سیری بر معنای گم شده ی حقوق مردانه

دکتر جواد تقوی روانشناس تخصصی
در فضای پرصدای گفتوگو درباره حقوق زنان (که بیشک بخش عظیمی از آن ضروری و شایسته است)، کمتر صدایی از تجربهی درونی مردان در زندگی زناشویی شنیده میشود. گویی مرد بودن در جامعه با خود توقع بیوقفهی تابآوری، سکوت و بینیازی را همراه دارد. مردان، در مسیر زندگی مشترک، اغلب بار اضطرابهای پنهان و فشارهای بیرونی را به تنهایی به دوش میکشند: مسئولیت مالی، تلاش برای امنیت، ایفای نقشِ ستون خانواده، مشارکت در خانه و فرزندپروری. اما چیزی در این میان گم میشود: اعتراف به رنج مردانه. در رویکرد اگزیستانسیالیستی، ما به تجربهی زیستهی فرد فارغ از جنسیت بها میدهیم.
اما باید پذیرفت که مردان اغلب از حق تجربهی “ضعف”، “نیاز” و حتی “دیدهشدن” محرومند. آنها شنوندهی این جملهاند که «تو به من توجه نمیکنی»، در حالیکه ذهنشان درگیر فشار و مسئولیتهاییست که هر روز با آن بیدار میشوند. مردان حق دارند خسته باشند، حق دارند نیاز به توجه داشته باشند، حق دارند صادقانه بگویند که گم شدهاند، و نگران فرداهای ناپیدا هستند. اما جهان و گاه شریک زندگی، از آنها “عمل” میطلبد، نه “احساس”. اگر خواهان رابطهای انسانی و بالغ هستیم، باید به مردان نیز اجازهی تجربهی وجودیشان را بدهیم. باید یاد بگیریم که پرسش از احساسات و اضطرابهای مردانه، نشانهی عشق است، نه نشانهی ضعف آنها. در گفتوگوی زناشویی، شنیدن صدای مرد، گامیست به سوی رابطهای اصیل، متعادل و انسانی.
موسسه بین المللی سلامت آگاه مایند www.agahmind.com
