دسته‌بندی نشده

روان درمانی

روان درمانی اصطلاحی کلی برای درمان مشکلات مرتبط با سلامت روانی است. در روان درمانی بیمار با روان‌درمان‌گران، روان‌شناسان یا مشاوران گفت‌وگو می‌کند. در طول این شیوه از درمان، شما می‌توانید نسبت به خلق‌وخوی خود و وضعیتی که در آن قرار دارید، احساسات‌تان و رفتار خود بیشتر بدانید. به کمک روان درمانی شیوه‌ی کنترل و مدیریت اوضاع مختلف و رویارویی با چالش‌ها به کمک مهارت‌های مناسب و درست، آموزش داده می‌شود. همراه ما باشید، می‌خواهیم درباره‌ی روان درمانی نکات مفیدی در اختیارتان بگذاریم.

درمان وجودی و یا روان‌درمانی اگزیستانسیال نوعی روش فلسفی برای درمان است. این درمان بر این اساس است که تعارضات درونی فقط بعلت کشاکش میان غرایز سرکوب شده، خاطرات دردناک فراموش شده نیست، بلکه بدلیل مواجه فرد با مفروضات مسلمی از هستی و وجود می‌باشد. درمان وجودی نوعی رویکرد درمانی است که برای رسیدن به اهداف خود از فلسفه کمک می‌گیرد. درمان وجودی تنها بر تعارضات درونی، غرایز سرکوب شده فرد و تأثیر اتفاقات و خاطرات تلخ گذشته که اغلب در رویکردهای روانکاوی و روان تحلیل‌گری مورد بررسی قرار می‌گیرد، اشاره نمی‌کند؛ بلکه نحوه‌ی مواجهه‌ی فرد با اصل وجود و هستی را نیز مورد ارزیابی قرار می‌دهد. در این نوع درمان تلاش می‌شود تا ظرفیت‌های وجودی فرد به حداقل برسد و آگاهی و درکش افزایش پیدا کند؛ از این طریق می‌تواند بر بیماری‌های روانی همچون اضطراب پیروز شود.

بستر شکل گیری فلسفه و درمان وجودی، نسل بعد از جنگ جهانی اول و جستجو برای معنی بعد از ویرانی جنگ جهانی دوم بود. درمان وجودی ابتدا به عنوان یک فلسفه و بعد روان درمانی به سوال‌هایی حول زندگی و مرگ پرداخت. لودویگ بینزوانگر اولین متخصص بهداشت روانی بود که بر ماهیت وجودی روان درمانی تاکید کرده و دیدگاهی پدیدار شناسانه داشت. وجودنگرهای دیگری چون وانگر تحت رهنمود فیلسوف دانمارکی کی یرکگارد بودند. مدارد باس نیز دومین پیشگام بانفوذ روان درمانی وجودی و رولو می‌بانفوذترین درمانگر وجودی در ایالات متحده بوده است. کتب رولو می‌با عناوین معنی اضطراب، وجود، عشق و اراده، کشف هستی جزو پرفروش‌ترین کتب در زمینه درمان وجودی بوده‌اند.

نظریه شخصیت درمان وجودی

وجودنگرها شخصیت را نوعی فرایند شکل گیری می دانند که ثابت نیست و با صفات به خصوصی مشخص نمی شود. با تعریف آن ها “وجود” جلوه ای از بودن در دنیاست. وجودنگرها دوگانگی بین ذهن، بدن، تجربه و محیط را قبول ندارند. چرا که باور دارند این مفاهیم توسط خود شخص آفریده می شوند و از نظر پدیدارشناسی دنیایی که با آن ارتباط برقرار می کنیم را برداشت خود ما می دانند. از نظر وجودنگرها ارتباط در سه سطح اتفاق می افتد: بودن در طبیعت / بودن با دیگران / بودن برای خویشتن

-بودن با دیگران: وقتی با دیگران هستیم می دانیم آنها موجودات آگاهی هستند و می توانند بیاندیشند و ما را مورد ارزیابی و قضاوت قرار دهند. این مساله می توان باعث ترس از دیگران شود تا جایی که بخواهیم از آنها بگریزیم یا ساکت باشیم تا چیزی از خودمان را برملا نسازیم. یا ممکن است فکر دیگران را پیش بینی کنیم و رفتار خود را طوری هدایت کنیم که بر آنها بهترین تاثیر را داشته باشیم.

-بودن با خویشتن: از دید وجودنگرها بودن با خویشتن برای رسیدن به زندگی آگاهانه و آفریدن وجودی سالم پراهمیت است اما این اشتغال ذهنی هم تاوانی دارد.

-بودن در طبیعت: از نحوه ارتباط انسان با محیط پیرامونش و میزان پذیرش طبیعت و احترام به آن می گوید.

درمانگران وجودی معتقدند برای آفریدن وجودی سالم باید بهترین راه بودن با طبیعت و بودن با دیگران و بودن با خودمان را انتخاب کنیم و بهترین گزینه اصیل بودن است.

درمان وجودی یا اگزیستانسیالیسم را تحت عنوان هستی گرا درمانی نیز می شناسند و آن را موج سوم روش های روان درمانی می توان نام برد که بنیان آن را اروین یالوم با تاثیر پذیری از (رولو می) ایجاد کرد. به طور کلی در این روش، علم و فلسفه نقش اساسی و مهمی ایفا می کند و درمانگران با تکیه بر اصل وجودی انسان به حل مشکلات بنیادین و عمیق مراجعین می پردازند.

با یک مثال به ادامه ماجرای درمان وجودی یا درمان اگزیستانسیالیسم بپردازیم:

یک دریا را در نظر بگیرید که مشابه با ذهن انسان است، یک مشاور فقط به سطح آن کار دارد ولی یک رواندرمانگر وجودی به عمق و درون آن می رسد. هر چه که شما بیشتر و بیشتر اضطرابهای درونی خود را تحلیل کنید، می توان گفت که دیگر دچار احساس ها و افکار های منفی مانند؛

  • پوچی
  • بی هدفی
  • تنهایی
  • نا امیدی
  • بی انگیزگی
  • ترس از دست دادن عزیزان
  • و اضطراب از چیزی که نمی دانید فعلا چیست نخواهید شد.

ریشه این روش درمانی، به یک باور آلمانی برمیگردد که بر اساس آن، انسان ها به طور عادی با سه سطح از دنیا در ارتباط بوده و آن سه سطح عبارت اند از:

  • Umwelt: به معنای ارتباط انسان با آنچه جنبه مادی نامیده میشود.
  • Mitwelt: به معنای ارتباط انسان در اجتماع و آنچه روابط اجتماعی نامیده میشود.
  • Eigenwelt: به معنای ارتباط انسان با درون خود و آنچه خویشتن پنداری نامیده میشود.

اگر افراد بتوانند ارتباط و تعاملات روزمره خود در این سه سطح را به حد تعادل برسانند، آنگاه انسانی سالم قلمداد میشوند. قدمت درمان وجودی یا اگزیستانسیالیسم به اوایل قرن بیستم باز می گردد و در طی سال های اخیر بیش از گذشته مورد توجه و تکمیل قرار گرفته است.

به طور کلی در فرآیند درمان وجودی یا اگزیستانسیالیسم آن دسته از ویژگی ها و خصوصیات انسانی که قابلیت تحریک و تحمل درد و رنج را دارد هدف اصلی قرار می گیرند. در این مسیر درمانی تمرکز اصلی بر دغدغه ها و معضلاتی است که از ریشه وجودی انسان سرچشمه گرفته و منجر به بروز شکاف ها و ترس هایی در ضمیر خودآگاه یا حتی ناخود آگاه می شود.

یکی از مهمترین کارهایی که برای درمان وجودی یا اگزیستانسیالیسم انجام می دهند، ترغیب و تشویق بیمار به خود افشاگری است. برای این کار محیطی امن و قابل اعتماد توسط روان درمانگر ایجاد می شود تا آرامش و امنیت مورد نظر بیمار فراهم شود؛ سپس به تدریج فرد را به بیان مسائلی که به نوعی راز های مگو محسوب میشود تشویق می کنند. این مرحله یکی از اساسی ترین قسمت های فرایند درمان وجودی می باشد.

صحبت از مرگ و به دنبال آن چیستی و معنای زندگی از دیگر مراحل درمان وجودی است؛ این دو موضوع از اهمیت بالایی برخوردار بوده و باعث تفکرات عمیق و یافتن ترس های بیمار می گردند. در صورتی که درمان وجودی یا اگزیستانسیالیسم به خوبی پیش برود، بیماران می توانند با شناخت خوبی از هدف و معنای زندگی، گزینه های پیش روی خود را در زمینه های مختلف به درستی ببینند و هنر تصمیم گیری را در خود تقویت کنند.

تمرکز درمان وجودی

تمرکز و تأکید درمان وجودی بر اراده‌‌ی آزاد، خودمختاری و جستجو برای یافتن معنا است. این نوع از درمان به جای پرداختن به نشانه‌ها بر روی خود فرد متمرکز است. درمان وجودی در تلاش است تا ظرفیت افراد را برای ایجاد انتخاب‌های منطقی و توانایی‌هایش، افزایش دهد. رویکرد وجودی بر این مسائل تأکید می‌کند:

  • همه‌افراد به طور نسبی از مهارت خودشناسی برخوردارند.
  • افراد هویت‌های منحصر به فردی دارند که از طریق ارتباط با دیگران آن‌ها را نمایان می‌کنند.
  • لازم است افراد دائما به خلق خود بپردازند چرا که معنای زندگی در حال تغییر است.
  • اضطراب بخش انکار نشدنی و جدا نشدنی از زندگی انسان است.

درمان وجودی بر اراده آزاد، خودمختاری و جستجو برای معنا تمرکز می‌کند . این درمان اغلب بر روی فرد متمرکز است و نه روی نشانه‌ها. این رویکرد بر ظرفیت شما برای ایجاد انتخاب‌های منطقی و به حداکثر رساندن توانایی فرد تاکید دارد. درمان وجودی یا اگزیستانسیالیسم معتقد است انسان در طول زندگی با چهار دسته اضطراب درگیر است که عبارت اند از:

  • مرگ
  • آزادی
  • تنهایی
  • پوچی

و این اضطراب ها و ترس ها هستند که مانع رسیدن آدمی به نیل و غایت خود شده و آنها را از مسیر اصلی و درست زندگی گمراه میکنند. از طرف دیگر بدون این ترس ها زندگی از معنای اصلی خود خارج میشود. پس اگر شناخت درست و درک صحیحی از این موارد داشته باشیم، میتوانیم ترس و اضطراب خود را کنترل کنیم.

رویکرد وجودی تاکید می‌کند که:

همه افراد توانایی آگاهی از خود (خود آگاهی ) را دارند.

هر فرد دارای هویت منحصر به فرد است که تنها از طریق روابط با دیگران شناخته می‌شود.

مردم باید پیوسته خود را دوباره خلق کنند ، زیرا معنای زندگی پیوسته تغییر می‌کند.

اضطراب بخشی از شرایط انسانی است.

تکنیک های درمان وجودی

در روش درمان وجودی یا اگزیستانسیالیسم، درمانگران بر خلا دیگر شیوه ها از دارو درمانی، تکنیک های بیو شیمیایی و یا هیپنوتیزم استفاده نمی کنند؛ بلکه تمرکز و هدف اصلی خود را بر آزادی بیمار و انجام وظایف او قرار می دهند.

مسئولیت پذیری بخش مهمی از این شیوه درمانی محسوب می شود و چنانچه بیمار در این زمینه به درستی آموزش ندیده باشد باید ابتدا به فردی مسئول و وظیفه شناس تبدیل شود.

معمولاً بیمارانی که از درمان وجودی یا اگزیستانسیالیسم استفاده می کنند دچار ترس و اضطراب هستند؛ به کمک تحلیل های شخصیتی و صحبت های فلسفی، این افراد می توانند قدرت خلاقیت، عشق، آزادی، اعتماد به نفس و سایر عواملی که مستقیماً بر عزت نفس آنها تاثیر می گذارد را تقویت کرده و تصمیمات بهتری در زندگی بگیرند.

بسیاری از ما تصور می کنیم عوامل بیرونی و خارجی، تاثیر زیادی در عملکرد و زندگی ما دارند؛ اگرچه نمیتوان این تاثیر را نادیده گرفت اما آنچه اساساً زندگی و سرنوشت ما را می سازد تصمیمات و عملکرد ماست. درمان وجودی این امکان را فراهم می کند تا افراد در سخت ترین شرایط نیز تصمیمات بهتر و صحیح تری اتخاذ کنند.

درمان وجودی یا اگزیستانسیالیسم

پروتکل درمان وجودی

مجموعه قوانین و پروتکل هایی که در یک دوره هستی گرا درمانی اعمال می شود، بسته به شرایط بیمار میتواند متفاوت و کم و زیاد باشد؛ اما در حالت کلی این قوانین میان روان درمانگر و متقاضی عبارت است از:

  1. ایجاد ارتباط اولیه برای شروع درمان
  2. صحبت و مذاکره پیرامون مسائل و مشکلات، برای شناخت و ارزیابی دقیق مراجع
  3. یافتن ریشه و علت وجود مشکلات در مراجع و تحلیل آنها
  4. شروع صحبت های اصلی برای افزایش نقاط مثبت فردی به منظور ساخت و شروع زندگی جدید بر پایه باورها و تصمیمات موثر
  5. تفهیم حس وجود داشتن به بیمار

درمان وجودی برای چه موارد دیگری توصیه میشود؟

در رویکرد وجودی، مداخلات درمانی اغلب منجر به افزایش آگاهی و درک خود می‌شوند. درمانگران وجودی تلاش میکنند انواع نشانه ها مانند اضطراب مفرط، بی تفاوتی، بیگانگی، پوچی، تنهایی،خجالت، اعتیاد، نا امیدی، گناه، خشم، رنجش، خشونت و … را درک کرده و تسکین دهند. همچنین بر افزایش تجربیات فرد از زندگی و گشودگی نسبت به روابط، عشق، مراقبت، تعهد، خلاقیت، قدرت، اراده و انتخاب، معنویت، اصالت، خودشکوفایی و پذیرش تمرکز میشود.

نظریه شخصیت درمان وجودی

افرادی که به درمان وجودی معتقدند فرآیند شکل گیری را ثابت نمی‌دانند و معتقدند با صفات مخصوصی مشخص نمی‌شود. در واقع وجود جلوه‌ای از بودن در دنیای واقعیت است. وجودنگرها اعتقادی به جدایی و دوگانگی ذهن و بدن ندارند و می‌گویند چنین مفاهیمی تنها توسط خود افراد ساخته می‌شود. افراد معتقد به وجودگرایی دنیایی که انسان با آن ارتباط برقرار می‌کند را حاصل برداشت‌های آنان می‌داند. ارتباط را در سه سطح ارزیابی می‌کنند: بودن برای خویشتن، بودن با دیگران و بودن در طبیعت

بودن برای خویشتن: بودن برای خویشتن با هدف رسیدن به نوعی از زندگی آگاهانه و خلق وجودی سالم است اما اشتغال ذهنی زیادی را برای فرد به همراه دارد.

بودن با دیگران: آگاهی افراد از قدرت قضاوت‌گری انسان گاه باعث می‌شود از دیگران بترسند و فرار کنند. این ترس باعث می‌شود گاه افراد همیشه سکوت کنند تا مورد ارزیابی دیگران قرار نگیرند و یا رفتار خود را به گونه‌ای دیگر بروز می‌دهند تا تأثیرات بهتری بر دیگران داشته‌باشند.

بودن در طبیعت: به نحوه ارتباط برقرار کردن انسان با محیط طبیعی و میزان پذیرش انسان نسبت به طبیعت اشاره دارد.

درمانگران در این رویکرد معتقدند انسان باید بهترین روش‌های بودن با خود، با دیگران و بودن با طبیعت را به کار بگیرد تا به زندگی سالم دست یابد و این روش‌ها شامل اصیل بودن می‌شود.

مفهوم اصیل بودن در دیدگاه وجودی

وجود اصیل، گشودگی به طبیعت و دیگران و خودمان است. گشودگی یعنی فرد اصیل آگاه است و چیزی را از خود پنهان نمی‌کند و آزادی خودانگیخته‌ای برای بودن با دیگران دارد. چیزی را از خود برملا نمی‌کند که با آن مغایر باشد. وجود اصیل در هر سه سطح هستی تعارضی ندارد و یکپارچه و متصل است.

اولین منبع اضطراب در دیدگاه وجودی

آگاهی ما درباره این که زمانی باید بمیریم، و نیستی در انتظار ماست، یک اضطرابی را در همه ما ایجاد می‌کند. در واقع آگاهی از مرگ در ما ایجاد اضطراب وجودی می‌کند. از نظر وجودنگرها اغلب مشکلات روانی بشر ناشی از رویارو شدن با همین جلوه‌های نیستی و متعاقبا اضطراب وجودی است.

فاعل بودن در درمان وجودی

درمان وجودی نیاز به عمل کردن را جز جداشدنی از وجود می‌داند. برای هر فعلی باید انتخابی اتفاق بیوفتد و هر انتخابی مسئولیتی به دنبال دارد و هر مسئولیتی اضطراب آور است. آگاهی از اینکه ما افراد آزادی هستیم که انتخاب می‌کنیم و در برابر این انتخاب‌ها هم مسئول هستیم در ما ایجاد اضطراب می‌کند.

ریشه های اضطراب از دیدگاه وجودی

تهدید به بی معنایی پیشامد دیگری است که منجر به اضطراب می‌شود. این اضطراب، موجب جهت‌گیری زندگی ما برای انجام کارهای معنی دار می‌شود. اگر در زندگی معنی نباشد نیرویی هم برای تصمیم گیری و عمل وجود ندارد. انزوا و تنهایی هم در این دنیا وضعیت دیگری برای ایجاد اضطراب است.

نظریه آسیب شناسی درمان وجودی

  • دروغ گفتن اساس آسیب روانی است.
  • ما از راه دروغ گفتن از نیستی فرار کنیم تا اجازه تجربه اضطراب وجودی را به خود ندهیم.
  • دو انتخاب داریم : مضطرب شدن یا دروغ گفتن.
  • دروغ گفتن به اضطراب روان رنجور منجر می‌شود.
  • اضطراب روان رنجور پاسخی بدلی به هستی است در حالی که اضطراب وجودی پاسخی صادقانه به نیستی است.
  • اضطراب روان رنجور به عمل کردن طبق اضطراب منجر می‌شود.
  • نشانه‌های آسیب روانی در واقع مفعول کردن خودمان است.
  • آسیب روانی با تاکید زیاد بر یک سطح وجود به بهای سطوح دیگر مشخص می‌شود.
  • دروغ گفتن در هر سطح وجودی می‌تواند روی دهد.
  • رایج‌ترین سطح دروغ گفتن به دیگران است. با تصویر غلطی که از خود به دیگران نشان می‌دهیم.
  • از طریق دروغ گفتن تماس خود را با منبع رهنمود شخصی خویش یعنی قصدمندی خود را از دست می‌دهیم. قصدمندی آفریدن معنا ومبنای هویت ماست. قصدمندی ما مستلزم موضع گیری در زندگی است.

نظریه فرایندهای درمان وجودی

دروغ گفتن منبع آسب روانی است صداقت راه حل برطرف کردن نشانه‌ها است. پس اصالت هدف روان درمانی وجودی است. بالا بردن آگاهی یکی از فرایندهای مهم است که افراد از طریق آن به جنبه‌هایی از دنیا و خودشان پی می‌برند که با دروغ گفتن مخفی مانده‌اند. در درمان وجودی به فنون اهمیتی داده نمی‌شود، زیرا تکنولوژی فرایند مفعول کردن است. وجودنگری به رابطه اصیل بین درمانگر و درمانجو تأکید دارد.

چند نکته

  • نیستی زمینه است که شکل هستی در برابر آن آفریده می‌شود.
  • بی معنایی زمینه ای است که معنی را می‌توان در برابر آن درک کرد.
  • شکل هستی ما هشیار, انتخاب شده و آزاد است.
  • ما در زندگی روزمره هستی را به صورت فاعل بودن خود تجربه می‌کنیم که به موجب آن فاعل یا عامل فعال در هدایت کردن زندگی خویش هستیم. نیستی به صورت مفعول بودن ما تجربه می‌شود که به موجب آن تنها مفعولهایی هستیم که به وسیله نیروهای غیر ارادی خود هدایت می‌شویم.
  • ما به عنوان فاعلی هشیار، انتخاب کننده و گشوده فقط از طریق مواجه شدن با اضطراب وجودی و جان به در بردن از آن می‌توانیم معنا یابیم.
  • اجتناب کردن از اضطراب وجودی به معنی اجتناب ورزیدن از نیستی در شکل‌های مختلف آن است.
  • اجتناب کردن از انتخاب و اضطراب به معنی آن است که نتوانسته ایم فاعل انتخاب کننده باشیم.
  • هستی اصیل فقط در زمان حال وجود دارد.
  • فرایند درمان وجودی مبتنی بر بالا بردن آگاهی و بینش است.
  • درمان وجودی در گروه درمانی و درمان انفرادی نیز به کار برده می‌شود.
  • درمان وجودی نیز مانند رفتار درمانی، روانکاوی، درمان‌های شناختی رفتاری، واقعیت درمانی و دیگر روش‌ها یک نوع رویکرد درمانی است.

در اینجا چیزهایی را که می‌توانید از یک دوره درمان انتظار داشته باشید را می‌خوانید. روان‌درمانگر اگزیستانسیال گستره‌ای از رویکرد‌ها را استفاده می‌کنند، اما تمرکز اصلی روی وظایف و آزادی شماست.

درمانگران به شما کمک می‌کنند تا در مواجهه با اضطراب، به وسیله انتخاب کردن فکر و عمل مسئولانه و به وسیله مقابله کردن با افکار منفی درونی بجای نیرو‌های بیرونی مانند فشار‌های اجتماعی یا شانس، معنی زندگی‌تان را پیدا کنید. پرورش خلاقیت، عشق، اصالت و اراده آزاد، راه‌های متداولی هستند که به ما کمک می‌کنند تا خودمان را متحول سازیم.

به طور مشابه، زمان درمان اختلالات اعتیاد، روان درمانگران وجودی شما را هدایت می‌کنند تا با اضطرابی که تلاش می‌کند شما را به سمت سوء مصرف مواد سوق دهد مواجه شوید و شما را به بر عهده گرفتن وظایفتان هدایت می‌کنند. هدف این است: شما یاد می‌گیرید که خودتان تصمیم‌های بیشتری درباره چگونه زندگی کردن، به عهده گرفتن مسئولیت و عشق بگیرید، بجای اینکه به حوادث بیرونی اجازه دهید که رفتار شما را تعیین کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 3 = 7