آیین بودا چیست؟
آیین بودایی یا بودیسم نوعی روش زندگی است که انسان را به نیروانا یا دنیای آرامش، صلح و آسودگی از رنج میرساند. برخی گمان میکنند بودا خدا است؛ در حالی که او موجودی خارقالعاده در نظر گرفته میشود؛ اما خدا نیست. بودا به جهان به مثابه یک موجودیت ثابت مادی نمینگریست؛ بلکه بر درک آن از سرنوشت انسان و عواملی تکیه میکرد که بر آن اثر میگذارند. از دیدگاه او زندگی انسان بیپایان است و همواره باید چشمانتظار یک رشته بیپایان از تولدهای مجدد باشد که این تولدها ممکن است در این جهان یا جهانهای دیگر رخ دهند.

اصول آیین بودا
بودا آیین خود را درباره وضعیت بشر بر مبنای سه اصل بنیان گذاشت و آن را «سه نشانه هستی» نامگذاری کرد.
نخستین نشانه یا ویژگی طبیعت هستی بشر و پایه کل نظام دینی بودایی، آنیتیا (به معنای ناپایداری) است.
بودا براین باور بود که همه چیز در حالت تغییر دائم است و هیچ چیز در جهان مادی پایدار نمیماند. اشیا شاید این تصور را ایجاد کنند که پایدار هستند؛ اما این فقط یک پندار است؛ زیرا زمان کافی، همه چیز، کوهها، دریاها، آسمانها و انسانها را دگرگون میکند و در نهایت از میان میروند و ناپایدار هستند.
دومین نشانه هستی، دوکه (به معنای ناخوشایندی) است که از همین ناپایداری نشأت میگیرد. از نگاه بودا همه اشیایی که پایدار نیستند، ناخوشایندند؛ بنابراین اعتماد انسان به هر شی مادی بیهوده و محکوم به شکست است.
سومین نشانه هستی از نخستین نشانه آن حاصل میشود. این نشانه از اندیشه آناتمن (به معنی بدون روح) گرفته شده است. (در بودیسم مهایانه، آناتمن به فردی میگویند که به روشنگری دست مییابد، اما انتخاب میکند در این دنیا بماند و به کسانی که رنج میبرند کمک کند).
بودا عقیده دارد انسانها از یک روح پایدار برخوردار نیستند. از دیدگاه او انسان موجودی مرکب از یک ابر پیوسته متغیر، متشکل از اجزای مادی و ذهنی است. به اینجهت سخن از جوهر ابدی انسان که بعد از مرگ تداوم مییابد صحیح نیست. بعضی از ویژگیها ممکن است از یک زندگی به زندگی دیگر تداوم یابند؛ اما شخصیت چنین نیست.
از دیدگاه بودا همه پدیدههای عینی جهان، پیامد عوامل پیوستهی متغیر هستند. بوداییها به این اندیشه «پره تیترا ساموتپادا» میگویند، به این مفهوم که هر چیز بهخودیخود مستقل از علتهای قبل نیست. بودا از این استنباط تا حدی بدبینانه، فراتر میرود و راه خروج از این مخمصه انسانی را نشان میدهد .راه او به چهار حقیقت شریف شهرت دارد و چنین است:
نخستین راه این است که زندگی در ذات خود خوشایند نیست.
راه دوم این است که اندیشه ناخوشایندی جهان بهعلت عطشهای مداوم در انسان شکل میگیرد و از جهل درباره طبیعت حقیقی و واقعیت ناشی میشود.
سومین راه حقیقت شریف این است که این نیازمندی نباید سرنوشت همه انسانها باشد و راهی برای رهایی از قید این ناخوشایندی جهان وجود دارد.
چهارمین و آخرین حقیقت شریف این است که راه نجات از بندگی جهان در خط سیر هشتگانه است و در طی آن باید هشت عمل صحیح را در پیش گرفت.
بودا در چهار اصل خود ابتدا رنج را بخشی جداییناپذیر زندگی انسان در همه مراحل زندگی معرفی میکند که شامل تولد، بیماری، پیری و مرگ میشود؛ سپس هوس را عامل رنج معرفی میکند و لازمه غلبه بر درد و رنج را دوری از خودخواهی و هوس میداند و چهارمین اصل خود را به توضیح چگونگی دستیابی به سه اصل پیشین اختصاص میدهد.
چهار حقیقت شریف رنج (رنج، خاستگاه رنج، توقف رنج، راه توقف رنج) اساس بودائیسم است و برنامهای را برای رسیدگی به تمامی رنجها و وجههای بشر فراهم میسازند. این حقایق بیان میکنند که زندگی مملو از انواع گوناگون رنج است؛ رنج، سبب و هدفی (غایتی) دارد و ما زمانی به نیروانا (Nirvana) میرسیم که این رنجها را در خود به پایان برسانیم. مسیر هشتگانه متعالی گامهایی را تعیین میکند که ما باید برداریم تا در زندگی خود به نیروانا دست یابیم. چهار حقیقت شریف در تجربه بشری، بیماریای را توصیف میکند و راه اصیل هشتگانه نسخهای است که درمان آن را فراهم میسازد. درک حقایق و عبور از این مسیر به آرامش و شادی الهی و مطلق در زندگی منجر خواهد شد. آنچه به عنوان راههای کمال، نیروانا و یگانگی در دسترس ماست، فرمول قطعی نمیباشد. گرچه بسیاری از این دستورالعملها از دوران کهن به ما رسیده اما معتقدم این راهها، تنها ما را در مسیر درست الهی شدن قرار میدهد و پیشنیازهای کمال درونیمان را فراهم میکند اما هر فرد، بنا به خصوصیات و شرایط خود، باید در تجربههای بشری خود به سمت پاک شدن و یگانگی حرکت کند. بیداری روحی، فرمول یکتایی ندارد و هر فرد رهرو باید به کمک گرفتن همیشگی از این راهها، وارد میدان مبارزه با نفس خود شود و بخشی از این مبارزه، نه در دل کوه و گوشهنشینی، بلکه در دل جمعیت و در کنار مردم رخ خواهد داد.
شاخههای آیین بودایی
آیین بودایی سه شاخه اصلی دارد؛ «مهایانه» بزرگترین شاخه آن است و شاخه سنتی و کوچکتر آن «تراواده» نام دارد. شاخه سوم این آیین «وجرهیانه» است که با جنبههای صوفیانه در تبت، مغولستان و بوتان رایج شد. با وجود اینکه بودیسم را به سه شاخه اصلی تقسیم کردهاند؛ اما مکاتب بسیاری در آن وجود دارد که از شاخههای اصلی نشئت میگیرند. ذن نیز که یکی از مکتبهای محبوب این آیین شناخته میشود را برخی جزو شاخههای اصلی بودیسم میدانند.
مفهوم «انسان کامل» در تمام ادیان و فرهنگها مورد نظر بوده است هرچند که تاریخ دقیق پیدایش و همچنین اصل و ریشـﺔ آن به درستی معلوم نیست. برخی ریشه و منشاء آن را به فرهنگ آریایی و برخی فرهنگ سامی نسبت دادهاند.1
«انسان کامل» را میتوان علت غایی خلقت، سبب ایجاد و بقای عالم، اسم جامع الهی، واسطه میان حق و خلق، راهنمای خلایق در شریعت و طریقت و دارای هویتی الهی دانست.2
دین بودایی نیز از این مفهوم بیبهره نمانده است و این مفهوم را در قالب اصطلاح «ارهت»3 مطرح کرده است و شاید بتوان گفت که یکی از نظاممندترین سیستمها را برای دستیابی به این مفهوم بیان کرده است. این سطور ترجمه مقاله «ارهت» از دایرةالمعارف دین4 بوده و سعی شده است اصطلاحات و واژههای خاص مندرج در آن برای درک و فهم بهتر توضیح داده شود.
مفهوم اَرَهت
اصطلاح سانسکریت اَرَهت5 از ریشه اَرَه6 مشتق شده و در لغت به معنای سزاوار و لایق است. این اصطلاح خصوصاً در مکتب بودیسم تیرهواده7، جایی که دلالت بر گسترش متعالیترین وضعیت روحانی و معنوی دارد، از اهمیت فراوانی برخوردار است. هرچند که این اصطلاح در مکاتب نخستین بودایی و غیر بودایی مورد استفاده قرار میگرفته است.
ارهت به معنای مرد تمام، مرد ارزنده، انسان شایسته و لایق یا انسان کامل است و در مکتب بودیسم تیرهواده دلالت بر شخصی دارد که به سرمنزل راه بودایی رسیده و با شناخت و درک درست و کامل از چهار حقیقت جلیل8 و از بین بردن خصلتهایی چون آز، کینه و فریب به بیداری یا نیروانه9 رسیده است. اَرَهت آن بندهایی را که جانداران را به چرخـﺔ زاد و مرگ یا سنساره10 میبندد، میبرد و پس از مرگ دیگر به جهان باز نمیگردد.
تاریخ و گسترش اصطلاح ارهت
در متون ودایی و غیرودایی اسم اَرهَت دلالت بر اشخاص و خدایان دارد. کسانی که حالات روحانی بخصوصی، برایشان اوصافی چون «شایسته» و «سزاوار لایق» را به ارمغان میآورد. این اصطلاح همچنین اشاره به «لایق در افعال» و «شایسته از کردار» دارد. برای مثال در ریگودا11 (1ـ1094)، اگنی در سرود ستایش بعنوان «شخص ارزنده» مورد خطاب قرار گرفته است. اصطلاح ارهت در اوپانیشادها12 موجود نیست. اما فعل ارهتی پنج با مفهوم «قابل بودن» آمده است. همچنین واژة ارهتی در بهگودگیتا13 آمده است که حامل معنایی کلی، مشابه آنچه که گفته شد، میباشد.
این اصطلاح در سوتراهای14 جین15 اغلب در معنایی نزدیکتر به آنچه که در مکتوبات بودیسم یافت میشود، مورد استفاده قرار میگیرد. در اینجا ارهت به عنوان فردی که رها از میل، کینه و وهم باشد، توصیف شده است. آن هنگام که این خصایص در رهروی بودایی متصف به این اصطلاح ثابت و استوار گردید، او مبدل به فردی میشود که همه چیز را میداند و دارای انرژیهای خارقالعادهای است. لازم به یادآوری است که پیروان جین این لغت را منحصراً در مورد تیرسامکارا16 یا مبلغان دین به کار بردهاند. در صورتی که در بودیسم، وصف ارهت یک ایدهآل و سرمنزل نهایی است که همه مجاهدان جدی مذهبی خصوصاً مردان و زنان تارک دنیا میبایست به آن نائل شوند.
در متون پالی17 مکتب بودیسم تیره واده، ارهت یا ارهتی در مشخصترین شکل استعمال در معانی عمومی مشابهی چون ارزنده، قادر و شایسته با منابع ودایی، هندویی و جینی مشترک هستند. اما یک نمونه که هنوز جزئی از قاعده شایع و متداول نیست، در سوته18 و وینیه پتکه19 یافت شده است. به این شکل که اصطلاح اَرَهت در مورد کسانی مورد استفاده قرار میگیرد که دارای انرژیهای ماوراءالطبیعی هستند و یا کسانی که ریاضتکشی را تمرین میکنند.
جایگاه اَرَهت در نجاتشناسی بودایی
اصطلاح ارهت در رایجترین شکل استفاده آن در مکتب بودیسم تیرهواده اشاره به شخصی دارد که به هدف روشنشدگی20 یا نیبانه دست پیدا کرده است. در قانون پالی، ارهت به گونهای ساده به عنوان مبلغ دین یا فردی لایق برای دریافت فدیهها، جلوه نمیکند؛ بلکه در این مکتب، ارهت کسی است که به رهایی از ذهن و قلب نائل شده، بر میل و شهوت غلبه کرده، به دانش و بینش درست دست یافته، از تعدد سمساره عبور کرده، در ماورا فنا شده، اَسَوس21 را نابود ساخته، در سه حوزه معرفتی22 گذشته، حال و آینده آگاه و باخبر گشته و سی و هفت عامل روشنشدگی را به دست آورده و به نیبانه نایل شده است.
در وینیه پتکه مفهوم اَرَهت در ارتباط با مفهوم اوتاری منوسه23 مطرح میشود. در اینجا گفته میشود که ارهت دارای چهار حالت جذبه24، یک یا بیشتر از چهار مقام معنوی25، استادی سه حلقه معرفتی و شش حلقه معرفتی26 که شامل معرفت تولدهای پیشین، خاموشی آلودگیها و چشم آسمانی است، میباشد. به راستی شاید این گونه باشد که اوتاری منوسه، شروع نخستین مفهوم ناب و روشن که به وسیله اصطلاح ارهت طراحی شده را شکل داده است.
مفهوم اصطلاح اَرَهت در نیکایاها27 شکل کامل خود را پیدا کرده است. در نخستین جلد دیگهنیکایه28 ده مورد از سیزده سوته اغلب به طور کامل با این موضوع مواجه میشود و سه مورد باقی مانده به گونهای غیرمستقیم با این اصطلاح در ارتباط است. در این متون ارهت بودن به عنوان بالاترین طبقه اجتماعی، بهترین مرتاض و تنها شکل درست برهماکریه29 ستوده میشود. به طور وضوح اصطلاح اَرَهت به معیار جدید بودایی اشاره میکند که ارزشمندترین جنبههای زندگی را شامل میشود. در مجمهنکایه30 گفته شده است که اَرَهت حقیقت اشیاء را با از بین بردن شهوت و دوری جستن از شر و مافوق تولد، زوال و مرگ، همان گونه که هست درمییابد.
قواعد چندی در پالی تیپتکه درباره ارهت وجود دارد که شاید بهترین آنها از این قرار باشد:
زایش دوباره از بین میرود و حیات متعالی به واقعیت میپیوندد. آنچه که باید انجام شود، کامل شده و پس از این زندگی مافوقی نخواهد بود.
دیگر قواعد بر روی فضیلت رهایی از ذهن، توفق و برتری از زایش بوده و بر درک حالات جذبه، شناخت چهار حقیقت عالی، غلبه بر شهوت و به دست آوردن نجات و شناخت کامل تاکید میکند. این اصطلاح همچنین در قالب یک عبارت، قاعده بودایی را توصیف میکند که:
یک تتاگتت31 در دنیا قیام میکند، یک ارهت، یک فرد کاملاً بیدار شده در معرفت و سلوک، یک سعادتمند، یک جهانشناس، راهبر دست نیافتنی انسانهایی که باید هدایت شوند، معلم دیوها32 و انسانها، یک بیدار شده، یک فرد متعال.
ارهتی شدن به طور پیدا و برجسته در مکتب تیرهواده نمایان میسازد که سفر رهایی بخش، یک راه تدریجی است که در آن رهرو از قید وابستگیهای پوچ دنیوی گذر میکند. این سفر با نادیده گرفتن حواس که تمایل به حالت بیقیدی دارند و به وسیله خودداری کامل از آن تمایلات و معرفت به اشیاء، همان گونه که هستند، حاصل میشود. همان گونه که بوداگشا33 این مطلب را در وسودیمگه34 (چکیده باستانی اصول مکتب تیرهواده) خود بیان میدارد، ارهت تمامی تزکیههای لازم را که از طریق رعایت قواعد اخلاقی، تمرین مراقبه، خلوص اندیشه حاصل میشود، به حد کمال رسانده است. شرط لازم برای این راه، مراقبه است. فنی که رهرو را به مقامات معرفتی شگفتآور و ماورایی و مراتب هوشیاری و آگاهی و بنا به گفته برخی صاحبنظران به فراگیری و تحصیل انرژیهای فوق بشری، رهنمون میسازد. این اوصاف برای اولیاء مکتب تیرهواده که نقش مهمی را دارا هستند، ضروری و لازم است. این جنبه مرسوم و رایج ارهت بودن همیشه برای وفق دادن با تصور و اندیشه سنتی آسان نیست. در این اندیشه به فراگیری آنچه که بوداگشا به آن به عنوان «دانشهای تمایلی» اشاره میکند، تاکید شده. برای مثال تشریح و تجزیه حقیقت در اصطلاحات مشروط و به هم پیوسته طبیعت.35
در قاعده سنتی «چهار مقام قدسی»، یک رهرو پس از گذشتن از سه مقام «به رود رسیده»36، «یک بار بازآینده»37 و «بیبازگشت»38 شایسته عنوان ارهت میشود. این مقامات در قالب و شکل کیهانی زایش دوباره که در آن ارهت از تمامی این مقامات و سمساره پیشی گرفته، توصیف داده میشود. در مِلِندَهپنیه39 تنها بوداهای خود بیدار40 و بوداهای کامل41 به عنوان افرادی که بالاترین مقامات را کسب کردهاند، برگزیده میشوند، البته اینان آنچنان کمیاب هستند که دستیابی به جایگاه ارهتی و رستگاری به عنوان هدف زندگی زاهدانه مطرح میشود.
کتاب کتاوتو42 تیرهواده و کتاب43 وسومیتره44 مدارک مفصلی را ارائه میدهند؛ مبنی بر اینکه در خلال سدههای نخستین و به دنبال مرگ بودا نزاعها و کشمکشهایی به منظور توجه به طبیعت و اوصاف ارهت وجود داشته. بزرگترین چالش در مقابل ایده ارهت از سنت مهایانه ناشی میشد که زندگی و خط مشی بوداسَتوه45 را برتر و مافوق ارهت اعلام کرده بود. متونی چون سددَرمَه ـ پوندَریکه46 و سوتره ویمَلَه کیرتی47 از ارهت انتقاد میکنند، زیرا از دید آنها، راه ارهت برای رسیدن به رستگاری به شکل غیر قابل قبولی خودمحورانه است.
ارهت کیش پرستش
ارهت در بودیسم رایج، شخصی میشود که دارای انرژیهای جادویی و ضد شر است. در برمه ارهت شینتیوالی48 به وسیله بودا به عنوان بزرگترین دریافت کننده هدایا در میان مریدانش قلمداد شده بود و چنین اعتقاد است که او برای آنهایی که نزد او عرض حال میکنند خوشبختی و نیک انجامی به ارمغان میآورد. ارهت اوپاگوبتا49 کسی که مارا50 را تحت امر خود درآورده و او را به بودیسم تبدیل کرده و این گونه اندیشه میشود که او دارای قدرت جلوگیری از طوفانها و سیلها به علاوه دیگر نمونههای سختی جسمانی و هرج و مرجهای ناخواسته است.
معمولاً جشنهای بودایی در برمه و تایلند شمالی به وسیله تقدیم قربانی به اوپاگوبتا به منظور تضمین موفقیت در رخدادها آغاز میشود. در برمه تقدیم قربانی به بودا و هشت ارهت51 به عنوان بخشی از آیین آفرینش صورت میگیرد که در آن هر راهت با یکی از هشت روز هفته برمهای و یک گیاه مخصوص متحد میشود.
پیندولا بهارداجا52، یکی از شانزده ارهت بزرگ، خصوصاً به عنوان پیر و قطب بزرگترین صومعهها از چین و ژاپن مورد احترام و پرستش قرار میگرفته و همچنین به عنوان ولی شفادهنده پرستش میشده است.
ارهت به عنوان فردی که والامقامی راه معنوی را درک کرده است، در سطوح مردمی به عنوان قلمرو شایستگی و منبع انرژی جادویی و حفاظتی پرستش میشود. برخی چون اوپاگوپتا و پیندولا خدایان محافظ و نگهبان شدند و معتقد بودند که آنها دارای قدرت جلوگیری از بلا و بیماری هستند. تقدیم قربانی به تصاویر و نشانههای سمبلیک آنها در شعائر و آیینهای خانگی و عمومی صورت میپذیرفت. ارهتها غیر از آنهایی که در زمان حیات بودا با او متحد و مرتبط شدند یا شانزده ارهت که نام آنها در کتاب گزارش افعال بیزوال ناندیمیترا معین شده به عنوان منبع انرژی مطرح میشوند. دعاوی و ادعاهای ارهتی به طور پیوسته از طرف راهبهای تارک دنیا در بسیاری از کشورها چون سریلانکا، برمه و تایلند مطرح میشد. افراد غیر روحانی مؤمن در دنیای پیرامون، ارهتها را برای بخششها و احسان آنها جستجو میکردند و تعویضها و طلسمهای محافظ را که دارای تصاویر یا باقیمانده موهای سوخته یا خرقه آنان است به تن میکردند. آنان به عنوان جادوگر با تواناییهای جادویی در علم کیمیا و خلسه پرستیده میشدند.
شرح حال دقیق این مقدسین از نشانههای فوق طبیعی سخن میگوید که تولد آنان را اعلام میدارد و دورههای زندگی آنان را که مملو از افعال شگفتانگیز میباشد، شرح میدهند. صومعههای آنان به ترتیب تبدیل به مراکز مقدسی برای زوار چه در زمان حیات آنان و چه بعد از مرگ آنها میشود.
خلاصه آنکه ارهت یکی از کشمکشهای اساسی را در سنت بودایی میان ایده روشنشدگی و انرژی جادویی ماورایی پیوسته با این دستیابی پایهریزی کرد. این کشمکشها، هنگامی که در متون آشکار شد، در پرتو اعمال و نگارشهای متداول بودایی که قالب ارهت را مورد توجه قرار میداد، شدت یافت.
بوداُ شخصی بود که زندگی پر از رفاه خود بهعنوان یک شاهزاده کنار گذاشت و زندگی زاهدانهای را شروع کرد که منجر به روشنبینی کامل او شد. بودا هشت اصل (راه نجیب هشتگانه) را شناسایی کرد که باعث رشد یک فرد میشود.
- راهحل هشتگانه برای پایان درد و رنجحقیقت چهارم به راهحل هشتگانه پایان درد و رنج و هوا و هوس اشاره دارد:
- نگرش درست: درک روشنبینانه چهار حقیقت اصیل و فهم وجودی آنها.
- نیت درست: نیکخواهی، بیآزاری و دوری از زیادهخواهی.
- گفتار درست: پرهیز از دروغ و درشتگویی و ….. .
- کردار درست
- امرار معاش درست
- کوشش درست: ترک آفات ذهنی و حفظ ملکات سالم
- ذهن انبوهی درست ( حضور قلب در عرفان اسلامی): اشراف بر تن، احساسات و …. .
- تمرکز درست
هدف این هشت مرحله تسکین درد و رنج و نابودی آن برای دستیابی به آزادی مطلق از حادثه حیات بشری است.
جایگاه زندگی اخلاقی در سنت بودایی هندی
زندگی اخلاقی در گرو سیر و سلوک دینی و معنوی است. بین اخلاق و مراقبه و راهحل هشتگانه درهم آمیختگی وجود دارد. در این اخلاق، عمل اخلاقی پیششرط مراقبه است و مراقبه رشد اخلاقی را تقویت میکند. این تفکر اخلاقی به اصول انتزاعی یا جنبههای عقلانی یک امر اخلاقی مربوط نمیشود بلکه در خدمت عمل شفابخش و رهاییبخش سنت دینی است.
در جهانبینی بودیسم اندیشه کارما و تولد دوباره انسان جایگاه بسیار ویژهای دارد. کارما به این معناست که اعمال اخلاقی تأثیرات فوری و درازمدت بر خودمان و دیگران دارند. برطبق این جهانبینی همه ما در گذشته به دفعات بیشماری به دنیا آمده و مردهایم و همچنان از نو متولد خواهیم شد. مگر اینکه این چرخه بیپایان زندگی و مرگ با رسیدن ما به مرحله نیروانا بازایستد و به پایان رسد. از دیدگاه بودا همین چرخه بیپایان ( که سامسارا نام دارد) است که باعث درد و رنج میشود.
در پرتو کارما به دو موضوع میتوان پی برد:
۱- جهان عادلانه رفتار میکند. انجام اعمال بد که ده مورد هستند باعث میشوند فرد در دوزخ گرفتار شود و یا ولادتی پست و کهتر داشته باشد. انجام اعمال اخلاقی نیز باعث میشود شخص از ولادت انسانی والایی برخوردار گردد. نکته مهم دیگر این است که هیچ یک از این موارد تا ابد پایدار نیست.
۲- اعمال و جزای مربوط به آنها. اعمال ما خالق ما هستند. ما همانی هستیم و میشویم که در عمل انجام میدهیم. بدینسان به نظر میرسد سامسارا و کارما اساس تعالیم بودا را شکل میدهند. در کنار این موارد، بودا بر قصد و نیت و ابعاد روانشناختی عمل تأکید میکند. اگر قتل بد است نه تنها به دلیل اینکه به دیگری آسیب میزند بلکه به این دلیل که از کینه و آز نشأت میگیرد. حتی اعمال ذهنی یعنی تفکرات ما که به گفتار یا کردار درنمیآید نیز در کارما دارای اهمیتاند. حال و هوای حیات ذهنی ما در نهایت مسئول اعمال ما هستند. بودا به ما گوشزد میکند همگی در معرض آفتهای ذهنی هستیم. هرچه انسان بتواند این آفات ذهنی و احساسات منفی را در خود از بین ببرد به آزادی و فاعلیت تام اخلاقی نزدیکتر میشود. برای بودا آزادی و فاعلیت اخلاقی مفاهیمی کلی و انتزاعی نیستند. آزادی دستاوردی تدریجی است. هنگامی که آز وکینه یا کژپنداری ریشهکن شد آزادی ایجاد میشود.در کنار این بوداییها “خود” به معنای متافیزیکی که واقعیت هستیشناختی را به موجودی شخصوار یا به ذاتی پایدار نسبت میدهد نفی میکنند تا ماهیت متغیر تجربه آدمی و امکان دگرگونی او را نشان دهند.بودا همچنین بر اعمال مربوط به خودآزمایی، تهذیب و تحول تأکید داشت. به زعم بودا انسان باید علفهای هرز درونی را ریشهکن کند تا تمایلات درست توان رشد داشته باشند.
