با توجه به پیشرفت و گسترش قابل ملاحظه رویکردهای درمانی در حوزه روانشناسی و تخصصی تر شدن هر چه بیشتر این رشته نیاز است افرادی که در این حوزه فعالیت میکنند یا تمایل به ورود و کار در این حیطه را دارند سطح اطلاعات خود را هر چه بیشتر در این زمینه بالا ببرند، که یکی از این رویکردها که در چند سال اخیر با استقبال قابل توجهی روبه رو بوده “رویکرد ACT” است.درمان پذیرش و تعهد (ACT) یک تکنیک روان درمانی است که پذیرش افکار، احساسات و رویدادهای منفی را ترویج میکند. در واقع این تکنیک روان درمانی فرد را تشویق میکند تا آگاهانه در فعالیتهایی شرکت کند که از باورها و ارزشهای اصلی حمایت میکند. برخی از حامیان تکنیک روان درمانی ACT معتقدند که کار بر روی افزایش پذیرش میتواند به انعطاف پذیری روانی بیشتری در فرد منجر شود.

انعطافپذیری روانشناختی یعنی پذیرش افکار همانطور که میآیند و بر اساس ارزشهای بلندمدت به جای انگیزههای کوتاهمدت عمل میکنند. در این مقاله ACT، کاربردها و مزایای آن و انتظارات از یک برنامه ACT مورد بحث قرار میگیرد.
ما در این مقاله درمورد چیستی رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد، هدف و فرایندهای اصلی آن همراه با مثالی ساده و کاربردی صحبت خواهیم کرد.
مقدمه
ار آنجایی که رویکرد ACT نسبت به دیگر رویکردهای درمانی مانند رویکرد شناختی رفتاری (CBT) یا روانکاوی جوانتر است، به همین خاطر تعداد افرادی که با تمام قوا وارد این حیطه درمانی میشوند کم است. شاید دیده باشید افرادی که برای شنا به استخر یا دریاچه میروند قبل از شیرجه زدن به درون آن در ابتدا انگشتان خود را وارد آب میکنند و سپس کم کم مابقی اعضای بدن خود را تا اینکه نهایتا در آن شیرجه میزنند.
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) نیز به همین ترتیب است افراد ابتدا با شک و تردید، کمی در آن داخل میشوند چون هنوز نسبت به آن اطمینان ندارند اما با آشنایی بیشتر با آن، در آن غوطهور خواهند شد.
دلیل عمده این عدم اطمینان اولیه نیز این امر است که بر خلاف مدل های درمانی دیگر که فرضشان بر این است که مراجعان باید علائمشان کاهش یابد تا اینکه بتوانند زندگی بهتری شروع کنند، در مدل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) زندگی توجه آگاهانه و همسو با ارزشها پیامد مطلوب رویکرد ACT است و نه کاهش علائم. با اینکه رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد علائم را کاهش میدهد اما هرگز هدفش این نیست.(امین زاده،1394)
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) چیست؟
درد، چه جسمی باشد و چه هیجانی، پدیده ای جهانی است. اگرچه درد ممکن است ناخوشایند تصور شود، آنچه به رنج حقیقی منجر میشود، تقلا برای فرار یا اجتناب از درد است. این فرض، هسته و اساس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد است. (هیز، ۱۹۹۹) درمانی که در آن هیچ تلاشی برای کاهش علائم صورت نمیگیرد، اما کاهش علائم، نتیجهی غیرقابل انکار آن است.انسان بودن به معنی داشتن احساسات بسیار متنوعی است، برخی از این احساسات را دوست داریم و برخی را دوست نداریم. درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش مخلوطی از 4 رویکرد توجه آگاهی ، پذیرش ، تعهد و تغییر رفتار است. اساس درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نظریه نظام ارتباطی (Relational Frame Theory: RFT) است. که حاصلی از موج سوم روان درمانی است که توسط استیون هیز و همکارانش در سال 1982 معرفی شد. واژه ACT در واقع برگرفته شده از:
Acceptance and Commitment Therapy”: ACT” است.
A: پذیرش افکار و احساسات و بودن در زمان حال
C: انتخاب جهتی ارزشمند
T: عمل کردن
اساسا ACT یک درمان رفتاری است: درباره عمل کردن. اول اینکه عمل ارزشمدار است. به عنوان مثال در زندگی به دنبال چه چیزی هستید؟ در قلب و فکرتان به چه چیزی اهمیت می دهید؟ و….. سپس میتوانید از این ارزشهای مرکزی برای هدایت کردن ، برانگیختن و الهام بخشیدن به تغییر رفتاری استفاده کنید.
دوم اینکه این روش درباره عمل ((توجه آگاهانه)) است: عملی که هوشیارانه انجام میدهید با آگاهی کامل _کاملا باز نسبت به تجربیاتی که دارید و کاملا درگیر با هر آنچه انجام میدهید.
رویکردACT اسمش را از یکی از پیام های مرکزی اش گرفته است: بپذیرید هر آنچه را که خارج از کنترل شخص شما هست و متعهد باشید به آنچه که زندگی شما را پر بار میسازد.( امین زاده،1394)
ACT بر مبنای این مفروضه است که اصلی ترین مشکلی که اکثر مراجعان با آن مواجه می شوند اجتناب تجربه ای است، که به اجتناب فرد از افکار، احساسات، حواس، و سایر رویدادهای خصوصی گفته میشود. اجتناب می تواند کاربردهای خاص خودش را در دنیای واقعی داشته باشد، مثل وقتی که یک نفر رانندگی در خیابانی که پل آن خراب شده است اجتناب میکند یا از لمس یک اجاق داغ خودداری می کند. اما در زمینه افکار و احساسات، افرادی که تلاش میکنند تا از تجربیات خصوصی اجتناب کنند، ممکن است به طور متناقضی آنها را افزایش دهند و منجر به انواعی از اجتناب شوند_ که حتی باعث ایجاد مشکلات بیشتری شود.(کمالی و کیان راد،1393)
داستان جالب اینجاست که واژه اکت (ACT) مخففی است برای معادل انگلیسی این رویکرد: Acceptance and Commitment Therapy، به معنی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد.
“ACT” یک مخفف خوب است زیرا همانند معنای لغوی خود تاکید بر عمل کردن و اقدام دارد.(مخفف انگلیسی به صورت اِی سی تی خوانده نمیشود و تعمداً اکت (به معنی عمل) تلفظ میشود). زیرا این نوع رویکرد، درباره انجام اقدامات و اعمال مؤثری است که به واسطه عمیقترین ارزشهای انسانی هدایت میشوند، آن هم در شرایطی که به طور کامل آماده و متعهد به ادامه مسیر ارزشی خود هستیم. درمان اکت ترکیب منتخبی از استعاره ها، پارادوکس و مهارتهای مایندفولنس را در کنار طیف وسیعی از تمرینهای تجربی و مداخلات رفتاری مبتنی بر ارزشها استفاده میکند.
هدف درمان در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد چیست؟
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یا درمان مبتنی بر پذیرش و پایبندی که به اختصار درمان اکت (ACT) نامیده میشود، نوعی رفتار درمانی تجربی مبتنی بر مایندفولنس (Mindfulness، ذهن آگاهی، توجه آگاهی) و بافتارگرایی است که بنیانِ بخش بزرگی از روانشناسی غرب را به چالش میکشد.در طی این درمان، مراجعان از طریق شش فرایند اساسی (پذیرش، همجوشی زدایی شناختی، آگاهی از لحظه حال، خود به عنوان زمینه، ارزش ها و اقدام متعهدانه) هدایت میشوند تا به گشودگی برسند و تمام تجربیات را، یعنی انواع گوناگون افکار و احساسات، همانگونه که هستند، تجربه کنند. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت) که در سال ۱۹۸۶ توسط پروفسور استیون هیز معرفی شد و توسعه یافت، نخستین درمان «موج سومی» است که مطالعات تجربی بسیاری، اثربخشی و فایده آن را تایید کردهاند. رفتاردرمانیهای «موج اول» در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی بر تغییر رفتاری آشکار تمرکز داشتند و در آنها از تکنیکهای شرطیسازی عامل و کلاسیک استفاده میشد. «موج دوم» در دهه ۷۰ میلادی شامل مداخلات شناختی به عنوان راهبرد کلیدی بود و در نهایت، رفتاردرمانی شناختی (CBT) در موج دوم غالب گردید.
در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد هدف درمان، ایجاد انعطاف پذیری شناختی از طریق شش فرایند، پذیرش، هم جوشی زدایی، خود به عنوان زمینه ارتباط با زمان حال، ارزشها و عمل متعهدانه به ارزشهاست که در ادامه راجب به آنها صحبت خواهیم کرد.
انعطاف پذیری روانشناختی یعنی فرد این توانایی را داشته باشد که بتواند به جای غرق شدن در گذشته و آینده، در زمان حال زندگی کند و ارزشها و اهداف خود را شناسایی کند و به جای اجتناب از افکار، احساسها، خاطرهها یا امیال آزاردهنده رفتاری را در پیش بگیرد که با ارزشها و اهدافش هماهنگ باشد.
بدین منوال فرد با کنترل موثر دردها، رنج ها و تنش هایی که زندگی به طور اجتناب ناپذیری برای او ایجاد کرده، یک زندگی پربار و معنادار برای خود ایجاد می نماید. شناسایی و تشخیص مرزهایی که افراد را از زندگی مطلوب بازداشته اند، مولفه های کلیدی مداخلات مبتنی بر تعهد و پذیرش است.
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد ارتباط بین افکار و احساسات مشکلزا را تغییر میدهد تا افراد آنان را به عنوان علائم مرضی درک ننموده و حتی یاد بگیرند که آنها را بیضرر (حتی اگر ناراحت کننده و ناخوشایند باشند) درک کنند.
در واقع در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) هدف این است که افراد بیاموزند وقایع درونیشان، مخصوصاً آنهایی را که ناخواستهاند، قضاوت نکنند و بپذیرند.
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد فرد را یاری میکند تا حسی متعالی از خود کسب کند. هدف کاربرد رویکرد ACT آن است که به مراجع کمک کند تا ارزشهای زندگی اش را مشخص کند و بر اساس آنها اقدام به عمل کند.
نتایج پژوهشها نشان داده است که رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش رضایتمندی زناشویی، کاهش اضطراب، افسردگی، استرس پس از سانحه، دردهای حاد و مزمن ، سوءمصرف مواد و سایکوز موثر است. (عزیزی و همکاران،1396)
شش فرایند اصلی در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد
رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) در عمل میتواند در قالب 6 فرایند که از درون با هم مرتبط اند مورد توجه قرار بگیرد. این فرایند های اساسی در بسیاری از زمینه های مهم به هم مرتبط اند و هیچ یک از آنها نباید کاملا جدا در نظر گرفته شود.

ارتباط با لحظه اکنون
در این گام آگاهی روانی فرد در زمان حال تأکید می شود و فرد به حالات روانی، جسمانی، افکار، احساسات و رفتارخود درلحظه حال آگاهی مییابد. (محمود علیلو،1396)
وقتی که یاد میگیریم با لحظه اکنون ارتباط برقرار کنیم، یاد میگیریم همه آنچه را که آن لحظه در اختیار دارد (مثلا افکار افسرده یا شاد، تصاویر اضطراب برانگیز یا خنده آور و غیره) در آغوش بگیریم و بپذیریم و مشاهده کنیم که افکار، احساسات و حواس در یک رود بی انتها می آیند و میروند و چیزی بیشتر یا کمتر از رویدادهای خصوصی نیستند. با این طرز تلقی از ارتباط با لحظه اکنون ما میتوانیم حتی وقتی که در حال تجربه رویدادهای خصوصی ناخواسته هستیم با توجه آگاهی و براساس ارزشهای انتخابی خود عمل کنیم.
تمرینات تمایل و توجه آگاهی نظیر مدتیشن، دو نوع از مداخلاتی است که ارتباط با لحظه اکنون را افزایش میدهد. (کمالی و کیان راد،1393)
هم جوشی زدایی (به افکارتان نگاه کنید)
هم جوشی زدایی (ناهمجوشی) به این معناست که یاد بگیریم از افکار، تخیلات و خاطراتمان جدا یا سوا شویم. به جای اینکه گرفتار افکارمان شویم یا با تهدید آنها وادار به انجام کاری شویم به آنها اجازه دهیم بیایند و بروند و درست مانند ماشینهایی که در بیرون از پنجره ما در حال گذر هستند.
فردی را در نظر بگیرید که وسواس های فکری درباره آلودگی را تجربه میکند یا هذیان های پارانوئیدی دارد. درباره اینکه کار ساده ای مثل بیرون رفتن از درها منجر به مرگ می شود. ناهمجوشی به فرد اجازه میدهد افکارش را به عنوان افکار ببیند نه اینکه آنها را حقایق مسلمی درباره جهان به حساب آورد. ناهمجوشی، مراجع را رها می سازد تا به جای محتوای کلامی همجوش، بر مبنای ارزشها و شرایط محیط کنونی اش عمل کند.
پذیرش
در این راستا به بیمار آموزش داده میشود که تلاش برای اجتناب یا کنترل تجارب ذهنی آزار دهنده اش بی تأثیر است یا اثرمعکوس دارد و موجب تشدید آنها میشود و باید سعی کند آنها را به طورکامل بپذیرد. (محمود علیلو،1396)
درمانگر ACT به مراجع فرصت می دهد که احساساتی که در مسیر زندگی به طور اجتناب ناپذیری ایجاد می شوند داشته باشد و آن احساسات را همانطور که هستند تجربه کند و نه به عنوان چیزی که باید از آن اجتناب کند مراجع یاد میگیرد خودش را به خاطر مشکلات سرزنش نکند برای تغییر تجربیات خصوصی تلاش نکند و تمایل داشته باشد با ترس و سایر رویدادهای روانشناختی ناخواسته مواجه شود و در مسیری که انتخاب کرده و در یک جهت ارزشمند حرکت کند. (کمالی و کیان راد،1393)
خود به عنوان زمينه (آگاهی خالص)
همگي ما با فكر كردن با خود خيلی آشنا هستيم: بخشی از ما كه هميشه فكر ميكند، افكار، باورها، خاطرات، قضاوت ها، خيالات، طرح ها و غيره توليد ميكند. اما بيشتر افراد با نگاه كردن به خودشان نا آشنا هستند: جنبه اي از ما كه آگاه است از هر آنچه كه در هر لحظه فكر میكنيم، احساس ميكنيم، ميبينيم يا انجام ميدهيم.
براي مثال در طول زندگي بدن شما تغيير میكند، افكار شما تغيير میكنند، احساسات شما تغيير میكنند، نقش هايي كه داريد تغيير ميكنند اما شمايی که قادر هست به همه اين تغييرات توجه يا نگاه كند هرگز تغيير نخواهد كرد. همانند اين است كه شما برای تمام زندگی تان آنجا بوده اید. رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) فرصت های عملی فراهم میکند تا خود به عنوان زمینه یا این آگاهی خالص افزایش پیدا کند. (امین زاده،1394)
ارزشها (بدانید چه چیزی مهم نیست)
در این گام، به فرد کمک میشود تا ارزشهای شخصیاش را بشناسد وبه شکل عملیاتی بتواند آنها را به اهداف رفتاری خاص تبدیل کند.
یک درمانگر در رویکرد ACT معمولا سوالاتی از این قبیل میپرسد “در زندگیتان دنبال چه چیزی هستید؟” چه چیزهایی برای شما واقعا اهمیت دارد؟ و…. (محمود علیلو،1396)
ارزشها، صفات مطلوب برای عمل مداوم هستند. داشتن ارزشهای واضح و روشن یک قدم اساسی در خلق زندگی پر معنا است. معمولا در رویکرد ACT از ارزشها به عنوان جهت های انتخاب شده زندگی یاد میکنیم. ما معمولا ارزش ها را با قطب نما مقایسه میکنیم چرا که آنها به ما جهت میدهند و سفر ما را به طور مداوم هدایت میکنند.(امین زاده،1394)
عمل متعهدانه (انجام دهيد آنچه را كه لازم است)
عمل متعهدانه، به معنای انجام عمل مؤثری است كه توسط ارزشهايمان هدايت شده باشد. خيلي خوب است كه ارزشهايمان را بشناسيم اما اين امر فقط از طريق عمل مداوم همسو با ارزش ها كه زندگي را غني، كامل و معنادار میسازد بايد صورت گيرد.
به عبارت ديگر ما سفری در پيش نخواهيم داشت اگر فقط به قطب نما خيره شويم؛ سفر ما وقتي شروع میشود كه پاها و دست هايمان را براي رسيدن به هدف مورد نظرمان به كار اندازيم. عمل ارزش مدار طيف وسيعي از افكار و احساسات هم مطلوب و هم نامطلوب را بر می انگیزد.
بنابراين عمل متعهدانه به معنای “انجام دهید آنچه را که لازم است”می باشد: براي داشتن زندگي ارزشمند حتي اگر درد و رنج به دنبال داشته باشد.
همه مداخلات رفتاری سنتی، مانند هدف گزینی، مواجهه، فعال سازی رفتاری و آموزش مهارت ها، میتوانند در این بخش از مدل به کار گرفته شوند و هر مهارتی که میتواند زندگی را تسهیل و پر بار سازد، از مذاکره تا مديريت زمان، از جرأت ورزي تا حل مسئله، از خودآرام سازی تا مقابله با بحران، میتواند در این بخش از نمودار شش وجهی آموخته شوند. (به شرط آن که در خدمت زندگی ارزشمند باشد و نه در خدمت اجتناب تجربه ای).( امین زاده،1394)
درمانگر چگونه از رویکرد ACT برای درمان استفاده میکند؟
فعالیتهایی که درمانگر ACT در طول درمان انجام می دهد شامل موارد زیر می باشد:
۱-کمک به بیمار برای ارتباط با لحظه ی حاضر : یکی از فعالیتهای مهم درمانگر ACT در طول درمان کمک به بیمار است تا وی بتواند هر چه بیشتر با لحظه ی حاضر ارتباط بر قرار نماید . به نظر درمانگران ACT ماندن در لحظه ی حاضر به دلایل مختلف از آن جمله که ما پیوسته گرفتار افکار خود می باشیم خیلی سخت می باشد. همچینن در درمان ACT اعتقاد بر آن است که توانایی بودن در لحظه ی حاضر می تواند سبب ایجاد انعطاف پذیری ذهنی مان گردیده و میزان آگاهی مان را از محیط اطراف افزایش دهد. درمانگر ACT برای کمک به بیمار برای برقراری بیشتر ارتباط با لحظه ی حاضر از تکنیک های توجه آگاهی (Mindfulness) استفاده می نماید. در تکنیک های توجه آگاهی شخص بر روی انجام برخی از فعالیتها ( مانند فعالیتهایی که به هنگام راه رفتن یا غذا خوردن در چسم و ذهن ایجاد می شود ) متمرکز می شود. به نظر درمانگران ACT زمانی که ما از تکنیک های توجه آگاهی استفاده می کنیم قادر می باشیم که به تجربه ی لحظه ی حاضر توجه بیشتری داشته باشیم و برخی از رفتارهای نامناسب خود را به صورت بهتری تغییر دهیم.
۲-مقابله با افکار ، تصورات و خاطرات ناخوشایند: درمانگر ACT مانند درمانگر شناختی- رفتاری مراجع خود را تشویق می نماید تا با افکار ، تصورات و خاطرات ناراحت کننده اش مقابله نماید. از نظر درمانگر ACT مراجع باید به جای گرفتار شدن در تله ی افکار ناراحت کننده آنها را به مبارزه بطلبد و راههایی را برای مقابله با آنها بیابد. اگرچه در درمان ACT اعتقاد بر آن است که باید مراجع با افکار ، تصورات و خاطرات ناراحت کننده مقابله نماید اما َدرمانگران ACTبر خلاف درمانگران شناختی – رفتاری به مقابله طلبیدن افکار ، تصورات و خاطرات را تنها یکی از ابرازها برای رسیدن به اهداف درمان می دانند و در طول درمان از ابرازهای دیگری مانند تلاش برای توجه بیشتر مراجع به لحظه ی حاضر و یافتن راههایی برای افزایش میزان انعطاف پذیری وی نیز استفاده می کنند.
۳–تشویق مراجع به پذیرش تجربیات : درمانگر ACT تلاش می نماید تا مراجع ذهن خود را برای پذیرش احساسات و هیجانات خود باز نماید و احساسات و هیجانات خود را آن طور که هست مورد پذیرش قرار دهد.
۴-توجه به ارزش های مراجع : درمانگر ACT در جریان درمان تلاش می کند تا ارزش هایی که برای مراجعش مهم هستند را مورد شناسایی قرار دهد و اگر لازم باشد در مورد این ارزش ها در طول درمان با مراجع خود صبحت نماید . به نظر درمانگر ACT ارزش ها عامل اساسی معنا دار نمودن زندگی می باشند و جهت زندگی را تعیین می نمایند و لذا باید مورد توه قرار گیرند.
۵-تشویق مراجع برای تعهد بیشتر برای انجام برخی از فعالیتها : از نظر درمانگر ACT زندگی کامل و معنا دار زمانی امکان پذیر خواهد بود که شخص ارزش های مناسب بعلاوه ی فعالیتهای منطبق با آن ارزش ها را داشته باشد. به عبارت دیگر درمانگر ACT اعتقاد دارد دارا بودن ارزش ها برای یک زندگی پربار و معنا دار کافی نیست و لازم است که مراجع برای انجام فعالیت هایی که زندگیش را پرمعنا و غنی سازد تعهد بیشتری داشته باشد.
۶-هدایت نمودن ذهن مراجع در جهت انعطاف پذیری ذهنی بیشتر : از نظر درمان ACT حالت انعطاف پذیری ذهنی عبارت است از توانایی برای بودن در لحظه ی حاضر همراه با باز بودن ذهن به تجربیات مختلف می باشد. یکی از اهداف اساسی درمان ACT کمک به مراجع برای رسیدن به انعطاف پذیری ذهنی است.
در ادامه، استعاره ای فیزیکی و قابل لمس برای توضیح مختصر مدل اکت ارائه میدهیم.
درمانگر: درمانگر سخت است که ACT (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) را فقط با تعریف سادهای به شما توضیح دهم به همین خاطر با مثالی قابل لمس این کار را انجام خواهم داد.
درمانگر کتابی را به مراجع نشان خواهد داد و میگوید این کتاب همان افکار، احساسات و خاطراتی هست که مدت زمان زیادی با انها دستو پنجه نرم کردهاید. حالا این کتاب را جلویه صورت خود نگه دارید، آیا میتوانید همزمان به راحتی با من صحبت کرده یا کار دیگری را انجام دهید؟
مراجع: خیر
درمانگر: زمانی که محکم افکار و احساسات خود را در دست گرفته اید (همانند نگه داشتن کتاب جلویه صورتتان) صحبت کردن با من چطور است؟
مراجع: خیلی سخت
درمانگر: خب مادامی که این افکار و احساسات را محکم نگه داشته اید (همچون کتاب) نه تنها رابطه خود را با جهان اطراف و دیگران بلکه نمیتوانید آنچه را که برای زندگیتان هم مفید است انجام دهید.
مراجع: زیر لب می گوید بله
درمانگر: حالا از شما میخواهم کتاب را محکم جلو صورت خود نگه دارید و از سمت دیگر من سعی میکنم کتاب را از شما جدا کنم، در این موقعیت شما تحت فشار قرار میگیرید درست است؟
مراجع: بله

درمانگر: حالا به نظرتان اگر بیاییم و به جای مقاومت در برابر جدا شدن کتاب آن را روی پایتان قرار دهید چه حسی خواهید داشت؟
مراجع: فشاری نخواهد بود و احساس آرامش میکنم.
درمانگر: آفرین، در مورد (افکار و احساساتی) که مدت ها است با آن دستو پنجه نرم میکنید نیز به همین ترتیب است شما به خاطر خلاص شدن یا کمتر کردن فشار این افکارها موارد مختلفی از جمله، سرزنش خود و دیگران، مصرف سیگار، خوابیدن، مشاوره و … را امتحان کرده اید اما جوابی نگرفتهاید.
پس بهتر نیس به جای صرف انرژی زیاد برای مقابه با این احساسات و افکار آنها را بپذیرید و انرژی و زمان خود را صرف کارهای سازنده تری بکنید؟
مراجع: به نظرم بله
درمانگر: خب هدف رویکرد ACT ( درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ) نیز همین است. ما مهارتهایی را یاد خواهیم گرفت، که مهارتهای توجه آگاهی نامیده میشوند که این توانایی را به شما خواهند داد افکار و احساسات خود را مدیریت کنید تا فشار کمتری را متحمل شوید و با جهان اطراف ارتباط برقرار کنید و انرژیتان را صرف کارهایی کنید که کیفیت زندگی شما را بالا ببرد.
ما در درمان اکت به دمبال چه می گردیم؟
در درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت) هدف، حذف علائم نیست بلکه هدف تغییر رابطه ما با افکار و احساساتِ دشوار است، تا جایی که دیگر آنها را «علائم» ندانیم.
در مقابل، یاد میگیریم آنها را بیخطر بدانیم و حتی علائم را به چشم رویدادهای روانشناختی ناخوشایند و گذرا در نظر بگیریم.
نکته اینجاست که ACT از طریق همین فرآیند موفق به کاهش علائم میشود، نتیجهای که محصول جانبی این فرآیند است نه هدفِ آن.
حال به بررسی چند مفهوم مهم در زمینه رویکرد پذیرش و تعهد میپردازیم:
۱. Healthy normality (بههنجاری سالم) چیست؟
یکی دیگر از ویژگیهای منحصربهفرد درمان اکت آن است که این رویکرد متکی به فرضیه «بههنجاری سالم» نیست.
در حالی که بخش عمده روانشناسی غربی بر بنیاد “فرضیه بههنجاری سالم” بنا شده است. یعنی چه؟
به این معنی که انسانها ذاتا به لحاظ روانشناختی سالم هستند و اگر محیط، سبک زندگی و بافتِ اجتماعی سالمی (به همراه فرصتهای خودشکوفایی) در اختیارشان قرار گیرد، به طور طبیعی شاد و خشنود خواهند شد.
پس از این منظر، رنج روانشناختی نابهنجار تلقی میشود و مساوی است با بیماری یا سندرمی که از فرآیندهایی آسیبزا نشأت میگیرد.
چرا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (اکت) این چشمانداز را صحیح نمیداند؟
اگر به آمار و ارقام نگاه کنیم میبینیم که هر سال تقریبا ۳۰% مردم از یک اختلال شناختهشده روانپزشکی رنج میبرند.
سازمان بهداشت جهانی تخمین میزند که افسردگی در حال حاضر چهارمین بیماری بزرگ، پرهزینه و ناتوانکننده در دنیا است و در سال ۲۰۲۰ به رتبه دوم خواهد رسید.
هر هفته یکدهم از جمعیت بزرگسالان دچار افسردگی میشوند و یک نفر از هر پنج نفر در یک برهه از زندگی خود به آن مبتلا میشود. به علاوه، یک نفر از هر چهار نفر در یک برهه از زندگی خود با اعتیاد به الکل یا مواد مواجه خواهد شد.
مسئله مهمتری که باید بدان توجه داشت این است تقریبا یک نفر از هر دو نفر در طول زندگی خود به طور جدی به خودکشی فکر میکند و دو هفته یا بیشتر با این فکر درگیر خواهد بود. به علاوه، یک نفر از هر ده نفر در نهایت دست به خودکشی میزند.
علاوه بر این، بسیاری از انواع رنجهای روانشناختی را در نظر بگیرید که به عنوان اختلال بالینی شناخته نمیشوند؛ از جمله تنهایی، ملالت، از خود بیگانگی، احساس پوچی، اعتماد به نفس پایین، ترس های وجودی و بنیادین و رنج های ناشی از نژادپرستی، قلدری،سکسیزم، خشونت خانگی و طلاق.
“پس در واقع با اینکه کیفیت زندگی ما در حال حاضر بیشتر از گذشتهی دور است، رنج روانشناختی همچنان وجود دارد و انسانی وجود ندارد که در طول عمر خود حداقل با یکی از این مسائل روبرو نشود.”
به این معنی که اکت وقوع تجربیات و هیجانات ناخوشایند را هم بخشی طبیعی در روند زندگی هر فرد می داند و در تلاش است تا رابطه شخص را با موقعیت ایجاد شده تغییر دهد و نه حذف کردن علائم و شرایط.
۲. Destructive normality (بههنجاری ناسالم)
فرضِ درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر آن است که فرآیندهای روانشناختی ذهن یک انسان نرمال، مانند شمشیر دولبه هستند و دیر یا زود میتوانند باعث ایجاد رنج روانشناختی شوند.
به علاوه، این باور وجود دارد که ریشه این رنج در سیستم زبانی بشر است.
زبان و رنج
نظریه چارچوب ارتباطی (RFT) به این نکته اشاره دارد که قدرت استدلال، که ما را اشرف مخلوقات کرده است، دقیقا همان چیزی است که ما را در دام رنج هیجانی نیز میاندازد.
یعنی توانایی های ما انسان ها برای برنامه ریزی، پیش بینی، ارزیابی و برقراری ارتباط کلامی و مرتبط کردن رویدادها و محرک ها به یکدیگر، هم به ما کمک میکنند هم به ما آسیب میزنند.
زبان بشر یک سیستم بسیار پیچیده از نشانههایی است که شامل کلمات، تصاویر، صداها، حالات صورت و حرکات بدن میشود.
ما این زبان را در دو بُعد به کار میگیریم: ابعاد عمومی و خصوصی.
استفاده عمومی از زبان شامل صحبت کردن، مکالمه، تقلید، حالات صورت، آواز خواندن، نوشتن، نقاشی کردن، رقصیدن و غیره است. استفاده خصوصی نیز شامل تفکر، تخیل، رویاپردازی، برنامهریزی، تصور کردن و غیره میشود.
یک اصطلاح فنیتر برای بُعد خصوصی استفاده از زبان «شناخت» است.
حالا واضح است که ذهن یک «چیز» یا «شیء» نیست. بلکه مجموعه پیچیدهای از فرآیندهای شناختی نظیر تحلیل، مقایسه، ارزیابی، برنامهریزی، یادآوری و تصور است که همگی متکی به زبان بشر هستند.
بنابراین، اصطلاح ذهن در در درمان پذیرش و تعهد به عنوان استعارهای برای زبان بشر به کار میرود.
فرضِ اکت بر آن است که فرآیندهای روانشناختی ذهن یک انسان نرمال مانند شمشیر دولبه بوده و دیر یا زود باعث ایجاد رنج روانشناختی خواهند شد.
زبان بشر نیز یک شمشیر دو لبه است.
یعنی اینکه:
از دیدگاه مثبت، به ما کمک میکند تا نقشهها و الگوهای دنیا را بسازیم، آینده را پیشبینی و برای آن برنامهریزی کنیم، دانش خود را به اشتراک بگذاریم، از گذشته درس بگیریم، چیزهایی را تصور کنیم که هرگز وجود نداشتهاند. شروع به آفرینش کنیم و قوانینی را ایجاد کنیم که به طور مؤثر به رفتارمان سمتوسو دهند و کمک کنند تا به عنوان یک اجتماع به موفقیت دست یابیم. با افرادی ارتباط بگیریم که از ما دورند و از کسانی بیاموزیم که دیگر در قید حیات نیستند.
از دیدگاه منفی، ما از زبان استفاده میکنیم تا دروغ بگوییم، دیگران را بازی داده و فریب دهیم، تهمت و افترا و جهالت را اشاعه دهیم، سلاحهای کشتارجمعی و کارخانههای آلاینده محیط زیست بسازیم، رویدادهای تلخ گذشته را تکرار کنیم، از همه مهمتر: خود را با تصور یک آیندهی ناخوشایند بترسانیم، دست به مقایسه، قضاوت، محکوم کردن و انتقاد از خود و دیگران بزنیم و قوانینی وضع کنیم که زندگی ما را نیست و نابود میکنند.
۳. اجتناب تجربه ای در رویکرد پذیرش و تعهد
با توجه به اینکه فرضِ رویکرد پذیرش و تعهد بر آن است که زبان بشر به طور طبیعی منجر به رنج روانشناختی برای همه انسانها میشود. و از طرفی، ما را از طریق فرآیندی که «اجتناب تجربه ای» نام دارد برای مواجهه با افکار و احساسات خود آماده میشویم. و از اجتناب کردن به عنوان راهبردی استفاده می کنیم تا اضطراب و رنج هیجانی را تجربه نکنیم.
احتمالا یکی از بزرگترین مزایای تکاملی زبان بشر، تواناییِ پیشبینی و حل مشکلات بود. این مهارت نه تنها به ما اجازه میدهد که چهره کره زمین را تغییر دهیم، بلکه کمک میکند به بیرون از آن سفر کنیم.
ذات حل مسئله این است:
مشکل= چیزی که نمیخواهیم.
راهحل= دریابید که چگونه از شر آن خلاص شوید یا از آن اجتناب کنید.
این رویکرد به طور واضح در دنیای مادی و بیرونی کارآمد است.
گرگی بیرون در است؟ از شر آن خلاص شوید. به طرف او سنگ پرت کنید، با نیزه او را بزنید یا شلیک کنید.
برف، باران و تگرگ؟ خب، نمیتوانید از شر اینها خلاص شوید، اما میتوانید با پنهان شدن در غار یا ساختن یک پناهگاه از مواجهه با آنها اجتناب کنید.
زمین خشک و لمیزرع؟ میتوانید آن را با آبیاری یا کود دادن تغییر دهید یا با تغییر مکان از آن دوری کنید.
بنابراین، راهبردهای حل مسئله برای ما انسانها بسیار قابل تغییر و تطبیق هستند.
با توجه به اینکه رویکرد حل مسئله در دنیای بیرون مؤثر است، طبیعی است که بخواهیم از آن برای مواجهه با مسائلِ دنیای درون هم استفاده کنیم؛ دنیای روانشناختی افکار، احساسات، خاطرات، ادراکات و تمایلات درون خودمان.
اما متاسفانه، هر موقع که میخواهیم از شر تجربیات نامطلوب درونی خلاص شویم، باعث رنجش بیشتر خود میشویم.
برای مثال، اعتیاد به الکل یا مواد مخدر به طور معمول با هدف اجتناب یا خلاصی از شر افکار و احساسات ناخوشایند، نظیر خستگی، تنهایی، اضطراب، افسردگی و غیره رخ میدهد.
رفتار مبتنی بر اعتیاد به تدریج خودبخودی و اتوماتیک وار میشود، چون راهی سریع و آسان برای رهایی از علائم میل به مواد یا ترکِ آن فراهم میکند. (در کوتاه مدت رنج و اضطراب ما را کاهش میدهد)
در حالی که هرچه وقت و انرژی بیشتری برای اجتناب یا خلاص شدن از شر تجربیات شخصی خود صرف کنیم، در طولانیمدت رنج بیشتری را متحمل خواهیم شد.
اختلالات اضطرابی یک نمونه خوب هستند. این وجودِ اضطراب نیست که باعث بروز اختلالات اضطراب میشود. در بطن اختلالات اضطراب یک مشغولیت فکری عمده برای اجتناب یا خلاصی از شر اضطراب وجود دارد.
رویهمرفته، اضطراب یک هیجان انسانی نرمال است که همه آن را تجربه میکنیم.
اختلال وسواس فکری و عملی (OCD) مثال بارزتری است؛ مبتلایان به اختلال وسواس فکری و عملی، آیین های و مراسم های پیچیدهای انجام میدهند تا از شر افکار و تصاویر مضطربکننده خلاص شوند.
در واقع رویکرد پذیرش و تعهد معتقد است هرچه به اجتناب از اضطراب اهمیت بیشتری دهیم، بیشتر مضطرب خواهیم شد!
خلاص شدن از شر اضطراب، یک دور باطل در بطن اختلالات اضطرابی است (به عنوان مثال، حمله هراس چیزی جز اضطراب دربارهی اضطراب نیست).
نتایج پژوهشهای زیادی نشان میدهند که اجتناب تجربه ای در بلند مدت باعث بروز اختلال های زیر میشود:
- اضطراب
- افسردگی
- عملکرد شغلی ضعیف
- سوءمصرف مواد
- کیفیت پایینتر زندگی
- رفتار جنسی پرخطر
- اختلال شخصیت مرزی
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
- ناتوانی های مزمن و بلندمدت و آلکسیتایمیا
البته نکته قابل توجه این است که تمام انواع اجتناب تجربه ای ناسالم نیستند.
رویکرد پذیرش و تعهد فقط وقتی راهبردهای اجتناب تجربه ای را هدف قرار میدهد که مراجع از آنها به نوعی استفاده میکند که پرتکرار هزینهبر و زیانبار باشد و رفتار مورد نظر به صورت الگوی قالب رفتاری شخص درآمده باشد.
ACT این رفتارها را «راهبردهای کنترل هیجان» مینامد، چون این انجام این رفتارهای اجتنابی به صورت موقت و کوتاه مدت باعث کاهش هیجانات ناخوشایند میشوند.
اگر چه ممکن است که بسیاری از این راهبردهای کنترل هیجانی که مراجعین برای رسیدن به یک حال خوب (یا بدحالی کمتر) به آنها متوسل میشوند، در کوتاهمدت مؤثر باشند، اما در بلندمدت زیانبار و هزینهبر خواهند بود.
برای مثال، افراد افسرده اغلب از موقعیتهای اجتماعی دوری میکنند تا با افکار ناراحتکننده «من سربار و اضافی هستم»، «حرفی برای گفتن ندارم»، «از خودم لذت نمیبرم» و همچنین احساسات ناخوشایند مانند اضطراب، خستگی و ترس از طرد شدن مواجه نشوند.
در حالی که خودداری از فعالیتهای اجتماعی در کوتاهمدت به شما آرامش میدهد، اما انزوای اجتماعی در بلندمدت بر افسردگیتان خواهد افزود.
جمع بندی
همانطور که اشاره شده هدف رویکرد ACT ( رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد ) کمک به افراد در شناسایی ارزشهای واقعی در زندگی آنها و همچنین انعطافپذیری شناختی است، به این معنا که به افراد کمک میکند ارزشهای اساسی زندگی خود را شناسایی کنند و در مرحله دوم به جای جنگ و ستیز و صرف انرژی زیاد برای مقابله با افکار و احساسات ناملایم که موجب رنجش و ناراحتی آنها میشوند، آنها را بپذیرند و در کنار این افکار به خلق یک زندگی غنی و معنادار بپردازند.
در حقیقت این رویکرد درمانی نه به دنبال کاهش سریع علائم بیماری و یا تغییر عوارض محیطی؛ بلکه به دنبال افزایش رضایتمندی و مسئولیتپذیری فرد در زندگی، بدون تمرکز شدید بر کاهش علائم و کنترل محیط بیرونی است. همچنین اگرچه تمرکز اصلی رویکرد درمانی ACT بر لحظه حال و احساسات جاری همراه با نیم نگاهی به آینده است اما اینطور نیست که به طور کامل گذشته را نادیده بگیرد. ممکن است در برخی از جلسات درمانی، درمانگر از طریق تکنیکهای پرسشگری سقراطی شما را به سمت ریشه افکارتان در گذشته برده و به شما کمک کند تا درستتر به آنچه که در گذشته اتفاق افتاده و برای شما خوشایند نبوده نگاه کنید. به دنبال این واکاوی گذشته، درمانگر به شما کمک میکند تا از تکرار الگوهای فکری و رفتارهای دراز مدت که برایتان مشکلات بیشتری ایجاد کرده و شما را در سلول ذهن زندانی میکند، دست بردارید.
6 فرآیند اصلی روانشناسی اکت به شرح زیر هستند
1 – پذیرش
پذیرش در اکت در مقابل اجتناب قرار میگیرد و شامل شناخت کامل و آگاهی از احساساتمان است، بدون اینکه سعی کنیم آنها را تغییر دهیم. برای مثال شخصی که دچار افکار وسواس گونه است، یاد میگیرد که آنها را به عنوان چیزی که در ذهنش وجود دارند، با وجود اینکه غیر منطقی و دردناکاند، بپذیرد. اکت به ما اجازه میدهد به جای اینکه افکارمان را کنترل کنیم یا به اجبار تغییرشان دهیم، آنها را بپذیریم و آگاهانه احساسات دردناک را با احساسات مثبت و رو به تعالی جایگزین کنیم.
2– جداسازی
جداسازی یعنی تغییر دادن روشی که افکارمان بر روی ما تاثیر میگذارند. روانشناسی ACT با استفاده از این مولفه، تاثیر نامطلوب و محدودکننده اعتقاداتی که باعث استرس میشوند را کم میکند. برای مثال ممکن است تسهیل کنندههای ACT ( اکت )، افراد را تشویق کنند تا افکارشان را بلند بگویند یا برای افکارشان اسم بگذارند و به آنها برچسب بزنند تا زمانی که به نظر برسد که افکار آنها بیاثر شدهاند.
3 – ذهن آگاهی
مفهوم پذیرش ، اساس روانشناسی اکت است و به معنی در زمان حال بودن و آگاه بودن از چیزی است که در همین لحظه در حال وقوع است. هدف ACT ( اکت ) این است که با منطقی کردن افکار و رفتار افراد مطابق با زمان حال، بیداری ذهنی آنها را ارتقا بخشد.
4 – بررسی خود سه بعدی
روانشناسی اکت ، خود را از سه بعد میبیند:
الف) خود به عنوان زمینه، در چهارچوب رابطهای «من» در مقابل «تو»، «اکنون» در مقابل «بعدا».
ب) خود به عنوان یک مفهوم، که یک چهارچوب وجودی و ریشه عمیق اعتقادی دارد. «من چه کسی هستم؟»، «به چه چیزی فکر میکنم؟» و «چه احساسی دارم؟»
ج) خود به عنوان یک فرآیند که یک چهارچوب زمانی دارد و شامل طرز فکر ما درباره حال، گذشته و آینده است.
نظریه پردازان درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد پیشنهاد میکنند که تعادلی بین همه جنبههای «خود» بسازیم تا بتواند به سرعت، بسیاری از موضوعات سلامت ذهن مثل افسردگی و فوبیا را درمان کند. زمانی که ما از تجربیاتمان آگاه هستیم و میتوانیم به آنها از دیدگاهی عینی نگاه کنیم، با تاثیر بیشتری میتوانیم به جریان احساساتمان رسیدگی کنیم.
5 – ارزشها
یکی از مهمترین اجزای روانشناسی اکت ، ارزشها و عقیدههای شخصی است. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ، اعمال مختلف و ابزارهای خودیاری را ترکیب میکند تا به افراد اجازه دهد که اهداف زندگی خود را در حالی انتخاب کنند که نظام ارزشی اصولی را درک کردهاند.
6 – اقدام متعهدانه
ACT مانند رفتار درمانی سنتی، بر رفتار مداوم و هدفمند تاکید میکند. روشها و تمرینات روانشناسی اکت به تغییر الگوهای رفتاری ناهنجار که موانع روانشناختی را ایجاد میکنند، کمک میکند.
استیون هیز (2012):
این 6 اصول بر آموزش شرکت کنندگان متمرکز هستند تا بتوانند اعمالی که احساسات مثبت را تقویت میکنند، دنبال کنند.
مهارتهای استفاده شده در روانشناسی اکت :
روانشناسی ACT برای دامنه وسیعی از مشکلات زندگی و نابهنجاریهای روانشناختی به کار میرود. مطالعات نشان میدهند که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد میتواند شفای دائمی برای مشکلاتی همچون دردهای مزمن، صرع، روان پریشی، افسردگی و چندین اختلال اضطرابی دیگر باشد. روانشناسی اکت ابتدا بر خواستهی ما از زندگی تمرکز میکند، سپس یک فرآیند مبتنی بر همکاری را دنبال میکند. آنجا که درمانگر و مراجعه کننده به یک اندازه برای انجام اهداف کوتاه مدت و بلند مدت مشارکت کرده و همچنین اقداماتشان را طرح ریزی میکنند.
روشها و مهارتهایی که معمولاً در روانشناسی اکت استفاده میشوند:
- استعارهها و پارادوکسها
- فعالیتهای گروهی
- تمرینات گروهی
- فعالیتهای مبتنی بر ذهن آگاهی
- تقویت کنندههای انگیزشی
- ارزیابی ارزشها
گیفورد و هیز (2005):
آنچه که باعث اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد میشود، روشهای متفاوتی است که در هر یک از ۴ مولفه مهم ACT ( اکت ) استفاده می شود.
اصول منحصر به فرد روانشناسی اکت
اصول ناامیدی خلاق:
روشهای ناامیدی خلاق به افراد کمک میکند تا جنبههایی را که نمیخواهند اصلاح کنند، نادیده بگیرند و برنامههایی عملی را بسازند که در رسیدن به اهدافشان به آنها کمک میکند. همچنین این اصول به عنوان روشهای روبه رو شدن با موقعیت کنونی شناخته میشوند. روشهایی که شامل بخشهایی از ذهن آگاهی، خود آگاهی و یادگیری شهودی است. مهارتها خلاق در نظر گرفته شدهاند به طوری که به افراد اجازه میدهند برای کاری که هرگز قبل از آن انجام ندادهاند تلاش کنند.
راهکارهای پذیرش(اصل پذیرش در روانشناسی):
مهارتهای پذیرش میتوانند در حین گفتگو، مدلسازی نقش، بازیهای موقعیتی یا تمرینات خاص و برگههای کاری ترویج داده شوند. تمام ایده روشهای پذیرش برای رها کردن است. برای اینکه افراد بتوانند تشخیص دهند که نیازی نیست همه افکارشان به عمل تبدیل شود به خصوص افکاری که موجب درد و استرس میشوند. راهکارهای پذیرش به افراد کمک میکند تا بین افکار، احساسات و الگوهای رفتاری سازنده و غیرسازنده تمایز قائل شوند.
محرومیت زدایی:
محرومیت زدایی به جداسازی روانشناختی بستگی دارد و به ما اجازه میدهد که فرآیند افکار و احساساتمان را دوباره مشخص کنیم. راهکارهای جداسازی روانشناختی ثابت میکند که ما چگونه میتوانیم روش منفی درک کردن را تغییر دهیم و به ما کمک میکند که بدون نیاز به فراموشی یا انکار حضورشان به آنها غلبه کنیم. (بلک لج، 2007)
استعارههای اکت درمانی چه هستند؟
طرفداران روانشناسی اکت اظهار میکنند که افکار انسان ترجیح میدهند از طریق مثال آموزش ببیند و این همان چیزی است که باعث میشود استعارهها، بخش ضروری روانشناسی اکت برای همه افراد در هر سنی و با هر پیش زمینهای باشد. استعارههای اکت اغلب بر اساس ذهن آگاهی هستند. آنها به افراد کمک میکنند تا دید کاملی نسبت به موقعیت کنونی بدست آورند و بر این اساس اقداماتشان را انتخاب کنند. آنها چشم انداز را وسیعتر میکنند و مبنایی را برای مدیریت احساس و خود ابرازی موثر ارائه میدهند. تعدادی از استعارههای اکت که استیون هیز (2014) پیشنهاد داده است:
برگها روی رودخانه:
در این استعارهی ACT ( اکت ) افراد تصور میکنند که در کنار رودخانهای نشستهاند و اجازه میدهند افکارشان با برگهای روی رودخانه شناور شود. با استفاده از هدایت کردن خیال و راهنمایی تدریجی، درمانگر به افراد میگوید که افکار منفی خود را تصور کنند که از زندگیشان محو میشوند. این روش احساس آرامش و تسلط بر خود در افراد به وجود میآورد و به آنها کمک میکند به طور موثر موانع شناختیشان را از بین ببرند.
قطار خیالی:
یکی از استعاره های اکت استعاره قطاری خیالی است که در این استعاره فرد قطاری را تصور میکند که در حرکت است و هر واگن از قطار بر چسبی از افکار منفی یا نگرانیهایی دارد که فرد در حال حاضر با آنها روبرو است. در این حالت به فرد کمک میشود تا درک کند که باید به مشکلات به صورت عینی نگاه کند. همان طور که یک قطار در حال حرکت را از فاصله دور میبیند.
توپ ساحلی:
توپ ساحلی برای ایجاد پذیرش و قبول واقعیت بسیار کاربردی است. در این استعاره، افراد افکار پر استرسشان را مثل یک توپ ساحلی در نظر میگیرند و تلاش میکنند که توپ را به زیر آب فرو ببرند. موضوع این نیست که چقدر سخت تلاش میکنند. به محض اینکه هل دادن توپ را متوقف کنند، توپ دوباره به سطح آب بر میگردد. به همین ترتیب ما با گریختن از چیزهایی که آزارمان میدهند، فقط میتوانیم احساساتمان را به طور موقت سرکوب کنیم. ما نمیتوانیم آرامش ذهنی را که به دنبالش هستیم بدست بیاوریم مگر اینکه وجود احساسات و افکارمان را بپذیریم و برای اینکه آنها را از ریشه از بین ببریم، تلاش کنیم.
ACT ( اکت ) در گروه درمانی:
برای بسیاری از مردم گروه درمانی بهتر از جلسه فرد درمانی است. جلسههای گروهی مقرون به صرفه هستند و وقت کمتری میگیرند همچنین برای سرپرست گروه هم راحتتر هستند. این جلسهها میتوانند با هر کدام از موقعیتهای حرفهای و شخصی ادغام شوند.
تمرینات اکت با یکسان اهمیت دادن به ذهن آگاهی، خودآگاهی، زمینه عاطفی و پیشرفت ارزشها، به عنوان یک اصل گروهی برای ارتقا سلامت ذهنی و بهبود همه سطوح، به محبوبیت گستردهای دست یافت. اصول ACT ( اکت ) در تمرینات گروهی، مسئولیت پذیری را در میان اعضاء پرورش میدهد و به آنها اجازه میدهد که مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیرند.
گادیانو (2009):
اصول گروه درACT ( اکت ) فضایی را برای حمایت و پاکسازی عاطفی ایجاد میکند. به دیگران گوش دادن و از دیدگاههای متفاوت یادگرفتن، به افراد درک بهتری از مشکلاتشان میدهد. روانشناسان عقیده دارند زمانی که ما برخی اعمال را به صورت عمومی به اجرا میگذاریم، به احتمال زیاد بیشتر نسبت به آن عمل متعهد میشویم تا اینکه کارها را در تنهایی بخواهیم انجام دهیم.
فواید روانشناسی اکت در گروه:
قوانین گروه:
بسیاری از جلسات گروهی ACT ( اکت ) با توضیح روشنی از اصول همراه است. چه افراد تحت گفتگو درمانی یا مراقبه ذهن آگاهی باشند یا بازیهای گروهی و استعارهها، آنها درک روشنی از آن چه که انتظار میرود به عنوان بخشی از تیم انجام دهند، دارند و همچنین از اینکه چگونه کارشان روی بقیه گروه تاثیر میگذارد هم درک درستی دارند.
خواسته افراد برای دنبال کردن قوانین گروه آنها را انعطاف پذیرتر و نسبت به پیشنهادات گشودهتر میکند و در نهایت به افزایش انعطاف پذیری رواشناختی که از اهداف نهایی روانشناسی اکت (ACT) است، کمک میکند.
یک ساختار و چهارچوب متمرکز به راه حل:
معمولا در یک ساختار حرفهای جایی که شمار زیادی از افراد گرایش به درمان گروهی دارند، فضایی برای روشهای بی انتهایی که ممکن است برای ارزیابی سخت باشد وجود ندارد.
بسیاری از اصول درمان گروهی، برای صرفه جویی زمان و افزایش احتمال بدست آوردن پاسخهای مثبت، از یک چهارچوب منطقی و قدم به قدم پیروی میکند و همه سوالات و تمرینات از پیش تعیین شده هستند. رویکرد سیستمی ACT ( اکت ) گروهی، دلیلی است بر اینکه چرا ACT برای تنوع قابل توجهی از افراد با فرهنگها و پیش زمینههای متفاوت معتبر است.
تمرینات تجربی مثل نقش آفرینی موقعیتی یا تصاویر هدایت شده به افراد کمک میکند که بفهمند دیگران چگونه در موقعیتهای مشابه به روشهای کاملاً متفاوت واکنش نشان میدهند. بحث آزاد در آنها همدلی و گشوده بودن ایجاد میکند.
استیون هیز به خاطر کارش بر روی نظریه چهارچوب ارتباطی که بعدها به زمینه کار ACT اضافه شد، شناخته شده است. او نشان داد زمانی که ما شروع میکنیم به تمرکز به روی آنچه که داریم، انگیزهای برای رشد شخصی بدست میآوریم. ما بیشتر به روشهای ممکن برای بهتر کردن خودمان فکر میکنیم، تا اینکه بخواهیم از حالت منفی و استرسها خارج شویم. ایده اصلی هیز برای ارتقا ACT به عنوان یک رویکرد متمرکز به راه حل این بود که افراد بخواهند رشد کنند و از حصار افکارشان آزاد شوند. این همان چیزی است که نشان میدهد چرا او بر روی گنجاندن خودآگاهی به ACT در میان دیگر تمرینات شناختی اصرار دارد.
تمرینها، فعالیتها و اصول کمک کننده ACT :
- ایجاد خودآگاهی
- ساختن خود کنترلی و خود پذیرشی
- افزایش حساسیت به احساسات خود و دیگران
- یادگیری مهارتهای ذهن آگاهی
روانشناسان امروزه تنوع گستردهای از اصول و روشهای ACT را استفاده میکنند که هر کدام از این روشها فواید منحصر به فرد خودشان را دارند، برای اینکه بتوانند به افراد کمک کنند تا با مسائلی همچون افسردگی، استرس، بیاعتنایی و نگرانی بجنگند.
در اینجا برخی از تمرینات محبوب ACT را میآوریم که برای بازیابی معنا و گرمای زندگی استفاده میشوند:
تمرینات خود مشاهده گر:
دکتر راس هریس در یکی از نشریههایش در 2007 تمرینات ACT را گردآوری کرد، تمرین خود مشاهدهگر بخش کاملی از کتاب راهنما بود. این فعالیت شامل سه مجموعه سوالات بود و جوابهایی که از جنبههای متفاوت خود مشاهدهگر داده شده بود.
پیشنهاد می شود بخوانید: چگونه آموزش مدیتیشن را انجام دهیم؟ آیا فضای مناسب را برای آموزش مدیتیشن ایجاد کردهاید؟ با ما در این مقاله همراه باشید تا همه چیز را درباره آموزش مدیتیشن به شما بگوییم.
سوال اصلی این بخش: شما چه کسی هستید؟
درمانگر این سوال را مرتبا از مراجعه کننده میپرسد. در ابتدا فرد تلاش میکند که با توصیف خودش جواب دهد. او تلاش میکند درباره ویژگیهای شخصیتی و حرفهای خودش صحبت کند. درمانگر به او گوش کرده و همان سوال را تکرار میکند و این رویه آنقدر ادامه پیدا میکند تا زمانی که فرد متوجه شود که هر آنچه که تاکنون از توصیف خودش ارائه داده، بیمفهوم بوده است. هویت واقعی در تشخیص او از وجود خودش قبل از هر چیز دیگری قرار دارد.
مرحله بعدی به داشتن ذهن آگاهی بستگی دارد. درمانگر از مراجعه کننده میخواهد که به این موارد توجه کند:
- کف پاهایش زمین را لمس کند
- چشمانش درمانگر را که بر روی صندلی در مقابلش نشسته، ببیند
- نفس عمیق بکشد
- افکاری را که در همان لحظه در ذهنش هستند، مرور کند
- بویی را که در اتاق به مشامش میرسد، حس کند
در مرحله آخر تمرین، درمانگر مراجعه کننده را به هنر، رها کردن راهنمایی میکند. او به فرد آموزش میدهد که لحظه را در دست بگیرد. به خودش به عنوان یک فرد رنج دیده توجه کند و همچنین خود ایدهآلش را تصور کند. سپس او به تدریج فرد را هدایت میکند تا به این فکر کند که همه خودهایش (خود رنجیده و خود ایده آل) را که دور میشوند، رها کند و در هر صورت سعی نکند که آنها را کنترل کند. احساس رها کردن حسی از آرامش و برتری ایجاد میکند که به نوبه خود پذیرش بیقید و شرط خود را در فرد پرورش میدهد.

تمرین ارزش ها:
تمرین ارزش ها به عنوان روش شفاف سازی ارزشهای شما نیز شناخته میشود که یکی از اصول دروننگر ACT است و برای اجرای گروهی و یا به عنوان تمرین یک به یک مناسب است.
این روش نظاممند و شامل چهار مرحله است:
- برای تعیین ارزشها قدم اول این است که ارزشها را در هر 10 بخش زندگی (رشد شخصی، والدین، اوقات فراغت، رفاه، سلامتی، کار، معنویت، زندگی خانوادگی، زندگی حرفهای، زندگی اجتماعی) فهرستبندی کنیم.
- سپس بر اساس اینکه هر ارزش برای ما در چه درجه اهمیتی قرار دارد الویتبندی کنیم و به آنها امتیاز دهیم.
- بر اساس اینکه هر ارزش را تا چه اندازه در شیوه زندگی کنونیمان به کار میگیریم، درجه بندی کنیم.
- مرحله آخر تمرین، درمانگر، مراجعه کننده را تشویق میکند تا از خودش سوالاتی را بپرسد که درباره اینکه چه امتیازی به خودش داده است؟ و چگونه نظام ارزشی خود را بازتاب میدهد؟
نگاهی به فعالیتهای دکتر راس هریس:
دکتر راس هریس درمانگر و نویسنده مشهور، تحقیقات گستردهای بر روی اینکه چگونه ACT میتواند روش فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن ما را تغییر دهد، انجام داد. دکتر هریس در کتاب پرفروش تله شادمانی تحقیقات پیشگامانهای بر روی تاثیرات ACT به عنوان یک اصل سلامت ذهنی مثبت مطرح میکند. دکتر هریس از 2005 به عنوان مربی موفق معلمان، مشاوران، پزشکان و روان درمانگران شناخته میشود تا به آنها آموزش دهد که چگونه ACT در موقعیتهای متفاوت به کار میرود.
دکتر هریس بر روی جنبه اصلی ACT کار میکند:
- دیدن افکار و احساسات به همان صورت که هستند
- پرهیز از پافشاری بر کنترل افکار و رفتارمان
- همواره بر اساس ارزشها عمل کردن و در زمان حال بودن
منابع
هریس، راس، ترجمه امین زاده، انوشه.(1394). ACT به زبان ساده. نشر ارجمند
باخ،پاتریشیا، جی مورگان، دنیل، ترجمه کمالی، سارا، کیان راد، نیلوفر(1393).نشر ارجمند
محمود علیلو، مجید، هاشمی نصرت آباد، تورج، سهرابی، فائزه(1395). اثر بخشی مداخله ترکیبی درمان ترکیبی رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد(ACT) همراه با فنون رویارویی بر شدت علائم و ابعاد حساسیت اضطرابی بیماران در اختلال اضطراب فراگیر (GAD)
عزیزی،آرمان، قاسمی، سیمین، قربانی، آزاد، شجاعی، فاطمه، محمدی، فاروق(1396). مقایسه اثربخشی خانواده درمانی کارکردی و رویکرد مبتنی برپذیرش و تعهد بر کیفیت زندگی و توانمندی خانوده های دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی
