دسته‌بندی نشده

روانشناسی التقاطی

در دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، اکثر درمانگران به صورت اکید از یک روش درمانی استفاده می کردند. از دهه ۱۹۷۰، درمانگران شروع به ایده گرفتن از رهیافت های درمانی مختلفی کردند و امروزه روش درمان التقاطی[۱] رایج ترین مورد می باشد. روش درمان التقاطی یک رهیافت انعطاف پذیرتر و چند جانبه ای می باشد که به درمانگر اجازه می دهد تا برای شناسایی نیازهای درمانجو، از موثرترین روش های در دسترس استفاده کند. برخی از درمانگرانی که فکر می کنند این عنوان نامناسب می باشد، از عنوان روش درمان چند مدلی[۲] استفاده می کنند.برخی از درمانگران در سطح گسترده ای از یکی از حالت ها استفاده می کنند، همانند روان کاوی یا نظریه شناختی – رفتاری؛ولی به تکنیک های التقاطی نیاز وجود دارد. روش های خود آگاهی دیگری وجود دارند که از نظر موقعیت شبیه به روش التقاطی می باشند و هر کدام که بهترین کارایی را در یک موقعیت مشخص داشته باشند، مورد استفاده قرار داده می شوند.

نکته مهمی که در هر دو روش وجود دارد عبارت از این می باشد که درمانگر برای تکنیک هایی که استفاده می کند، دارای یک شناخت ثابتی از هر نظریه می باشد.درمان التقاطی نوعی رواندرمانی آزاد و منسجم است که بسته به مشکل، اهداف درمانی، انتظارات و انگیزۀ شخص، با نیازهای خاص هر نوع بیماری سازگار است. درمانگر درمان التقاطی از دستورالعمل‌های گوناگون کمک می‌گیرد و ممکن است از روش‌های علمی مختلفی برای ایجاد بهترین ابزارهای درمانی جهت کمک به مراجعه‌کننده استفاده کند. در واقع، درمانگر درمان التقاطی سعی می‌کند با استفاده از یک نوع درمان خاص یا ترکیبی از چند درمان، فرآیند درمانیِ هر مراجعه‌کننده را شخصی‌سازی کند. تحقیقات نشان داده است که این روش درمانی اثربخشی بالایی داشته است.

چه زمان از این درمان استفاده می‌شود؟

هر روان‌درمانگری می‌تواند روش التقاطی را به‌خوبی اجرا کند. درمانگر باید با راهکارهای مبتنی بر شواهد آشنا باشد که در انواع درمان‌ها به کار می‌رود و ثابت شده است که مناسبِ درمان برخی مشکلات خاص است.
درمانگر همواره باید بر اساس شواهد علمی، دانشی که کسب می‌کند و آموزش‌هایی که می‌بیند، نسبت به استفاده از هر نوع راهکار درمانی تصمیم‌گیری کند. درمان التقاطی را می‌توان برای یک نفر و یا گروهی از افراد انجام داد.

روند درمان التقاطی چگونه است؟

ممکن است در ابتدا، درمان التقاطی، بی‌برنامه به‌نظر برسد. احتمال دارد در ابتدای درمان راهکارهای مختلفی را امتحان کنید تا آنکه روند درمانی‌تان منسجم‌تر شود. مثلا، درمانگر رفتاری شناختی سراغ اصول درمان حسی برود و سؤالاتی در مورد سلامت جسمانی شما بپرسد، سپس نوعی درمان آرامش‌بخش ارائه دهد که به شما کمک می‌کند بتوانید روی هر ناراحتی جسمی که داشتید، تمرکز کنید.

هدف از انجام این کار این است که هر گونه عواطفی که باعث ناراحتی‌های جسمی می‌شود را شناسایی کرد، مثلاً کشیدگی شانه یا گردن. پس از آنکه درمانگر این عواطف را شناسایی کرد، مجدد سراغ درمان شناختی رفتاری می‌رود تا افکار، احساسات و رفتارهای منفی شما را تغییر دهد.

سازوکار این درمان چگونه است؟

یکی از اولین طرفداران درمان التقاطی، درمانگر شناختی، آرنولد لازاروس، برای توصیف روش خود از اصطلاح «چندوجهی» استفاده کرد، زیرا از روش‌ها یا راهکارهای مختلفی برای کمک به بیماران استفاده می‌کرد. لازاروس این نظریه را مطرح کرد که کامل‌ترین درمان، درمانی است که این هفت حالت را ارزیابی کند: رفتار، احساس فرد نسبت به زندگی، احساسات جسمانی، شناخت، روابط بین‌فردی، و توجه به میزان مصرف مواد مخدر توسط مراجعه‌کننده.

درمانگرها، به‌جای استفاده از یک راهکار نظام‌مند سنتی‌، محدود و سرراست، یک راهکار انعطاف‌پذیر به کار می‌برند تا فرآیند درمانی مراجعه‌کننده را دقیقاً مطابق با نیازهای او طراحی کنند و سپس سودمندترین حالات و روش‌ها را برای آن شخص انتخاب می‌کنند. درمانگر، محدود به انتخاب یک راهکار درمانی نیست که مناسب تمام افراد باشد و به‌دنبال الگوهای رفتاری جهانی نیز نیست، بلکه اطلاعات بسیار دقیقی از مراجعه‌کننده جمع‌آوری می‌کند و سپس نوع درمان او را مطابق به اختلالی که دارد، تنظیم می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 8 = 2