دسته‌بندی نشده

ترس از پوچی

آیا صبح بیدار می شوید و احساس می کنید دلیلی برای بلند شدن و شروع روز ندارید؟ پوچی احساسی است که همه انسان ها هر از گاهی تجربه می کنند و به راحتی نمی توان خود را از آن دور کرد. احساس پوچی در زندگی گاهی می تواند علامت یک بیماری زمینه ای مانند افسردگی باشد و اگر تقریباً همیشه احساس پوچی دارید، باید از یک متخصص بهداشت روان کمک بگیرید. در زندگی همه ما چالش‌هایی وجود دارد که گاهی احساس پوچی و تهی بودن را به ما منتقل می‌‌کند. گاهی این احساس پوچی در زندگی به یکباره سراغمان می‌آید و خودمان هم دلیلش را نمی‌دانیم. گاهی در پی یک اتفاق یا حادثه ناگوار مثل از دست دادن عزیزان، ترک شدن از سوی کسانی که دوستشان داریم و … این احساس را می‌کنیم.این احساس می‌تواند به راحت‌ترین شکل ممکن کیفیت زندگی را کاهش دهد و ما را با حجمی از احساسات ناخوشایند، تنهایی و افسردگی روبه‌رو کند. شناخت این پوچی و تلاش برای ریشه‌یابی آن اولین و بهترین قدم در این مسیر است که در حل مسائل مشکلات اهمیت دارد.

احساس پوچی یعنی چه؟

شاید در برخورد با احساس پوچی کمی گیج شوید و یا به درستی ندانید که احساس پوچی در زندگی چیست. اما در عین‌حال هر کسی تعریف متفاوتی را از پوچی دارد. برخی این احساس پوچی را با بی‌حالی، بی‌حوصلگی و عدم علاقه برای انجام کارها یکسان می‌دانند.
برخی تعریف خود را از احساس پوچی در زندگی یا زندگی پوچ و بی معنا یه این شکل بیان می‌کنند که پوچی، احساس اهمیت نداشتن همه چیز است! زمانی که هیچ اتفاقی در زندگی یا دنیای اطراف برای فرد مهم نباشد و به زبان ساده خودش را به دست سرنوشت بسپارد، احساس پوچی است.
خستگی، ناامیدی، بی‌برنامگی و غیره هم گاهی به عنوان احساس پوچی در زندگی تعبیر می‌شوند. همه این تعریف‌ها از پوچی در زندگی صحیح است. پوچی احساسی است که شما را برای انجام هر کاری به عقب هدایت می‌کند و انگیزه فعالیت را از شما می‌گیرد.
این احساس پوچی در زندگی به دلایل مختلفی اتفاق می‌افتد و از عوامل گوناگونی سرچشمه می‌گیرد. گاهی اوقات احساس پوچی و بی انگیزگی به صورت موقتی و کوتاه برای همه ما اتفاق می‌افتد. این حالت کاملا طبیعی است و بعد از مدتی برطرف می‌شود. اما زمان‌هایی هم وجود دارد که احساس پوچی و ناامیدی، بلند مدت ایجاد می‌شود و زندگی فرد را با چالش‌های جدی روبه‌رو می‌کند. در این صورت این حس پوچی و بی انگیزگی می‌تواند خطرناک و مشکل آفرین باشد و نیاز به درمان دارد.

چه افرادی بیشتر به پوچی مبتلا می‌شوند؟

احساس پوچی از آن حس‌هایی است که هرکسی به شیوه‌های متفاوتی در زندگی با آن روبرو می‌شود. فقط شما نیستید که احساس پوچی می‌کنید. این خلا یا احساس پوچی می‌تواند به دلیل تنهایی و جای خالی عزیزی باشد که رهایتان کرده یا فوت شده است. گاه این خلا به دلیل فراموش کردن خودتان یا گوش ندادن به خواسته‌ها و امیالتان ایجاد می‌شود. اما به هر دلیل، این حس پیامدهای ناخوشایندی برای شما به همراه خواهد داشت. معمولا زمانی که افراد با این پیامدها مواجه می‌شوند، به دنبال راه چاره می‌گردند. برای اینکه زندگی شادی داشته باشید، باید ابتدا به علت احساس پوچی خود پی برده و سپس آن رفع نمایید. در واقع شما باید انواع احساسات خود را بشناسید. در ادامه به بررسی کامل علل احساس پوچی و راه‌های مقابله با آن می‌پردازیم.

برای این احساس نمی‌توان قشر خاص یا سن مشخصی را بیان کرد. همانظور که اشاره کردیم همه افراد به نسبت مشکلات و شرایطی که با آن روبه‌رو هستند می‌توانند در معرض احساس پوچی و ناامیدی قرار بگیرند. به همین دلیل گاهی اوقات احساس پوچی در نوجوانان هم دیده می‌شود و می‌تواند آثار سوئی را به همراه داشته باشد.

احساس پوچی در زندگی

احساس پوچی فی‌المثل با احساس غم فرق دارد. پوچی حالتی در ذهن است که بر اثر کمبود عشق به وجود می‌آید. وقتی کسی خودش را دوست ندارد، احساسات خود را نادیده می‌گیرد؛ در نتیجه همیشه به توجه و تایید از جانب دیگران نیازمند است. در این وضعیت چون هیچ وقت توجه مورد انتظارش را دریافت نمی‌کند، دچار احساس پوچی می‌شود.

هر کسی دارای استعدادها و خلاقیت‌های نهفته‌ای است، اما چون از این استعدادهای نهفته استفاده نمی‌کند، زمان و انرژی خود را هدر می‌دهد. پر کردن زمان با غذا خوردن، کار، روابط و به هر نحوی دیگری هدر دادن انرژی محسوب می شود. با اهمیت به احساسات و آن چه واقعا هستید، می‌توانید عشق درونی‌تان را شکوفا کرده و از احساس پوچی رها شوید.

برای آن که بتوانید به احساسات درونی خود پی ببرید، باید مهارت‌های شناخت احساسات را فرا بگیرید. با چنین مهارتی به یک خودشناسی رسیده و در موقعیت‌های مختلف نوعی کنترل احساسات نیز خواهید داشت. پس برای درک احساس پوچی، نیاز به آگاهی از علائم پوچی دارید. در ادامه برخی از شایع ترین نشانه های پوچی را ذکر کرده ایم:

_زمانی که از خود درکی نداشته و با سوالاتی مثل من کیستم؟ چه می‌خواهم؟ به چه چیزی علاقه دارم؟ مواجه می‌شوید.

_نمی‌دانید هدفتان از زندگی چیست و برای چه زندگی می‌کنید.

_افکار منفی که در ذهن دارید بسیار زیاد و آزاردهنده هستند.

_برای بیان احساسات‌تان ناتوان بوده و نمی‌دانید چگونه از درون خودتان حرف بزنید.

در دیدگاه روانکاوی، پوچی ناشی از فقدان است. بیشتر افرادی که دچار حس فقدان و پوچی می‌شوند، دارای والدینی بودند که نتوانسته‌اند رابطه‌ای صمیمی با فرزند خود برقرار کنند. کودکی نقطه مهمی از ساختار عاطفی را تشکیل می‌دهد. بنابراین وقتی در دوران کودکی به میزان کافی عشق و توجه دریافت نکنید، این باور ذره ذره در شما شکل می‌گیرد که به اندازه کافی خوب نیستید؛ در نتیجه دیگر برای خود ارزشی قائل نمی‌شوید. در این دیدگاه می‌توان دلیل اصلی پوچی درونی را به کمبود ارتباط احساسی و عشق نسبت داد. ابرازعشق در خانواده یکی از راه‌های درمان حس پوچی است، عشق در خانواده احساس تعلق را در فرد زیاد کرده و مانع از تبدیل کمبودهای احساسی به زخم‌های قدیمی می‌شود.

هر فردی بر اساس توان ذهنی، به طریقی با احساس پوچی کنار می‌آید. اما اگر این احساس بدون رسیدگی رها شود، مکانیسم‌های دفاعی در بلند مدت، کارآیی خود را از دست داده و فرد در نهایت به اختلال‌های مزمنی مثل افسردگی یا دوقطبی دچار می‌شود. بعضی افراد با مصرف الکل و مواد مخدر، سعی در فرار از احساسات ناخوشایندشان دارند. در این وضعیت آگاهی از اتفاقی که در درون شما در جریان است، راه حل‌‌‌های کارآمدتری را در مقابلتان قرار می‌دهد.

احساس پوچی در زندگی می تواند دلایل متفاوتی داشته باشد. مهمترین دلایل آن عبارتند از:

۱.قطع ارتباط با خود

این غیر عادی نیست که فردی هر چند وقت یکبار ارتباطش را با خود قطع کند. کمبود بینش در مورد خود ممکن است منجر به احساس پوچی در زندگی شود. نداشتن اهداف یا رویاهای مشخص در زندگی نیز می تواند در ما احساس پوچی ایجاد کند. قطع ارتباط با خود می تواند از شرایط بسیاری ناشی شود. به عنوان مثال، یک رابطه ناسالم یا نارضایتی از شغل و …

۲. تجربیات حل نشده در گذشته

گاهی اوقات، احساس پوچی در زندگی ممکن است به یک روند طولانی عزاداری مربوط شود که هنوز با آن کنار نیامده اید. به عنوان مثال، یک تجربه دردناک حل نشده در کودکی یا از دست دادن یکی از اعضای خانواده.

وقتی ما به طور آشکار درمورد احساساتی که مدت طولانی با ما بوده است، صحبت نمی کنیم، این احساسات ممکن است به روش های دیگری بروز کند.

فکر کردن و صحبت در مورد وقایع مهم گذشته که باعث غم و اندوه شما شده اند، ممکن است به شما در پردازش آن ها و کاهش احساس پوچی در زندگی کمک کند. بسته به میزان احساس شما در مورد این وقایع، گذراندن مراحل کار با یک روانشناس بسیار توصیه می شود.

۳. مراقبت نکردن از خود

برای برخی افراد مراقبت از دیگران ممکن است در اولویت باشد که می تواند باعث شود آن ها نیازهای خود را برای مدت طولانی کنار بگذارند. این کار به نوبه خود ممکن است منجر به احساس پوچی در زندگی شود. ممکن است احساس کنید خوشحال کردن دیگران باعث خوشحالی شما نیز می شود. حتی اگر چنین باشد، مهم است که در نظر بگیرید که حمایت از دیگران مهمتر از حمایت از خود نیست. همه از جمله شما نیاز به حمایت و مراقبت دارند.

عدم رسیدگی به نیازهایتان می تواند منجر به اضطراب، احساس گناه، شرم یا احساس پوچی در زندگی شود.

۴. نداشتن روابط با کیفیت

روابط، خوب ترین جنبه مهم از تجربه انسانی است. صمیمیت احساسی، پشتیبانی، گوش دادن فعال و شراکت در روابط مهم هستند. وقتی این موارد در زندگی شما وجود نداشته باشد، می تواند به احساس پوچی در زندگی و تنهایی منجر شود.

5- بی هدفی

خیلی ها در این دنیا زندگی می کنند که هدف خاصی برای زندگی ندارند. ممکن است بارها از خودتان پرسیده باشید: باید با زندگی چه کار کنم؟ زندگی چه معنایی دارد؟ باید با خودم چکار کنم؟ ترس از وجودی که هدفی برای زندگی ندارد باعث دامن زدن به احساس پوچی می شود چون ما احساس می کنیم چیزی که باید داشته باشیم را از دست داده ایم و زندگی مان خالی است.

برخی ها برای خلاصی از احساس بی هدفی، سعی می کنند اقدامات مفیدی انجام بدهند. انجام کارهای داوطلبانه یا شرکت در فعالیت هایی که به وسیله آنها به دیگران کمک شود نمونه هایی از این اقدامات مفید است.

پیدا کردن هدف می تواند برایتان سرگرم کننده هم باشد. این را هم یادتان باشد که منظور ما از تعیین هدف، در نظر گرفتن اهداف خیلی بزرگ یا سرنوشت ساز نیست. شما می توانید موارد خیلی ساده و کوچکی را به عنوان یک هدف کوتاه مدت برای خودتان تعیین کنید و در مسیر رسیدن به آن قدم بردارید.

مثلا کاری را انجام بدهید تا قبل از آن آمادگی اش را نداشتید یا از آن می ترسیدید. اگر به رشته یا زمینه شغلی خاصی علاقه دارید دنبالش بروید و آن را پیگیری کنید. اگر آمادگی اش را دارید بچه دار شوید یا حتی یک هدف ساده مثل کاهش وزن یا ورزش کردن برای خودتان تعیین کنید. به علاقمندی هایتان فکر کنید و در همان راستا برای خودتان یک هدف خوب تعیین کنید.

5- غم و اندوه ناشی از مرگ یک عزیز

احساس غم و اندوه، یک واکنش عاطفی طبیعی نسبت به مرگ عزیزانمان است. گاهی اوقات برای از دست دادن کسی که دوستش داریم از قبل آمادگی ذهنی و روحی پیدا می کنیم و می توانیم با آن کنار بیایم؛ ولی مواقعی هم وجود دارد که عزیزی را به طور غیر منتظره از دست می دهیم. همیشه وقتی یک مرگ اتفاق می افتد، سیلی از عواطف و احساسات درون ما را فرا می گیرند؛ حتی اگر این سیل خیلی زود و فوری جریان پیدا نکند.

خیلی ها برای مقابله با این غم و اندوه از راهکارهای مختلف استفاده می کنند. “پنج مرحله برای گذر از غم” یکی از این روش هاست. چیزی که افراد درباره این مدل ها و روش ها اشتباه متوجه می شوند این است که تصور می کنند این روش ها باید خیلی زود و سریع اثر کنند، در حالیکه غیر ممکن است شما بتواند سیل احساسات و عواطف خودتان را خیلی زود مهار کنید.

این مدل ها اکثرا باید به عنوان راهنمای کلی برای مقابله با احساس غم و اندوه در نظر گرفته شوند. در این روش ها مراحلی وجود دارد که ممکن است شما آنها را تجربه کنید یا نکنید. نکته مهم این است که خودتان را نباید با دیگران مقایسه کنید، چون هر کسی به شیوه خاص خودش درگیر غم و اندوه می شود.

خیلی از این روش ها درباره احساساتی مثل “بی حسی” یا “انکار” بعد از مرگ عزیزان صحبت می کنند. این احساسات می توانند دلیل احساس پوچی و خلا شما باشند. مرگ و از دست دادن یک عزیز تجربه بسیار سختیست. در چنین شرایطی غم و اندوه بر همه چیز غلبه می کنند و احساسات را از مسیر معمولی شان دور می کنند.

اندوه و سوگواری در مرگ یک عزیز از چیزی که به نظر می رسد پیچیده تر است. اگر به خاطر مرگ عزیزانتان دچار احساس پوچی شده اید بهتر است از یک مشاور یا روانشناس کمک بگیرید. روانشناس به شما کمک می کند تا احساس غم و اندوهتان را به شکل درستی تخلیه کنید.

6- سوء مصرف مواد مخدر و الکل

خیلی ها برای فراموش کردن غم و غصه ها یا کنار آمدن با مشکلات زندگی شان سراغ مواد مخدر و الکل می روند. مشروبات الکلی و مواد مخدر شاید بتوانند به شما آرامش بدهند اما این احساس آرامش موقتی است و دیر یا زود دچار عواقب استفاده از این موارد می شوید.

پر کردن احساس خلا و پوچی زندگی با مواد مخدر یا الکل منجر به اعتیاد، بدرفتاری با دیگران، از دست دادن شغل و تغییر شرایط زندگی تان می شود. علاوه بر این، سوء مصرف مواد مخدر باعث بروز بیماری های جسمی و روحی مختلفی هم می شود. به عنوان مثال مصرف الکل و مواد مخدر جرقه ای برای ابتلای شما به بیماری های کبدی ایجاد می کند.

از طرف دیگر مشخص شده که مصرف الکل روی بیماران مبتلا به اختلالات خلقی مثل افسردگی و اختلال دو قطبی بسیار بیشتر و شدیدتر از افراد عادی تاثیر می گذارد. الکل روی ذهن این دسته افراد برعکس عمل می کند و باعث بی ثباتی روحی و شدیدتر شدن افسردگی شان می شود.

یکی از دلایلی که باعث می شود خیلی ها به مصرف مواد مخدر رو بیاورند احساس آرامش و تسکین ناشی از این مواد است؛ در حالی که مصرف طولانی مدت مواد مخدر نه تنها آرامش را از شما می گیرد بلکه موجب تشدید و بدتر شدن حالتان هم می شود.

7- استرس های طولانی مدت

انسان ها برای مقابله با استرس های طولانی مدت طراحی نشده اند. استرس باعث می شود بدن برای مقابله با شرایط استرس زای موجود هورمون های مختلفی تولید کند. این هورمون ها شاید استرس را برطرف کنند اما در طولانی مدت مشکلات بزرگتری ایجاد می کنند.

استرس های طولانی مدت باعث افسردگی، اضطراب و در بعضی موارد باعث بروز PTSD (اختلال اضطراب پس از سانحه) می شود. قربانیان آزار جسمی، جنسی، کودک آزاری و فقر ممکن است دچار اختلال PTSD بشوند. نتیجه چنین اختلالی این خواهد بود که فرد هیچ وقت از شرایطی که از جان سالم به در برده جدا نمی شود.

با تغییر شرایط زندگی تان می توانید جلوی استرس های طولانی مدت را بگیرید. ولی اگر این استرس ها زندگی تان را دچار مشکل کرده اند و به تنهایی نمی توانید از پس آنها بربیایید باید به روانشناس مراجعه کنید و از او کمک بگیرید.

8- خانواده، دوستان یا مشکلات مربوط به روابط

افراد دور و بر ما به شدت روی وضعیت روحی و روانی مان تاثیر می گذارند. روابط آشفته، احساس تنهایی یا ناراحتی ها و استرس هایی که گاهی عزیزانمان به ما می دهند می توانند به احساس پوچی مان دامن بزنند. وقتی کسی که دوستش دارید شما را ترک می کند یا تصمیم بدی می گیرد و باعث رنجش شما می شود، سلامت روانی تان به خطر می افتد.

روابط عاشقانه می تواند انواع و اقسام استرس های اضافی را به وجود آورد که هر کدامشان ممکن است احساس پوچی شما را تشدید کنند. ممکن است شریک زندگی تان مشکلی داشته باشد که آن را برطرف نمی کند یا با خانواده او رابطه خوبی نداشته باشید. همه اینها می توانند احساس پوچی را در شما تقویت کنند.

علاوه بر این روابطی که به پایانشان نزدیکند یا روابط شکست خورده هم با ایجاد احساس دلشکستگی می توانند به شما حس پوچی و خلا بدهند.

در برخی موارد ممکن است برای بهبود روابطتان با دیگران به کمک مشاور یا روانشناس نیاز داشته باشید. البته گاهی اوقات هم ماندن در چنین روابطی به نفع شما و سلامتی روحی تان نیست و باید خودتان را از چنین ارتباطاتی دور کنید.

9- استفاده بیش از حد از شبکه های اجتماعی

در سال های اخیر، اثرات سوء شبکه های اجتماعی روی سلامت روح و روان افراد بیش از پیش قابل لمس و مشاهده است. شما در شبکه های اجتماعی مختلف به طور مداوم با اخبار منفی و ناخوشایند بمباران می شوید یا ظاهر زندگی دیگران را می بینید و خودتان را مدام با بقیه مقایسه می کنید. همین مساله باعث ایجاد احساس ناامنی گسترده، اختلالات شخصیتی، افسردگی، اضطراب و بسیاری از مسائل دیگر می شود.

شما وقتی وارد فضای مجازی می شوید ممکن است با زندگی های تجملی، شاد و خوش رنگ و لعاب دیگران روبرو شوید و پیش خودتان فکر کنید که چقدر زندگی شما بی ارزش است. از طرف دیگر، کمپانی های مالک رسانه های اجتماعی از سیستم پاداش دوپامین انسانی و ترس از دست دادن استفاده می کند تا شما همیشه در این شبکه ها فعال باشید.

درست مثل هر چیز دیگری، از شبکه های اجتماعی هم باید در حد متوسط و متعادل استفاده کرد. استفاده بیش از حد از فضای مجازی برای سلامت روح و روان شما مناسب نیست و می تواند احساسات منفی مثل پوچی را تشدید کند.

10- بازی های ویدئویی افراطی و بیش از حد

دقیقا مثل شبکه های اجتماعی، استفاده بیش از حد از بازی های ویدئویی هم می تواند مشکل ساز باشد. سرگرم شدن افراطی با بازی های ویدئویی شما را از واقعیت و معاشرت با اطرافیانتان جدا و احساس پوچی را در شما تقویت می کند.

درست مثل شبکه های اجتماعی، طراحی بازی های ویدئویی هم به صورتیست که شما را وابسته و معتاد کند. شما خیلی راحت جذب یک بازی ویدئویی می شوید و تا به خودتان بیایید می بینید چندین ساعت است که مشغول بازی کردن هستید. این رفتار باعث می شود مسئولیت هایی که در زندگی واقعی دارید را نادیده بگیرید و کم کم احساس خلا و پوچی پیدا کنید.

مطمئنا این بازی ها راه بسیار خوبی برای سرگرم شدن هستند اما به هیچ وجه نباید بیش از حد استفاده شوند. نکته مهم این است که اگر برای فرار از واقعیات و مشکلات زندگی بازی می کنید به این روند اعتیاد پیدا کرده اید خیلی زود دچار عواقب آن می شوید. بعضی ها حتی موقع بازی کردن قمار هم می کنند و همین مساله باعث تشدید مشکلاتشان می شود.

بازی های ویدئویی در حد اعتدال هیچ مشکلی ایجاد نمی کنند، یادتان باشد که افراط و زیاده روی در هر کاری مسموم و ضربه زننده است.

11- تغییر و تحول های بزرگ زندگی

تغییر و تحولات زندگی استرس هایی با خود به همراه می آورد که کنار آمدن با آنها دشوار است. بعضی اوقات این تغییرات برنامه ریزی شده هستند اما گاهی اوقات هم غیرقابل پیش بینی اند و مثل از دست دادن شغل، پایان رابطه، تغییر محل زندگی یا اتفاقات جدید دیگر به ما تحمیل می شوند.

استرس و ناراحتی در هنگام عبور از چنین شرایطی طبیعی است؛ مخصوصا وقتی که مطمئن نیستید چه چیزی در آینده انتظارتان را می کشد. ماهیت طاقت فرسای این تغییرات می تواند باعث شود ذهنتان بخواهد که خاموش شود تا از بروز استرس و اضطراب جلوگیری کند. این مساله به نوبه خودش می تواند باعث بروز حس پوچی در شما بشود.

بله، از دست دادن شغل واقعا اتفاق ناراحت کننده ایست؛ اما می توانید دنبال شغل جدیدی بگردید و چند جا مصاحبه بدهید. پایان یافتن روابط واقعا سخت و ناراحت کننده است؛ ولی دنیا به پایان نرسیده و همیشه این شانس وجود دارد که عشق بهتری را در شخص دیگری پیدا کنید.

این اتفاقات و تغییرات می گذرند و می روند و شما دوباره راهتان را پیدا خواهید کرد. گاهی اوقات با صبر کردن همه چیز بهتر می شود.

12- حسرت خوردن برای اهداف تحقق نیافته

هیچ چیز به اندازه احساس حسرت روی قلب آدمیزاد سنگینی نمی کند. هر کسی در زندگی اش حسرت هایی دارد؛ مثلا با خودش می گوید کاش فلان کار را انجام می دادم یا نمی دادم. گاهی اوقات این حسرت ها افکار ناراحت کننده ای را به ذهن می آورند که ممکن است به شما احساس پوچی بدهد.

زندگی کردن در گذشته، فکر کردن به اتفاقاتی که در گذشته افتاده اند و حسرت خوردن برای روزهایی که رفته اند باعث به وجود آمدن احساسات منفی مثل غم، حسرت، اندوه و پوچی می شود.

گذشت زمان لزوما همه زخم ها را التیام نمی بخشد و گاهی اوقات اگر خودمان راهی برای بهبود آنها پیدا نکنیم، گذشت زمان فقط این زخم ها را بدتر و بدتر می کند. اگر احساس می کنید نمی توانید از فکر گذشته بیرون بیایید و چیزی که اتفاق افتاده را فراموش کنید بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید تا بتوانید حال و آینده خوبی برای خودتان رقم بزنید.

13- غفلت از سلامتی معنوی

سلامتی معنوی به معنای دین دار یا مذهبی بودن نیست، بلکه عبارتیست که جامعه پزشکی ز آن برای توصیف جنبه های نامشهود روحی و عاطفی فرد استفاده می کنند. سلامتی معنوی شامل مواردی است که باعث می شود احساس شاد بودن، خوب بودن و کامل بودن داشته باشیم.

برخی ها برای رسیدن به آرامش و تسکین روحشان از ذکر گفتن یا عبادت کردن استفاده می کنند. علاوه بر این می توان با انجام کارهای خیرخواهانه، کمک به دیگران، رفتن به طبیعت، ایجاد روابط دوستانه و خیلی از موارد دیگر هم به چنین احساسات خوبی دست پیدا کرد.

ما زندگی پرمشغله ای داریم و همیشه کلی کار برای انجام دادن روی سرمان ریخته است. گاهی اوقات به ندرت وقت پیدا می کنیم که به آرامش و تسکین روحمان اختصاص بدهیم؛ اما یادتان باشد که غفلت از سلامتی معنوی می تواند احساس پوچی را در شما تقویت کند.

14- مشکلات جسمی یا روحی

خیلی از بیماری های روحی مثل اختلالات خلقی، اختلال شخصیت مرزی، اختلالات خوردن، بدشکلی بدن ، اسکیزوفرنی و همینطور بیماری های جسمی می توانند روی ذهن و بدن ما را تحت تاثیر خودشان قرار بدهند. اگر مساله خاصی در زندگی تان وجود ندارد که باعث احساس پوچی تان شود بهتر است به پزشک مراجعه کنید. گاهی اوقات منشا احساس پوچی بیماری های جسمی هستند نه بیماری های روحی.

چگونه احساس پوچی را کنترل کنیم؟

خیلی از افراد در برخورد با احساس پوچی شدید دچار سردرگمی، ترس و نگرانی می‌شوند. در حالیکه عده زیادی از آدم‌ها راهکار مدیریت و کنترل این احساس مخرب را نمی‌دانند.
حس پوچی اگرچه می‌تواند افراد را دچار رخوت و احساس بیهودگی کند، اما با انجام تمرین‌ها و راهکارهای خاصی، قابل بهبودی است.از جمله راهکارهای مهم کنترل و مدیریت احساس پوچی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

درک و پذیرش احساسات

خیلی از افرادی که با حس پوچی و ناامیدی در زندگی روبه‌رو می‌شوند، به سرکوب احساسات خود یا پنهان کردن آن از دیگران روی می‌آورند. این کار احساس فشار و تنش درونی را چند برابر می‌کند و فرد را بیش از پیش در حس پوچی غرق می‌کند.
بنابراین بهتر است زمانی که احساس خلاء و ناامیدی کردید، در قدم اول این احساس را درک کنید و بپذیرید. در جایی که لازم می‌دانید آن را بروز دهید و یا با یک فرد مطمئن و متخصص درباره آن صحبت کنید.

احساستان را روی کاغذ بیاورید

در بسیاری از موارد نوشتن احساسات روی کاغذ به خوبی کمک می‌کند که تخلیه عاطفی و هیجانی صورت بگیرد و به این شکل حجم بار روانی نیز کاهش می‌یابد. احساسات نوشته شده را ارزیابی و نکات مثبت و منفی آن را جدا کنید.

هدف‌های کوچک و کوتاه مدتی را مشخص کنید

ادامه دادن زندگی با احساس پوچی می‌تواند هر روز بیشتر شما را در خودش غرق کند. به این شکل بیش از پیش در باتلاقی که پیش روی شماست فرو می‌روید. برای آنکه تا حد موثری جلوی این اتفاق را بگیرید، بهتر است هر روز هدف‌های کوچک روز بعد را مشخص کنید.
نیازی نیست این اهداف را با کارهای سخت و پرهزینه جلو ببرید. برنامه‌ریزی برای مرتب کردن اتاق، 30 دقیقه پیاده‌روی یا دویدن، خواندن بخش مشخصی از یک کتاب و یا رسیدگی به پوست و … می‌تواند هدف شما در طول یک روز باشد.
هدف‌گذاری به شما کمک می‌کند که به مرور زمان این کار به یک عادت و ملکه ذهن شما تبدیل شود و رفته‌رفته زندگی‌تان معنای تازه‌ای به خودش بگیرد.

فعالیت مورد علاقه‌تان را انجام دهید

این کار اگرچه در ابتدا سخت و گاهی بی‌معناست، اما انجام دادن فعالیت‌هایی که دوست دارید، می‌تواند شما را از پوچی و احساسات منفی دور کند. فرقی ندارد که کار مورد علاقه شما چیست. ممکن است از دوچرخه سواری لذت ببرید، خرید کردن را دوست داشته باشید و یا حتی یک فیلم تماشا کنید. تلاش کنید که هر روز بخشی از فعالیت‌های مورد علاقه‌تان را انجام دهید و در حین انجام آن به هیچ چیز فکر نکنید.

مشاوره و روان درمانی

احساس پوچی در پی یک ضربه روحی، فشار روانی و یا موقعیت استرس‌زا رخ می‌دهد. همه این حالات به طور مستقیم با روان شما در ارتباط‌اند و حالات روحی شما را مشخص می‌کنند. احساس پوچی می‌تواند به ناامیدی، افسردگی، افکار خودکشی و … منجر شود و از این نظر بسیار خطرناک است.
بنابراین بهتر است در برخورد با این حالات به یک روان درمانگر متخصص مراجعه کنید. ریشه‌یابی احساس پوچس در زندگی با کمک یک متخصص به خوبی می‌تواند در بهبود و کاهش علائم آن موثر عمل کند.

راهکارهای غلبه بر احساس پوچی در زندگی

طبیعی است که اگر احساس پوچی در زندگی خود مشاهده کردید، احساس نگرانی کنید. شناخت این احساس و پرداختن به آن اولین قدم برای بهتر شدن است .اگر احساس پوچی می کنید، مراجعه به یک متخصص بهداشت روان می تواند به شما کمک کند.

راهکارهای زیر نیز می تواند به غلبه بر احساس بی معنایی در زندگی کمک کند:

۱.هر روز برای خودتان وقت صرف کنید.

هر روز در وقتتان صرفه جویی کنید تا با خودتان باشید و به درون نگاه کنید. ممکن است مدیتیشن، نوشتن یا ورزش به شما کمک می کند تا بتوانید با خودتان زمان باکیفیتی را سپری کنید.

۲. با دیگران ارتباط برقرار کنید.

برای غلبه بر احساس پوچی در زندگی، ارتباط با دیگران برای شما مفید خواهد بود. ارتباط با دوستان یا خانواده می تواند به شما کمک کند تا احساس بهتری داشته باشید، به خصوص اگر بتوانید در مورد احساسات خودتان به آن ها اعتماد کنید. از طریق مشارکت های اجتماعی، سرگرمی ها و علایق متقابل، به طور مرتب با عزیزان خود ارتباط برقرار کنید.

احساس پوچی در زندگی

۳. مراقبت از خود را تمرین کنید.

افسردگی و غم و اندوه ممکن است باعث شود گاهی از مراقبت از خود غافل شوید. این موضوعی نیست که از آن احساس شرم کنید، اما انجام اقدامات مراقبت از خود می تواند به شما کمک کند تا احساس بهتری داشته باشید. خوردن وعده های غذایی مقوی، خواب کافی و ورزش را تمرین کنید.گرسنگی و خستگی گاهی اوقات می تواند احساسات منفی را تشدید کند.

۴. می توانید سرپرستی یک حیوان را به عهده بگیرید.

تحقیقات نشان داده است که داشتن حیوان خانگی می تواند زندگی را معنادارتر کند و احساس پوچی در زندگی. را کاهش دهد. افرادی که صاحب حیوانات خانگی هستند نیز کمتر دچار افسردگی می شوند. داشتن یک حیوان که از نظر مراقبت به شما وابسته باشد، نیز می تواند به معنای بیشتر زندگی شما کمک کند. اگر شما شرایط نگهداری از یک حیوان را دارید، می توانید یک گربه یا سگ را از یک پناهگاه به فرزندی قبول کنید.

احساس پوچی در زندگی

۵. با دیگران مهربان باشید.

مهربانی می تواند احساس رضایت بیشتری در زندگی شما ایجاد کند. به دنبال راه های کوچکی باشید که بتوانید مهربانی را به دیگران نشان دهید.مهربانی شما باعث می شود دیگران احساس خوبی داشته باشند و این ممکن است به شما کمک کند تا احساس پوچی در زندگی را کمتر تجربه کنید.

۶. افکار و احساسات خود را بنویسید.

نوشتن می تواند به شما کمک کن احساس پوچی در زندگی را بهتر درک کنید و همچنین یک روش عالی برای تسکین استرس و اضطراب است. برای شروع نوشتن، مکانی راحت را انتخاب کنید و برنامه ریزی کنید که روزانه حدود 20 دقیقه به نوشتن اختصاص دهید.

۷. به دنبال علائم افسردگی باشید.

افسردگی در افراد مختلف به طور متفاوتی بروز می کند، اما کم خلقی و احساس پوچی در زندگی یا بی ارزشی علائم بسیار شایع آن است. افسردگی ممکن است به صورت موقتی ایجاد شود یا ممکن است یک احساس ثابت باشد. زنان 70٪ بیشتر از مردان دچار افسردگی می شوند. اگر هر یک از علائم افسردگی را مشاهده کردید، از پزشک یا یک روانشناس کمک بگیرید.

۸. مراقبه کنید.

مدیتیشن می تواند به شما کمک کند تا احساس پوچی در زندگی خود را بهتر درک کنید. تحقیقات نشان داده است که روزانه 30 دقیقه مدیتیشن می تواند به تغییر رفتار و عملکرد مغز، کاهش استرس، اضطراب و افسردگی کمک کند. برای شروع، در مکانی ساکت بنشینید، چشمان خود را ببندید و بر تنفس خود تمرکز کنید.

احساس پوچی در زندگی

۹. کار جدیدی انجام دهید.

اگر هر روز احساس پوچی می کنید، احتمالاً در روزمرگی گیر کرده اید. راهی برای تزریق مقداری انرژی جدید به زندگی خود پیدا کنید. انجام یک کار جدید در روز می تواند به پر شدن خلا زندگی شما کمک کند.

۱۰. ارزش های خودتان را بشناسید.

شناخت آن چه در زندگی برای شما ارزش است، می تواند کمک کند تا احساس رضایت بیشتری داشته باشید. ارزش های ما یا باورهای اصلی ما در مورد زندگی، معمولاً براساس تجربیات ما در طول زندگی شکل می گیرد. برای جستجوی ارزش های خود، باید مدتی زمان بگذارید و بر خودتان تمرکز کنید.

۱۱. شکرگزاری کنید.

سپاسگزاری را تمرین کنید. هر روز چند لحظه وقت صرف کنید و به این فکر کنید که برای چه چیزی شکرگزار هستید و آن چیز چگونه می تواند به زندگی شما معنا دهد. برای بیشتر کردن تاثیر شکرگزاری بهتر است آن را با صدای بلند انجام دهید یا بنویسید.

۱۲. از یک متخصص بهداشت روان کمک بگیرید.

صحبت با یک درمانگر در مورد احساسی که دارید می تواند به شما کمک کند تا احساس بی معنایی در زندگی را درک کرده و از بین ببرید. احساس پوچی شما ممکن است نشانگر افسردگی شما باشد یا اینکه ممکن است یک بیماری زمینه ای دیگر داشته باشید. به خصوص اگر علائم افسردگی، مشکلات مصرف مواد یا BPD را مشاهده کردید، باید از یک متخصص بهداشت روان کمک بگیرید.

ارتباط بین بی حسی احساسی و حساسیت شدید چیست ؟

انسانها هنگام مواجهه با خطر به سه روش عکس العمل نشان میدهند :جنگیدن ,پرواز کردن ویا منجمد شدن .

زمانی که ما با شرایط بسیار بحرانی روبرو میشویم مانند سو استفاده در دوران کودکی و یا غم های بزرگ ,بدن ما و روان ما در حالت انجماد دربی حسی فرو میروند .گاهی اوقات این واکنش ها ماندگاری طولانی تری نسبت به طول مدت خطر دارند و برای تمام عمر با ما میمانند .در چنین شرایطی فرد به طور کلی منزوی شده و از برقراری ارتباطات اجتماعی خودداری میکند .نمیتوان تصور نمود که بی حسی احساسی ناشی از حساسیت بالاباشد ولی این بی حسی یک انتخاب هوشیارانه نیست و حتی ممکن است تا زمانی که این الگو ها در وجود شما ساخته میشوند شما از انها بی خبر باشید .شما ممکن است که یک پناهگاه برای خود بسازید که احساسات حقیقی شما را پنهان میسازد و در نهایت شما شرمنده و یا خجالت زده نخواهید شد .شاید به دلیل شرایط اجتماعی و نحوه تربیت خانوادگی شما ترجیح میدهید تا احساسات خود را مخفی نمایید .

معمولا افراد جدایی احساسی را به روش هایی متفاوت حس میکنند :شما ممکن است یک حس مادام از خستگی و پوچی داشته باشید و یا نتوانید احساسات خود را نشان دهید و یا نتوانید به اتفاقات اطراف خود همانند دیگر افراد به درستی پاسخ دهید و یا ارتباط درستی با دیگران برقرار نمایید .در چنین حالتی شما احساسات مثبت همانند لذت و خوشحالی و عشق را تجربه نخواهید کرد .پناهگاه ساختگی شما در ابتدا بسیار کاربردی به نظر میرسد و به شما احساس قدرت میدهید و شما احساس میکیند که میتوانید با توانایی کامل در جهت انجام کارهای روزانه خود اقدام نمایید . در این حالت تمام احساسات شما یکجا انباشته شده و تخلیه نمیگردد و زمانی که حس ناراحتی و مشکلات به اوج خود برسند شما بسیار ازرده خاطر خواهید شد .

گاهی ممکن است که دست به کارهایی بزنید که اصلا با شما همخوانی ندارد زیرا بخشی از وجودتان را کنار گذاشته اید. بسیاری از این افراد به زندگی رباتیک دچار میشوند و برای جبران احساسات تخلیه نشده خود به پرخوری و یا مصرف مواد و یا رفتار های تهاجمی و عجولانه پناه میبرند و عده ای دیگر هم فقدان حافظه را تجربه میکنند. علائم رفتاری این افراد شامل احساس پوچی و خستگی و سو مصرف مواد و انحراف شخصی و مشکلات روان پریشی و بدبینی میباشد. این افراد در تمام طول زندگی خود و حتی در زمان درمان هم از این پناهگاه استفاده میکنند زیرا در طی درمان احساسات فرد پدیدار شده و ضمیر ناخود اگاه وی نا امنی را حس میکند و حتی پیش از قبل به این پناهگاه پناه میبرد .


نتیجه گیری

احساس پوچی در زندگی می تواند گاهی اوقات به صورت احساس تنهایی، سردرگمی در مورد زندگی و اهداف یا بی انگیزگی برای انجام هر کاری در زندگی بروز کند. هرکسی ممکن است گاهی این خلا را در قلب خود احساس کند. تجربه احساس پوچی در زندگی می تواند دلایل زیادی داشته باشد، از جمله تغییر سطح هورمون ها، از دست دادن شغل یا …هر مرحله یا موقعیت زندگی که ممکن است نیاز به تأمل در خود و زندگی خود داشته باشد، ممکن است به یک احساس پوچی موقتی منجر شود. همچنین احساس پوچی می تواند نشان دهنده برخی شرایط بهداشت روانی، مانند افسردگی، اختلال دو قطبی یا اختلال استرس پس از سانحه باشد. فقط یک متخصص بهداشت روان می تواند وضعیت شما را به طور دقیق تشخیص دهد. پس راهکارهایی که به آن ها اشاره شده است را انجام دهید و از کمک های یک روانشناس بهره بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + 2 =