مروری بر نظریه RFT
دکتر جواد تقوی موسسه بین المللی آگاه مایند

در نظریه RFT، انسان موجودی است که از طریق زبان میتواند میان پدیدههایی که از نظر واقعی یا فیزیکی ربطی به هم ندارند، رابطه برقرار کند؛ این روابط نه از جنس تجربهی مستقیم، بلکه ناشی از «کاربست دلخواه» هستند. در روابط عاطفی، ذهن ما اغلب با همین سازوکار، باورها و نتیجهگیریهایی میسازد که الزاماً واقعی نیستند اما تجربهی ما از رابطه را بهطور عمیقی شکل میدهند.
مثلاً فردی که در یک رابطهی عاشقانه طرد شده، ممکن است ناخودآگاه میان «طرد شدن» و «بیارزشی» رابطهای برقرار کند، سپس این ارتباط را تعمیم دهد: «اگر کسی دوستم نداشت، پس حتماً دوستداشتنی نیستم». این نتیجهگیری نه حاصل مشاهدهی بیرونی، بلکه محصول فرآیند زبانی ذهن است که روابط معنایی را آزادانه و گاه نادقیق میسازد. مشکل دقیقاً از جایی شروع میشود که این روابط زبانیِ دلخواه، تبدیل به باورهای سفتوسخت، الگوهای شناختی و هویت عاطفی فرد میشوند.
در این حالت، فرد نهتنها از رنج طرد شدن عبور نمیکند، بلکه بهواسطهی ساختارهای زبانیِ شکلگرفته در ذهنش، وارد چرخهای از خودارزیابیهای منفی، پیشداوریهای تعمیمیافته و واکنشهای هیجانی غیرسازنده میشود. در رواندرمانی مبتنی بر ACT و RFT، یکی از کارهای اصلی، کمک به مراجع برای دیدن این روابط زبانی و تفکیک آنها از واقعیت زیسته است. درمانگر به مراجع نشان میدهد که «من طرد شدهام» به معنای «من بیارزشم» نیست؛ بلکه این تنها یک رابطهی ساختهشدهی ذهنی است، نه حقیقتی مطلق. آگاهی از این فرآیند، نهفقط دید ما را به خود و رابطه بازسازی میکند، بلکه آغازگر رهایی از قضاوتهای درونی و بازگشت به تجربهی اصیل انسانی است.
آگاه مایند، خانه آگاهی و سلامت www.agahmind.com