دلایل شکست خوردن رابطه عاطفی

داشتن یک رابطه عاطفی موفق یکی از لذت بخش ترین دستاوردهای هر فرد در زندگی است. چنین رابطه ای ما را از نظر عاطفی در مواجهه با دردها، مشکلات و چالش های زندگی قوی می کند که به ما قدرت حل مشکلات مختلف می دهد. با این حال، تعداد افرادی که در روابط عاطفی خود شکست می خورند هر روز بیشتر می شود. دلیل آن چیست؟ چرا نمی توانیم بخش عاطفی زندگی خود را به درستی مدیریت کنیم؟ داشتن روابط سالم و لذت بخش مستلزم خودآگاهی، رهاکردن خودخواهی، تعهد و البته علاقه به تغییر و رشد است. تعهد به ما این نیرو را می دهد که در سختی ها و مشکلات زندگی استقامت کنیم. دلایل متفاوتی را در این رابطه می توان عنوان کرد که باعث شکست خوردن یک رابطه می شوند و این دقیقا همان موضوعی است که در این متن قصد داریم در مورد آن با شما صحبت کنیم. در مدیریت رابطه عاطفی باید زبان خود را از «من» به «ما» تغییر دهیم. در ادامه می خواهیم به بررسی دلایل شکست خوردن رابطه عاطفی را بررسی کنیم.
شکست عاطفی چیست؟
وجود عشق می تواند زیباترین تجربه در زندگی هر فردی باشد، اگر در زمان مناسب و به درستی اتفاق بیفتد، نیاز به عشق ورزیدن و دوست داشته شدن توسط هر فردی که یکی از نیازهای اساسی زندگی اوست، باعث می شود راضی باشد. در مواردی نیز اتفاق می افتد که در یک رابطه عاشقانه و عاطفی با شکست یا ناامیدی مواجه می شوید. شاید این عبارت شکست خوردن رابطه عاطفی را زیاد شنیده باشید یا در بین شوخی های دوستانتان از آن استفاده کرده باشید اما بهتر است معنای دقیق و تخصصی شکست عاطفی و مفهوم آن را بدانید تا در صورت مواجه شدن با آن، از راه درست مدیریت کنید.
شکست عاطفی شرایطی است که در آن شخص، فردی را از دست می دهد که او را بی اندازه دوست دارد و می پرستد. تجربه طرد شدن و رها شدن توسط فردی که با او رابطه عاطفی عمیقی دارید می تواند باعث شود که فرآیندی دقیقاً مشابه روند مرگ عزیزان را طی کنید و یک سری احساسات و عواطف ناخوشایند را برای شما به ارمغان بیاورد. به همین دلیل توصیه می شود شکست خوردن رابطه عاطفی را به عنوان یکی از مهم ترین زخم های روحی و روانی زندگی جدی بگیرید و بلافاصله پس از مواجه شدن با این تجربه ناخوشایند، با آن مقابله کنید.
برای یادگیری تکنیک های ثروت سازی با کلام، آداب معاشرت و ارتباط موثر می توانید در دوره های آموزشی مریم مبارکی شرکت کنید.
دلایل شکست خوردن رابطه عاطفی
1. خودشیفتگی و خودخواهی نوعی روابط نامتعادل
خودخواه بودن باعث می شود که فرد در انواع تصمیم گیری های روزمره فقط به فکر خود باشد و دیگران را فراموش کند یا نادیده بگیرد. اگر مایل نیستید که به اندازه همسرتان در امور خانه یا مراقبت از فرزندان شرکت کنید، همسرتان احساس می کند که قدر او را نمی دانید و از دست شما ناراحت می شود.
خودشیفتگی مشکل دیگری در روابط عاطفی است. این اختلال روانی باعث می شود که فرد خود را بی نهایت جذاب ببیند، قادر به همدلی با دیگران نباشد و برای رسیدن به اهداف خود از دیگران سوء استفاده کند. بی مسئولیتی، تنبلی و مواردی از این دست از مشکلات رایج این اختلال است.
عدم تعادل در رابطه نیز به سرعت منجر به شکست خوردن در رابطه عاطفی می شود. فرض کنید در رابطه ای هستید که در آن فقط نیازها و خواسته های یک طرف در نظر گرفته شده است. مثلا خانواده همسرتان در برنامه های مختلف در اولویت هستند یا همیشه یک مهمانی حرف آخر را می زند. چنین روابط نامتعادلی، که در آن فقط یک نفر مورد توجه قرار می گیرد و دیگری نادیده گرفته می شود یا گاهی مورد آزار و اذیت قرار می گیرد، دیر یا زود فرو می ریزد. باید بپذیرید که رابطه دو طرفه به معنای آغاز یک شراکت کامل است. وقتی یک طرف رابطه ناراضی است، این احساس زخم هایی بر روح و قلب فرد می گذارد که ترمیم آن بسیار دشوار است. رابطه باید متقابل و مطابق با نیازها و خواسته های طرفین باشد.
برای تقویت روابط عاطفی باید قدر یکدیگر را بدانید و مدام در قالب رفتارهای مختلف، علاقه خود را به شریک عاطفی تان نشان دهید.
برای رزرو جلسات مشاوره حضوری و آنلاین وارد بخش رزروشن شوید
2. اولویت ندادن به رابطه
متأسفانه هیچ کدام از مراکز آموزشی همانند مدرسه یا دانشگاه، به ما یاد نمی دهند که چگونه با دیگران، مثلاً با همسر و شریک آینده خود، روابط موفقی داشته باشیم. اگر ندانیم که اولویت بندی رابطه ای که در آن قرار داریم سنگ بنای آن رابطه است، به زودی در رابطه عاطفی خود دچار مشکل خواهیم شد و منجر به شکست خوردن رابطه عاطفی می شود. رابطه شما با طرف مقابل همیشه نیاز به توجه و مراقبت دارد. اگر به بهانه بچه دار شدن در زندگیتان از یکدیگر دور شوید، کم کم فاصله بیشتر و بیشتر می شود. اجازه ندهید چیزی رابطه شما را خراب کند. به یاد داشته باشید، اگر زمان کمتری را با شریک زندگی خود بگذرانید، روابط فیزیکی و عاطفی خود را محدود کنید، کمتر در مورد رویاها و آرزوهای خود صحبت کنید، یک دره عمیق بین شما دو نفر ایجاد می شود.
پس گوش دادن را بیاموزید و سعی کنید با دقت به مشکلات، ماجراها و گفتگوهای همسرتان گوش دهید، پروژه های هیجان انگیز و مفرح را با هم انجام داده و اجازه ندهید که رابطه شما به اولویت دوم زندگی شما تبدیل شود. دلایل مختلفی مانند خانواده همسران، فشار کاری، سفرهای کاری و … می تواند منجر به دوری زوجین شود. هر چیزی که شما را از هم جدا می کند، سریع با آن مقابله کنید.
برای رزرو جلسات مشاوره حضوری و آنلاین وارد بخش رزروشن شوید
3. خشم و عصبانیت
روابط مختل شده با فریادهای بی دلیل، افراد را به ورطه منفی گرایی و بدزبانی نسبت به یکدیگر سوق می دهد و منجر به شکست خوردن رابطه عاطفی می شود. بنابراین باید روابط بین دو نفر مدیریت و کنترل شود. اگر نتوانید خشم و عصبانیت خود را به درستی مدیریت کنید، نتیجه چیزی جز استرس نخواهد بود. زندگی امروز پر از استرس هایی است که همه ما را تحت فشار قرار می دهد. با وجود چنین مواردی، هر لحظه ممکن است صبر و حوصله به پایان برسد اما باید قوی باشیم و با مدیریت صحیح خشم و نگرانی هایمان، از بروز مشکلات عاطفی جلوگیری کنیم. نیازی نیست وقتی عصبانی هستید واکنش نشان دهید. سعی کنید آرام باشید و تلاش کنید که آرام بمانید.
4. خیانت
اعتماد زمینی است که عشق و روابط قوی در آن رشد می کند. اگر اعتماد افراد به یکدیگر خدشه دار شود، ادامه رابطه مانند راه رفتن با زخم چرکین روی پاهای شما خواهد بود. خیانت مقوله بسیار پیچیده ای است که در صورت وقوع، خشم و درد زیادی در طرف خیانت شده ایجاد می کند. این عصبانیت و اندوه بسیار مخرب است. وقتی شریک زندگی شما خیانت می کند، باید با هم در مورد آن صحبت کنید، آنها باید مسئولیت رفتار خود را بپذیرند و سعی کنند اشتباه خود را جبران کنند و اعتماد از دست رفته را بازسازی کنند. اگر مشکل حل نشود و موضوع حل نشده باقی بماند، لایههای خیانت عمیقتر و عمیقتر میشوند. دروغ و پنهان کاری زیاد می شود و آن زمان است که رابطه عاطفی تمام می شود. از بین رفتن اعتماد بین افراد مشکلاتی مانند ایجاد احساس ناامنی، حسادت و احساسات مشابه را در پی خواهد داشت. صداقت همیشه راه حل خوبی برای حل مشکلات مختلف است. سعی کنید همیشه در رابطه عاطفی خود صادق باشید تا تحت تاثیر شرایط شکست خوردن رابطه عاطفی قرار نگیرید.
از خیانت به عنوان بزرگ ترین عامل شکست در زندگی مشترک یاد می کنند. برخی افراد نمی توانند به هیچ عنوان این واقعه را تحمل کرده و به همین دلیل ترجیه می دهند با دیدن کوچکترین علائم خیانت، رابطه دونفره را ترک کنند. موضوع مهمی که باید به آن توجه داشت این است که خیانت تنها به معنای برقراری ارتباط با فردی دیگر در دنیای واقعی نیست. فن آوری و تکنولوژی، پیشرفت های زیادی کرده و وجود شبکه های اجتماعی مختلف و غیره می توانند بهترین شرایط را برای کسانی که نمی توانند خود را به یک نفر متعهد بدانند، فراهم کرده اند. بنابراین نباید این گونه تصور کرد که خیانت زمانی اتفاق می افتد که یک فرد در دنیای واقعی با فرد دیگری در ارتباط است.
حضور یک غریبه در فضای مجازی، در حالی که فرد در دنیای واقعی به کسی دیگری تعهد داده است، خیانت محسوب می شود.
5. انتظارات متفاوت
انتظارات افراد در رابطه باید هماهنگ باشد. برخی از توقعات غیر منطقی زندگی دو نفر را به خطر انداخته و موجب شکست خوردن رابطه عاطفی می شود. اگر کسی شما را تنها گزینه ای مناسب برای ادامه رابطه عاطفی خود می داند، نباید او را اولویت اول خود قرار دهید، یا به عبارت غیررسمی تر، سلطان قلب خود قرار دهید. خواسته های شما در زندگی باید با طرف مقابل همخوانی داشته باشد. دو نفر با دیدگاه های متفاوت به زندگی نمی توانند مدت زیادی با هم دوام بیاورند. در ابتدای شکل گیری هر رابطه ای، جاذبه های بیرونی، علایق مشترک، زمینه های اجتماعی افراد را به خود جذب می کند اما در آینده باید جهت نگاه آنها به مسیر زندگی یکسان باشد. شما باید بدانید که شریک زندگی شما چه انتظاراتی از زندگی مشترک دارد. اولویت های او عشق و احساسات است یا فقط به دنبال خانواده است.
6. عدم تطابق
سرعت تغییر و رشد افراد باید با یکدیگر هماهنگ باشند. رابطه ای که یکی از طرفین در کار، روابط با دیگران، ظاهر و چیزهای دیگر با سرعت زیاد پیشرفت کند و دیگری با تنبلی و کندی، راه به جایی نخواهد برد. زوج های موفق در یک مسیر هستند و با سرعت یکسانی تغییر می کنند. زوج ها باید از نظر جسمی، روحی، عقیدتی و خیلی چیزهای دیگر با هم سازگار باشند.
ناسازگاری از عوامل اساسی شکست در روابط است. ناسازگاری شکل های متفاوتی دارد. برای مثال افرادی که برون گرای شدید هستند با افرادی که درونگرای شدید هستند نمی توانند رابطه خوبی باهم داشته باشند؛ زیرا افراد برونگرا تمام احساسات خود را نشان داده و از بودن در جمع دوستان و یا خانواده خود لذت می برند و این در حالی است که افراد درون گرا از بودن در جمع احساس رضایت زیادی را تجربه نمی کنند. حال شما فرض کنید دو نفر، که یکی از آنها به شدت درونگراست و طرف دیگر به شدت برونگرا، چگونه می توانند در زیر یک سقف با هم زندگی کرده و رابطه عاطفی که دارند به یک سرانجام شیرین و موفق دست پیدا کند؟
7. عدم احترام در رابطه
روابط زن و شوهر بسیار پیچیده است. ارتباط عاطفی که منجر به شکل گیری یک پیوند دائمی می شود بسیار عجیب تر و پیچیده تر از آن چیزی است که فکر می کنید. بسیاری از شکست خوردن رابطه عاطفی به دلیل به هم خوردن روابط زوجین اتفاق می افتد. تحقیر و سرزنش روی دیگر احترام و رفاقت است. اگر زوجین همدیگر را سرزنش و تحقیر کنند، نسبت به یکدیگر بی ادب باشند، دچار سوء تفاهم شده و علاقه خود را نسبت به یکدیگر از دست می دهند. وقتی بی احترامی بین یک زوج به وجود می آید، رابطه گرم و حس عاشقانه، اولین چیزهایی هستند که رابطه عاطفی را ترک می کنند. موضوعی که باعث می شود دو نفر در کنار هم بتوانند زندگی کرده و یک رابطه عاشقانه را به وجود آورند، احساسات عمیق قلبی است که آن دو نسبت به هم دارند. اگر زوجین نسبت به هم بی احترامی کرده و باعث تحقیر هم شوند، دلسردی جای تمام احساسات عاشقانه را گرفته و این می تواند باعث گسسته شدن یک رابطه شود. زوجینی که بدزبانی می کنند، یکدیگر را تحقیر می کنند و یا کسانی که به شدت به سرزنش شریک خود می پردازند نمی توانند رابطه ای خوب با هم داشته باشند و این مورد یکی از مواردی است که می تواند احساسات رقیق قلبی را از بین برده و آن را نابود کند.
8. سوء استفاده
سوء استفاده از طرف مقابل می تواند به طرق مختلف رخ دهد. آزار کلامی، جنسی، عاطفی، جسمی و غیره. روابط را به شدت ناپایدار می کند. پرخاشگری، خودشیفتگی بیمارگونه، کنترل و ارعاب در یک رابطه می تواند به سرعت ریشه های یک رابطه را بسوزاند و باعث شکست خوردن رابطه عاطفی می شود.
9. عادات ناخواسته و مضر
یکی دیگر از عواملی که رابطه مشترک را از شیب شکست پایین می برد، عادات ناخواسته و مخربی مانند اعتیاد است. قمار و شرط بندی، اعتیاد به الکل، مواد مخدر و هر عادت مخرب دیگری می تواند یک رابطه را از بین ببرد و موجب شکست خوردن رابطه عاطفی می شود.
10. دور شدن از یکدیگر و عدم انگیزه
هر یک از این موارد می تواند اثرات نامطلوب جدی روی یک رابطه، به خصوص رابطه طولانی مدت داشته باشد. این مشکلات بیشتر در زوج هایی مشاهده می شود که مدت زیادی با هم بوده اند و به دلایل مختلف از جمله فشار کاری، حضور فرزندان و مواردی از این دست نمی توانند با هم باشند و خسته و بی انگیزه هستند. از رشد با هم غافل شدند یا از همه ضربه خوردند و همه اینها دست به دست هم داد تا بین آنها فاصله ایجاد شود.
وقتی کودکان خانه را ترک می کنند تا زندگی مستقلی داشته باشند، والدین با جای خالی یا به عبارتی سندروم لانه خالی مواجه می شوند. این زمانی است که مشکلات بین زوجین بیشتر خود را نشان می دهد، گویی هیچ وجه اشتراکی با هم ندارند و فاصله زیاد بین آنها را از هم جدا کرده است.
11. مشکلات مالی
این مورد یکی از مهم ترین علل اختلاف بین زوجین است. اگر مدیریت امور مالی به درستی انجام نشود، رابطه با مشکلاتی مانند بی اعتمادی، قدرت طلبی و ارعاب، کنترل بیش از حد و … مواجه خواهد شد. طبیعی است که طعم چنین رابطه ای تلخ تر از زهر باشد. شاید برخی افراد تصور کنند که مسائل مالی و نقش آن در شکست روابط عاشقانه آنچنان مطرح نیست و نمی تواند به عنوان یک دلیل مهم در این رابطه مطرح باشد. متاسفانه چیزی که در واقعیت وجود دارد، بر عکس این تصور است. مسائل مالی یکی از مهم ترین عواملی است که می تواند باعث شکست رابطه عاشقانه دو نفر شود. در دنیایی که برای رفع نیازهای اساسی زندگی باید هزینه کرد، مشکلات مالی می تواند دردسرهای زیادی با خود به همراه داشته باشد. از آنجایی که گاهی اوقات فشارهای مالی، بسیار زیاد است این احتمال وجود دارد که یکی از طرفین که معمولا خانم ها هستند تمایلی برای ادامه رابطه نداشته و برای ترک آن اقدام کنند.
12. نداشتن تعهد
یکی از مسائلی که می تواند ضامن بقا و دوام یک زندگی مشترک باشد، تعهد است. اگر در یک رابطه تعهد وجود نداشته نباشد با بروز اولین مشکلات، افراد جا زده و یک رابطه عاشقانه را ترک می کنند. حال، اگر واژه تعهد به معنای واقعی حضور داشته باشد و افراد خود را به آن وفادار بدانند، حتی در صورت بروز سخت ترین و غیر قابل تحمل ترین مشکلات، می توان یک رابطه دونفره را حفظ کرد. اگر به زندگی گذشتگان خود نگاه کنید متوجه خواهید شد که طلاق در میان جوامع گذشته آنچنان شایع نبود؛ زیرا افراد نسبت به زندگی مشترکی که به آن وارد شده بودند احساس تعهد می کردند و به همین دلیل بود که با وجود مشکلات فراوان، در کنار هم زندگی می کردند و میزان طلاق بالا نبود. شکلی از شکست وجود دارد که قدمت آن به بلندی طول زندگی بشر بر روی کره زمین است و احتمالا اکثر انسانها حداقل یکبار آن را تجربه کردهاند: شکست عاطفی! شکست در یک رابطه عاطفی که ما آن را با اصطلاح شکست عشقی میشناسیم پرتکرارترین شکست مشترک میان تمام انسانها در هر جنس، رنگ و نژادی است. تکرار شکست عاطفی را میتوان درد مشترک هر زن و مردی دانست که قلبی در سینه دارد. منظور از تکرار در شکست عاطفی درگیری با یک اختلال روانشناختی خاص نیست بلکه منظور شرایط روانی دشواری است که یک زن یا مرد به دلیل جداییهای پی در پی در آن قرار گرفته و احساسات ناخوشایند او را محاصره نمودهاند اما تکرار این شکست عاطفی میتواند از یک اختلال روانشناختی خاص در فرد ناشی شده یا در دراز مدت، این احساس شکست به یک مشکل روانشناختی مانند افسردگی، اجتناب از قرار گرفتن در رابطه، کاهش عزت نفس و … منجر گردد.
بنابراین ریشهیابی علت تکرار شکست عاطفی میتواند چراغی روشناییبخش برای آگاهی نسبت به آن چیزی باشد که در روان و ذهن ما میگذرد. رهایی از این دور باطل ما را یک قدم به سلامت روان نزدیک خواهد کرد
نشانههای شکست در رابطه عاطفی

پیش از آنکه به بررسی علت تکرار شکست عاطفی بپردازیم باید بدانیم که منظور از شکست عاطفی چیست و چه زمانی باید نسبت به دوام رابطه عاطفی خود نگران باشیم چرا که حساسیت نسبت به وضعیت یک رابطه عاطفی و آنچه که در لحظات قد کشیدن رابطه میگذرد از جمله نخستین اقداماتی است که باید برای مراقبت از رابطه توسط هر دو طرف انجام شود.
در این بخش ابتدا لازم است بدانیم که یک رابطه عاشقانه قبل و بعد ازدواج هرگز مسیر همواره صعودی را طی نخواهد کرد.
اینکه تصور کنید یک رابطه عاطفی خوب و ایدهآل رابطهای است که هرگز هیچگونه چالش، تعارض و اختلافی در آن اتفاق نیفتد کاملا اشتباه است.
رابطه عاشقانه در بهترین حالت درست مانند یک موج سینوسی است که اوج و قعرهای خود را دارد اما این بالا و پایین شدنها نباید شدت بسیار زیادی داشته باشد به طوری که موج سینوسی تبدیل به یک خط زیگزاگ شود.
در یک رابطه عاطفی نرمال زمانهایی وجود دارد که تصور میکنید در اوج هستید و میتوانید به راحتی ذهن یکدیگر را بخوانید اما گاهی روزهای چالشبرانگیز نیز از راه میرسند و لحظاتی احساس میکنید که کیلومترها از دنیای درون روانی همدیگر دور هستید.
در یک رابطه عاطفی سالم و پایدار نیز این روزهای سفید و سیاه وجود دارند اما یک زوج موفق، قدرت و تسلط لازم برای مدیریت خود در این شرایط را داشته و به جای پاک کردن صورت مسئله به دنبال حل تعارض از مسیر درست هستند.
علت تکرار شکست عاطفی

حال که نشانههای اصلی نزدیک شدن به تجربه تکرار شکست عاطفی را شناختید اگر نسبت به این علائم آگاه و هوشیار باشید احتمالا دیگر از شکست رابطه عاشقانه خود شوکه نخواهید شد و میتوانید علاج پیش از واقعه کنید که تنها راه آن، ریشهیابی علت تکرار شکست در وجود خودتان است.
احتمالا اکنون که اینجا و در حال مطالعه این محتوا هستید پس از بارها تجربه شکست دیگر به این نتیجه رسیدهاید قطع ارتباط با دنیای بیرون و مقصر دانستن دیگران کمکی به شما نخواهد کرد و با این نشخوارهای فکری فقط سند تنهایی خود را امضا میکنید.
آیا این علتجویی به تنهایی قابل انجام است؟
بدون شک هر آگاهی، چراغی است که در ذهن ما روشن شده و مسیر تاریک پیش رو را آشکار مینماید اما دشوار به نظر میرسد که یک فرد بتواند به تنهایی و بدون دریافت کمک از یک ناظر متخصص و هوشمند بیرونی آنچه که درونش میگذرد را کشف کند. هیچگاه قدرت فریب ذهن و ناخودآگاه خود را دست کم نگیرید.
اگر ذهنتان تا کنون با خطاهای شناختی خود ماجرای شکست را اینگونه جلوه داده که تمام زنان یا مردان کره زمین بد هستند و این شما هستید که قربانی تکرار شکست عاطفی خود هستید بدون شک در آینده نیز قادر خواهد بود که شما را از مسیر درک درست علت تکرار در شکست عاطفی و درمان آن منحرف کند.
در بسیاری موارد علت اصلی تکرار شکست در رابطه عاطفی اختلالات شخصیت است.
کسانی که دارای سطحی از انواع اختلالات شخصیت مانند شخصیت خودشیفته، وابسته، اجتنابی یا ضداجتماعی و پارانویید هستند تقریبا محال به نظر میرسد که بتوانند به راحتی و به تنهایی علت تکرار شکست رابطه عاطفی خود را جستجو نموده و آن را بپذیرند. بنابراین دریافت کمک از یک رواندرمانگر فردی نخستین و مهمترین گام برای ارزیابی درست علت تکرار شکست عاطفی است.
بسیاری از مشکلات روانشناختی با رواندرمانی و دارودرمانی قابل حله و آگاه مایند یک کلینیک بین المللی و آنلاین در دستان شماست.
حال اگر بخواهیم به طور کلی و بر اساس آنچه که در روابط عاطفی میان زنان و مردان اتفاق میافتد علت تکرار شکست در روابط عاشقانه و عاطفی را درک کنیم میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. از بین بردن اعتماد متقابل

نبود اعتماد رایجترین علت تکرار در شکست روابط عاطفی است.
اگر فردی هستید که اهمیتی برای امنیت روانی شریک عاطفی خود قائل نیستید و مدام با دروغ و پنهانکاری دایره امنیت و اعتماد رابطه را تنگتر میکنید احتمالا با شکستهای متعدد در روابط عاطفی خود مواجه خواهید شد.
لازم است که ریشه این عدم صداقت را در خود پیدا کنید. اگر بسیار قول میدهید و هر بار به راحتی آنها را زیر پا میگذارید هیچ جای تعجب ندارد که در روابط عاطفی خود با شکست روبهرو باشید.
همچنین اگر شخصیتی دارید که در انتخاب شریک عاطفی معمولا جذب افرادی میشوید که ارزشی برای جلب اعتماد و حفظ امنیت شما در رابطه قائل نیستند باید از یک رواندرمانگر فردی برای اصلاح این انتخاب ناخودآگاه کمک دریافت کنید.
۲. حسادت
زمانی که جوانه حسادت رشد کند خیلی زود به درختی تنومند تبدیل خواهد شد که ریشه سمی آن میتواند خاک حاصلخیز یک رابطه را به کل از بین ببرد. در بسیاری موارد حتی علت اصلی شکل گرفتن فضای خسته کننده بیاعتمادی در رابطه به علت حسادت در یکی از طرفین است.
حسادت بیمارگونه میتواند یکی از دلایل اصلی شکست پی در پی در روابط عاطفی باشد.
۳. عدم سازگاری خود
در اینجا منظور از خود مفهومی است که ما در روانشناسی آن را با اصطلاح ایگو (ego) میشناسیم.
ایگو بخشی نیمه هشیار از شخصیت هر فرد است که میان ناخودآگاه شخص و آنچه که در دنیای بیرون اتفاق میافتد سازگاری برقرار میکند.
حال اگر فردی در این بخش دچار ضعف و مشکل باشد با عدم سازگاری در رابطه عاطفی مواجه شده و قادر نخواهد بود که تعارضات ایجاد شده در رابطه را به درستی مدیریت و حل نماید. یک ایگوی بیمار احتمالا توقع دارد که در هر رابطهای همه چیز همواره طبق نظر و باب میل خودش باشد.
۴. عدم وفاداری

اگر در یک رابطه به ظاهر جدی هستید اما هر زن یا مرد دیگری به راحتی توجه شما را به خود جلب نموده یا به هر پیشنهاد جدیدی فکر میکنید احتمالا باید در شیوه فکر و رفتار خود تجدید نظر نمایید. نمیتوانید از شریک عاطفی خود توقع داشته باشید که پس از هربار لغزیدن شما را ببخشد.
۵. نشناختن اولویتها
بسیار اتفاق افتاده که فردی پس از بارها تجربه شکست عاطفیُ، زمان حضور در اتاق مشاوره در پاسخ به این پرسش که اولویتهایت برای انتخاب شریک عاطفی کدامند؟ هیچ جواب شفاف و روشنی نداده است.
چطور ممکن است که اولویتهای خود را نشناسید و در انتخاب شریک عاطفی مناسب موفق باشید؟
شناسایی اولویتها زمانی که از یک متخصص در این حوزه مشاوره بگیرید اصلا کار سختی نیست. عدم سازگاری نیز وابسته به همین عدم شناسایی اولویتها پیش از انتخاب فردی برای شروع رابطه میباشد.
۶. ضعف در برقرای ارتباط و تعامل دو طرفه
اگر شخصی هستید که به دلیل مشکلات روانشناختی مختلف مانند قرار گرفتن در سطحی از اختلال شخصیت اسکیزویید یا درونگرایی افراطی و اضطراب اجتماعی و بسیاری مشکلات دیگر، هیچ قدمی برای گفتگوُ، برقراری ارتباط و ساختن تجربه هیجانی با شریک عاطفی خود برنمی دارید نباید از تکرار شکست در روابطتان متعجب باشید.

علاوه بر این شخصی که در تعامل با شریک عاطفی خود مدام او را مورد اهانت و سرزنش قرار داده و از هیچ فرصتی برای تحقیر و آزار کلامی طرف مقابل دریغ نمیکند یا با قضاوتهای اشتباه و بیرحمانه موجب رنجش و احساس گناه میشود تا زمانی که این مشکلات رفتاری عمیق را در خود درمان نکند بدون شک عضوی از یک رابطه عاطفی امن و شاد نخواهد بود.
۷. کمبود وقت
اگر چندین تجربه از برقراری رابطه عاطفی با مردان یا زنانی دارید که به دلیل مشغله زیاد وقتی برای گذراندن با شما نداشتند یا اینکه علی رغم وجود زمان کافی تمایلی به حضور موثر در رابطه نداشتند احتمالا باید با دریافت کمک از یک رواندرمانگر در وضعیت درون روانی و شخصیت خود کاوش بیشتری نموده و علت این انتخاب اشتباه را کشف کنید.
همچنین اگر خودتان از آن دسته شریکهای عاطفی هستید که به دلایل درست یا با بهانههای واهی کمترین زمان را به وقت گذراندن با شریک عاطفی خود اختصاص میدهید و تنها در ساعات تفریح و بیکاری به یاد او میافتید نباید توقع داشته باشید که به عنوان یک شریک عاطفی خوب شناخته شده و در روابط خود شکست نخورید.
درباره آگاه مایند
آگاه مایند فضایی تخصصی و در عین حال صمیمی و در دسترس برای افزایش آگاهی و بهبود مسائل فردی و اجتماعی در حوزه های مختلف روانشناختیمشاهده تمام پست ها توسط آگاه مایند