی معینی استفاده میشود نیز بسیار مفید است. با اینحال، بایستی بسیار مراقب باشید که چطور و چه موقع از روانشناسی وارونه استفاده کنید. از روانشناسی وارونه میتوان بهعنوان نوعی تقلب نیز استفاده کرد. هنگامی که از روی عادت استفاده شود، میتواند به روابط صدمه بزند. سعی کنید از روانشناسی وارونه فقط در موقعیتهای خاص و غیر جدی استفاده کنید. این روانشناسی داری سه قسمت است :
- تغییر ذهن شخص با روانشناسی وارونه
- پیدا کردن موقعیت هایی که روانشناسی واژگون موثر است
- اجتناب از سوء استفاده از جامعه روانشناسی وارونه
قسمت اول روانشناسی وارونه
۱- موضوعی را انتخاب کنید و آن را وارد ذهن شخص دیگر کنید. ممکن است انتخاب شما چیزی باشد که آن شخص در برابر آن آن مقاومت کند و حتی ممکن است ابتدا آن را مورد تمسخر قرار دهد. با اینحال، شما میخواهید این موضوع را وارد ذهن این شخص کند.
-بهعنوان مثال به او بگویید شما در حال تصمیم گیری برای شرکت در یکی از دو مهمانی در شب جمعه هستید. دوست شما طرفدار فیلم خاصی است و گروهی از دوستانش میخواهند همان شب بروند و فیلم تماشا کنند. شما بیشتر اهل بازیهای روی تخته هستید و گروه دیگر دوستان میخواهند همان شب فیلم ببینند.
-دوستتان را از انتخاب خود آگاه کنید. مثلاً بگویید:”شنیدی مریم و ایلیا میخواهند بروند فیلم ببینند؟ آه نمیدونی آون فیلم چقدر مزخرفه!!!
۲- از روشهای ظریفی استفاده کنید تا دوستتان وسوسه و توجهش جلب شود. روشهایی پیدا کنید که انتخاب را مطلوب دوستتان کند. از نمادها و اشاراتی استفاده کنید که میتوانند علاقه را در دوستتان ایجاد کند.
-در مثال بالا، شما میتوانید گاهاً به بازیهای روی تخته اشاره کنید که عموماً بازی میشوند. شما همچنین میتوانید چند روز قبل از آن رویداد با دوستتان یک دست ورق بازی کنید؛ و بگذارید او ببیند چقدر این بازی سرگرم کننده است.
-شما همچنین میتوانید دوستتان را بیشتر وسوسه و جذب کنید. خاطرههای جذاب خود با مریم و ایلیا را یادآوری کنید. درباره صفای بازی کردن با آنها صحبت کنید.
۳- از سرنخها و نشانههای غیرکلامی بهخوبی استفاده کنید. بهعنوان مثال، میتوانید بهجای تعریف از بازی مورد علاقه خود، یک نسخه از آنرا روی گوشی خود نصب کنید و در حضور آن شخص انجام دهید. همچنین میتوانید از بازی با مریم و ایلیا تعریف کنید و به او یادآوری کنید که چقدر با حال هستند.
۴- وانمود کنید کاری که انجام میدهید، خیلی مورد علاقه شما نیست. هنگامی که گارد دوستتان بسته است شما باید با ملایمت بحث کنید. در غیر این صورت، فشار اضافهای بر دوستتان اعمال میشود و آنچه را شما میخواهید انجام دهد، او انجام نخواهد داد. او قبلاً تا حدودی به سوی این انتخاب جلب شده است. اما اگر هم به او فشار وارد کنید، بهطور طبیعی مقاومت بیشتری خواهد کرد.
-به مثال قبلی برگردید. صبر کنید تا شب جمعه نزدیک شد. چیزی مثل این جمله بگویید: “خوب، میتوانیم با مریم و ایلیا برویم و آن فیلم را ببینیم. به نظر من که خیلی جالب نیست. نظر شما چیه؟در این وضعیت ممکن است دوستتان باز هم اصرار کند که برود و آن فیلم را ببیند. با اینحال، اگر هنوز به دو طرف گرایش دارد، سعی کنید شفافتر حرف بزنید. چیزی مثل این بگویید:”میتوانیم یه وقت دیگه بریم و اون فیلم را ببینیم.”
شخص را مجبور کنید تا تصمیم بگیرد. برای اینکه ادامه کار را ببندید اکنون میتوانید شخص را تحت فشار قرار دهید تا تصمیم بگیرد. هدف این است که شخص را وادار کنید که فکر کند خودش در حال تصمیم گیری است. موءدبانه آنچه میخواهد انجام دهد را از او بپرسید و منتظر پاسخ وی باشید. امیدوار باشید که شخص بهسوی انتخابی خواهد رفت که شما منتظر آن هستید.
-در مثال فوق چیزی مثل این بگویید: “خب، حالا میتونیم هم به مهمانی بریم و هم فیلم رو ببینیم. نظر شما چیه؟ اینو شما تصمیم بگیر.”
-در اینصورت او فکر میکند که او تصمیم گرفته است در حالی که شم قبلاً از بدی فیلم گفته اید و از خوبیهای مهمانی رفتن هم تعریف کردهاید. دوستتان حتماً مهمانی را انتخاب خواهد کرد.
قسمت دوم : پیدا کردن موقعیت هایی که روانشناسی وارونه (معکوس) موثر است
تیپهای شخصیتی را که بهترین پاسخ را به روانشناسی وارونه میدهد، مشخص کنید. هر کسی بهخوبی به روانشناسی وارونه پاسخ نمیدهد. افرادی که عموماً مطیع هستند ممکن است بهتر به روانشناسی وارونه پاسخ دهند. اگر شما شخصی را میشناسید که سرشت مقاومتی دارد، روانشناسی وارونه ممکن است روی آن بهخوبی جواب دهد.
-به تعاملاتی که تاکنون با شخص مورد نظر داشتهاید فکر کنید. آیا تمایل دارد با روند رویدادها همراه باشد و سازش کند یا قصد مقاومت دارد؟ اگر شخصی را میشناسید که مستقل فکر میکند و دوست دارد مقاومت کند، این شخص بیشتر از شخصی که اغلب موافق است، مستعد روانشناسی وارونه است.
-اگر قصد استفاده از روانشناسی وارونه برای بچه دارید نیز باید این نکته فوق را مد نظر داشته باشید. اگر بچهای دارید که تمایل به سماجت و لجاجت دارد، این بچه استعدا بیشتری از بچههای موافق و سر به راه برای روانشناسی وارونه دارد.
کاربرد سرخوشانه و خوش مشربانه روانشناسی وارونه ، خصوصاً با بچهها. روانشناسی وارونه، سرخوش و حتی فکاهی خواهد بود. این حتی در حین استفاده از این تکنیک روی بچههای جوان هم درست خواهد بود. سعی کنید این تکنیک را بهعنوان ابزاری استفاده کنید که شخص را وادار میکند که در حال کلک زدن به شماست.
-بهعنوان مثال، بگویید شما دارید سعی میکنید به پسرتان کمک کنید که تخت خوابش را درست میکند باید از او بخواهید منتظر بماند تا شما تخت خوابش را بعد از مسواک زدن مرتب کند؛ برایش توضیح دهید که او کوچک است و واقعاً نیاز به کمک دارد.ممکن است وارد اتاق شوید و ببینید او قبلاً خودش کار را شروع کرده است تا استقلال خود را ثابت کند.
-با یک بزرگسال، سعی کنید روانشناسی وارونه را به همین شیوه استفاده کنید. به شخص اجازه دهید که فکر کند دارد استقلال خود را در این موقعیت عملی میکند. ممکن است بین انتخاب دو فیلم گرفتار باشید: یک فیلم با زیرنویس فارسی در مقابل یک کمدی فکاهی. شما واقعاً میخواهید فیلم خارجی را ببینید لذا میتوانید مثلاً بگویید:” تمرکز لازم برای زیرنویسها را ندارم.” دوستتان ممکن است بر فیلم خارجی اصرار کند و بخواهد تمرکز برتر خود را ثابت کند.
توجه کنید که شخص دیگر چه میخواهد. قبل از استفاده از روانشناسی وارونه درباره آنچه احتمالاً دیگران میخواهند در یک موقعیت انجام میدهند، فکر کنید. در برخی موارد ممکن است نیاز به نسخه پیچیدهتری از روانشناسی وارونه باشد.اگر کسی میخواهد کاری حتما انجام دهد روانشناسی وارونه کلاسیک نتیجه معکوس خواهد داد. بهعنوان نمونه، دوستتان میخواهد تنها در یک کنسرت در قسمت بدی از شهر شرکت کند. ممکن است فکر کنید که این ایده بدی است. اما استفاده از روانشناسی وارونه ساده میتواند ناموثر باشد. اگر به دوستتان بگویید”شما درست میگویید و باید بری. چون شما فقط یک بار زندگی میکنی!” دوستتان ممکن است با تمام وجود موافقت کند و آن شو را ببیند.
-سعی کنید در این موارد بهجای انتخاب فوری، با خودتان بحث کنید. در مورد مثال فوق میتوانید به دوستتان بگویید:”من نمیتوانم شما را وادار کنم کاری را انجام دهید که نمیخواهید انجام دهید. اما مطمئنم که این قسمت از شهر خطرناک است اما فقط خودت میتونی تصمیم بگیری که چه چیزی برای شما بهترین است.”
شما داری دوستتان را تشویق میکنید برای خودش فکر کند.اگر دوستتان سرشتی مقاومتی دارد ممکن است بهجای فکر کردن در مقابل توصیه شما تسلیم شود. دوستتان ممکن است بهخوبی تصمیم بگیرد که به کنسرت نرود.
درباره هدف نهایی خود فکر کنید. مطمئن شوید که هدفی نهایی در ذهن خود دارید. آنچه میخواهید شخص مورد نظر انجام دهد را بهصورت دورهای بهخود یادآوری کنید. گاهگاهی درمورد چیزهایی فکر کنید که در حین استفاده از روانشناسی وارونه میتوانند بحث برانگیز باشند. در طول دوره بحث به راحتی سررشته هدف از دستتان خارج میشود. مسیر بحث خود را حفظ کنید و نتیجه مورد نظر را یادآوری کنید.
قسمت سوم : اجتناب از سوء استفاده از جامعه روانشناسی وارونه
روانشناسی وارونه را بیش از حد استفاده نکنید. روانشناسی وارونی میتواند در موقعیتهای معینی بهخوبی جواب میدهد. با اینحال، به خاطر داشته باشید که شکل ظریفی از تقلب است. استفاده از روی عادت آن باعث آسیب زدن به روابط میشود.
-روانشناسی وارونه را در موقعیتهای کم خطر استفاده کنید. مثلاً میتوانید این تاکتیک را هنگامی که شما و همسرتان درحال تصمیم گیری برای انتخاب یک فیلم هستید استفاده کنید. با اینحال هر وقت یک فیلم مشاهده میکنید از آن استفاده نکنید. همانطور که شما گاهگاهی به همتایتان اجازه میدهید که فعالیتهای بازآفرینشی شما را بردارند.
-این موقعیتهای کوچک میتوانند به مرور ساخته شوند؛ منجر به رنجش در روابط شوند. مثلاً همتای شما ممکن است نتواند مسیر خود را پیدا کند و کم کم به شما بدبین شود.
هنگام استفاده از روانشناسی وارونه آرام باشید. این روانشناسی بخصوص هنگامی که روی بچهها کار میکنید میتواند باعث عجز و درماندگی شود. بچههای خودسر و بقیه مردم با این خلق ممکن است لحظاتی مسیر اندیشه شما را تغییر دهند و شما میخواهید آرام و خونسرد باشید.
-اگر در حین استفاده از روانشناسی وارونه، بچه شما دارای کنشهای عاطفی است، آرام باشید. به بچه اجازه دهید ادامه دهد. با صبر، بچه شما آرام خواهد شد.
روانشناسی وارونه را در موقعیتهای وارونه استفاده نکنید. اینها موقعیتهای معینی هستند که روانشناسی وارونه احتمالاً نتیجه عکس خواهد داد و عواقب جدی داشته باشد. همچنین نبایستی از آن برای شخصی که سلامتی او در معرض خطر است نیز استفاده کرد.
-مثلاً به دوستتان بگویید که آیا معمولاً از دکتر هراس دارد. یک خال گوشتی مشکوک روی شانه راستش بوده و حاضر نیست معاینه شود. نگو:”شما درست میگی. نرو دکتر.” ترس دوستتان از دکتر ممکن است مقاومتش را بیشتر کند و رفتار خطرناکی را تقویت کند.
نفر اول: مطمئنم هیچی در این مورد نمی دونی، این کار به درد کسی می خوره که بلد باشه چیکار کنه
نفر دوم: مطمئنم که می تونم
نفر اول: متاسفم که باید اینو بهت بگم ولی مهارت های لازم رو ندارید
نفر دوم: باشه، بهت نشون می دم که چه کارایی می تونم بکنم
مکالمه ی قبلی یک مثال در مورد استفاده از روانشناسی معکوس برای ایجاد انگیزه در فردی است.
وقتی به شکلی از کلمات استفاده شود که باعث شود شخصی روحیه رقابت طلبی پیدا کند و تصمیم بگیرد خلاف موضوعی را ثابت کند می گوییم از تکنیک روانشناسی معکوس برای تحریک وی استفاده شده است.
مثال هایی در مورد جملاتی مرتبط با روانشناسی معکوس
مطمئن نیست که بتونی انجام بدی
سعی نکن همه چیز رو درست کنی چون نمی تونی
اون سنگینه بلندش نکن چون به خودت آسیب می زنی
همه ی تلاشت رو بکن و وقتی موفق نشدی برگرد
